تعیین سازوکار جایگیری توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ (شمال‌غرب الیگودرز) با روش بررسی ناهمگنی پذیرفتاری مغناطیسی (AMS)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشکده علوم زمین، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران

چکیده

توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ واقع در شمال‌غرب الیگودرز، به سن ژوراسیک میانی (178 میلیون سال) با ترکیب بیشتر گرانودیوریتی در درون سنگ‌های متاپلیتی پهنه سنندج-سیرجان جای گرفته است. سازوکار جایگیری این توده برای اولین بار با روش ناهمگنی (انیزوتروپی) پذیرفتاری مغناطیسی (AMS) بررسی شده است. بر اساس بررسی‎های انجام شده، مقادیر میانگین پذیرفتاری مغناطیسی (Km) بر حسب µSI در واحدهای سنگی مختلف سازنده آن عبارتند از: گرانودیوریت‌ها (257)، لوکوگرانیت‌ها (47)، لوکوگرانیت‌های حاوی تورمالین زیاد (148)، لوکوگرانیت‌های حاوی اندکی تورمالین (48)، میگماتیت‌ها (437) و آنکلاوهای سورمیکاسه (386). با توجه به این مقادیر، بخش فلسیک توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ جزو گرانیتوئیدهای پارامغناطیس µSI )500<Km<0( (معادل سری ایلمنیت یا نوع S) محسوب می‌شود. بر اساس شاخص‌های مغناطیسی و تفسیر آنها این توده گرانیتوئیدی را به قلمروهای A و B و زیرقلمروهای A1 و A2 می‌توان تقسیم کرد. در این زیرقلمروها، خطواره‌های مغناطیسی بیشتر به سمت شمال است. در بخش میانی توده (قلمروی B) خطواره‌های مغناطیسی بیشتر به سمت شرق و جنوب‌شرق آرایش نشان می‌دهد. با توجه به الگوهای توزیع خطواره‌های مغناطیسی، این دو قلمرو با اندکی تأخیر زمانی نسبت به یکدیگر جای گرفته‌اند. در ضمن، جایگیری قلمروی A بر B تقدم داشته است. با توجه به الگوی توزیع و میل خطواره‌ها و شیب برگواره‌های مغناطیسی، مبانی تعبیر و تفسیر شاخص‌های مغناطیسی و ویژگی‌های زمین‌شناسی منطقه‌ای، توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ به شکل یک سیل نسبتاً بزرگ و در پهنه برشی راست‌بر (مرتبط با یک رژیم ترافشارشی= transpression) جای گرفته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The investigation of anisotropy of magnetic susceptibility (AMS) and the emplacement mechanism of Darreh Bagh granitoid pluton (NW Aligudarz)

نویسندگان [English]

  • Mahmoud Sadeghian
  • Sakineh Shekari
دانشگاه صنعتی شاهرود - دانشکده علوم زمین
چکیده [English]

The Darreh Bagh granitoid pluton (DGP), with middle Jurassic age (178 Ma), located in the northwest of Aligudarz city. The pluton is mainly granodioritic composition which emplaced in metapelitic rocks of Sanandaj-Sirjan structural zone. For the first time, the emplacement mechanism of this pluton, investigated by anisotropy of magnetic susceptibility (AMS) method. Based on the present investigations, the mean magnetic susceptibility, in terms of µSI for the studied rock groups are as follow: granodiorites (257), leucogranites (47), high tourmaline leucogranites (148), low tourmaline leucogranites (48), migmatites (437), surmicaceous enclaves (386). Considering the obtained values, the felsic part of the DGP belongs to the paramagnetic granitoids (500>km>0 in µSI) (equal to ilmenite series or S-type). Based on the magnetic parameters and their interpretations it is possible to divide DGP into the A and B domains and A1, A2 subdomains. The magnetic lineations in the subdomains oriented to the north. Whereas in the middle part of the pluton (B domain) it oriented dominantly to the east and southeast. Based on distribution patterns of magnetic lineations these domains were emplaced with a short delay compared to each other. Meanwhile, A domain was emplaced prior to B domain. With attention to distribution patterns of magnetic lineations and foliations, the principles of interpretation of magnetic parameters and regional geological characteristics, the Darreh Bagh granitoid pluton was emplaced in the form of a relatively large sill in a dextral shear zone (related to a transpression regime).

کلیدواژه‌ها [English]

  • Anisotropy of magnetic susceptibility (AMS)
  • Sanandaj-Sirjan zone
  • Magnetic lineations and foliations
  • Transpression regime
  • Aligudarz
  • Sanandaj
  • Sirjan zone

مقدمه

توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ، با وسعت تقریبی 60 کیلومتر مربع در 5 کیلومتری شمال‌غرب شهرستان الیگودرز و در قسمت میانی پهنه ساختاری سنندج-سیرجان واقع شده است (شکل 1). بر اساس نفوذ این توده در درون سنگ‌های متاپلیتی با ترکیب سنگ‌شناسی اسلیت، فیلیت، میکاشیست و گارنت میکاشیست (معادل دگرگون شده شیل و ماسه‌سنگ‌های اواخر تریاس-اوایل ژوراسیک) و تعیین سن‌های صورت گرفته روی این توده بر روی زیرکن با روش U-Pb Esna-Ashari, 2011)؛ (Esna-Ashari et al.,2012 و تعیین سن‌های انجام شده بر روی توده‌های گرانیتوئیدی مشابه همجوار در پهنه سنندج-سیرجان نظیر: توده گرانیتوئیدی آستانه (Tahmasbi et al., 2001)، همدان (Baharifar et al., 2004)، بروجرد (Ahmadi khalaji et al., 2007)، شهرکرد (Davoudian et al., 2008)، اشنویه (Ghalamghash et al., 2009)، ازنا (Shabanian et al., 2009)، الوند (Shahbazi et al., 2010)، دهنو (Rajaieh et al., 2010)، بوئین میاندشت (Ghasemi, 1992) و ... منطقی‌ترین سن برای تشکیل و جایگیری این توده ژوراسیک میانی است.

این توده نفوذی با عنوان توده گرانیتوئیدی ملاطالب از دیدگاه سنگ‌شناسی، ژئوشیمی و پترولوژی توسط پژوهشگران متعدد نظیر: Seddighi (1994)، Bagherian و Khakzad (2001)، Abdollahi (2008)، Darvishi و Bagheryan (2008)، Esna-Ashari و همکاران (a2011 و b2011) بررسی شده اما از لحاظ فابریک مغناطیسی تاکنون پژوهشی بر روی آن انجام نشده است. فابریک‌های مغناطیسی این توده، در پرتو روش بررسی ناهمگنی پذیرفتاری مغناطیسی برای نخستین بار انجام شده است و نتایج به دست آمده از آن در پژوهش حاضر ارایه می‌شود.

 

زمین‌شناسی و سنگ‌شناسی

توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ، واقع در شمال‌غرب الیگودرز، در بین سنگ‌های دگرگونی ناحیه‌ای درجه پایین با طیف سنگ‌شناسی اسلیت، فیلیت و شیست معادل دگرگونی سنگ‌های شیلی-ماسه‌سنگی شمشک به سن اواخر تریاس تا اوایل ژوراسیک جای گرفته است. سنگ‌های میزبان توسط تعداد اندکی دایک میکرودیوریتی قطع شده ‎است (Mardani et al., 2010؛ (Baghbani, 2012. در مناطق همجوار برخی از این دایک‌های میکرودیوریتی، توده‌های گرانیتوئیدی از جمله توده گرانیتوئیدی گل‌زرد را قطع کرده‌اند (Badallo, 2012). در ضمن، در محدوده بسیار کم وسعتی از حاشیه غربی توده رخنمونی از سنگ‌های دیوریتی گسیخته شده مشاهده می‌شود. فضای بین قطعات گسیخته شده را گرانودیوریت‌ها به خود اختصاص می‌دهد
(Esna-Ashari et al., 2011a). بر اساس مشاهدات صحرایی و مقاطع نازک تهیه شده ترکیب سنگ‌شناسی غالب توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ، گرانودیوریتی است. گرانودیوریت‌ها توسط دایک‌های لوکوگرانیتی و رگه‎ها و رگچه‎های آپلیتی و پگماتیتی قطع شده‌اند. برخی از این رگه‌های آپلیتی و پگماتیتی حاوی تورمالین است. حضور آنکلاوهای متاپلیتی (آندالوزیت هورنفلسی، میکاشیستی، زینولیت‌های کوارتزی و زینوکریست‌های آندالوزیتی) از ویژگی‌های بارز این توده محسوب می‌شود. جایگیری توده گرانیتوئیدی در سنگ‌های دگرگونی ناحیه‌ای میزبان و گرمای ناشی از وجود آنها، دگرگونی مجاورتی کم ضخامتی در حد کردیریت-هورنفلس ایجاد کرده است.

شواهد صحرایی و بررسی‌های میکروسکوپی معرف آن است که گرانیت‌زایی در طی تحولات چند مرحله‌ای صورت گرفته است که به تشکیل و جایگیری این توده گرانیتوئیدی و برخی توده‌های گرانیتوئیدی همجوار منجر شده است. این فرآیند چند مرحله‌ای در بررسی‌های پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته و به ندرت آثار فهم صحیح آن در مستندات منتشر شده مشاهده می‌شود. با توجه به شواهد صحرایی و پتروگرافی، در اثر جایگیری ماگماهای بازیک-حدواسط (با ترکیب گابرو تا دیوریت) در بین مجموعه متاپلیتی (اسلیت، فیلیت، میکاشیست و گارنت میکاشیست) دما بالا رفته (دگرگونی مجاورتی گسترده‌ای صورت گرفته) و تا حد ذوب مجموعه دگرگونی پیش ‎رفته است. ابتدا آندالوزیت هورنفلس و سپس سیلیمانیت هورنفلس تشکیل شده و با گذر از مرز دمایی ذوب متاپلیت‌ها، ماگماهای گرانیتوئیدی به وجود آمده‌اند. سپس ماگماهای تولید شده به ترازهای بالاتر پوسته صعود و جایگیری کرده است. در ضمن، لوکوگرانیت‌ها و پگماتیت‌های تورمالین‌دار به صورت دایک یا رگه و رگچه، گرانودیوریت‌ها را قطع کرده‌اند. بر اساس شواهد صحرایی اختلاف زمانی بین توده‌های بازیک و فلسیک چندان زیاد نبوده است (Baghbani, 2012؛ (Shekari, 2012.

با توجه به کلیه شواهد از جمله: حضور گسترده زینوکریست‌های آندالوزیت، آنکلاوهای متاپلیتی (شیستی و هورنفلسی) آنکلاوهای متاپسامیتی، زینولیت‌های کوارتزی، حضور گسترده بیوتیت، حضور تورمالین و بقایای گارنت در سنگ‌های گرانودیوریتی، بخش فلسیک توده گرانیتوئیدی مورد نظر، در زمره گرانیتوئید‌های تیپ S (پالین ژنتیک) قرار می‌گیرد. بر اساس بررسی‌های پترولوژی و ژئوشیمیایی صورت گرفته (Baghbani, 2012) این توده از جمله گرانیتوئیدهای کالک‌آلکالن و پرآلومین، نوع S و مرتبط با فرورانش اقیانوس نئوتتیس به زیر ایران مرکزی است. البته بخش دیوریتی-کوارتز‌دیوریتی که دارای تاریخچه و منشأ تشکیل متفاوتی است را می‌توان در زمره گرانیتوئیدهای نوع I جای داد.

 

 
 

شکل 1- الف) نقشه زمین‌شناسی عمومی بخش شمال‌غربی پهنه سنندج-سیرجان. بیشتر توده‌های گرانیتوئیدی موجود در این پهنه در راستای شمال‌غربی-جنوب‌شرقی دارای شکل عدسی کشیده است (Mohajjel, 2005)؛ ب) نقشه نشان‌دهنده موقعیت جغرافیایی و راه‌های دسترسی به منطقه بررسی شده (که با کادر مشخص شده است) (اقتباس از پایگاه www.iranview.com؛
ج) نقشه زمین‌شناسی اصلاح شده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ همراه با نقاط نمونه‌برداری (مغزه‌گیری) (Shekari, 2012). کمبود نقاط نمونه‌برداری در حاشیه شرقی به علت نامناسب بودن سنگ‌ها برای مغزه‌گیری است. در این بخش سنگ‌ها بیشتر خرد شده و زمین‌های زراعی در این مناطق گسترش دارند.

 


 

 

روش انجام پژوهش

برای بررسی فابریک‌های مغناطیسی لازم است از توده‌های نفوذی به ازای هر 1 تا 2 کیلومتر مربع، دو مغزه برداشت شود. این مغزه‌ها توسط موتور حفاری قابل حمل برداشت می‌شود. سپس توسط ترازیاب مغزه و کمپاس، راستا و مقدار میل هر مغزه اندازه‌گیری می‌شود. مشخصات مغزه‌ها نظیر: نام نمونه، مختصات محل برداشت و ویژگی‌های سنگ‌شناسی آنها ثبت و ضبط می‌شود تا در مراحل بعدی استفاده شود. طی بررسی فابریک‌های مغناطیسی هر یک از مغزه‌ها به قطعات استوانه‌ای‌شکل به ارتفاع 22 میلی‌متر برش داده می‌شود (شکل 2). قطعات به دست آمده توسط کلریدریک اسید 2/0 نرمال شستشو می‌شود. نمونه‌ها پس از خشک شدن برای اندازه‌گیری‌های مغناطیسی آماده است.

 

   

الف

ب

شکل 2- الف) تصویری از مغزه‌های تهیه شده پس از پایان عملیات حفاری، ب) تصویری از قطعات استوانه‌ای شکل 22 میلی‌متری پس از برش مغزه‌ها

 

 

 

مقادیر شاخص‌های مغناطیسی Km)، P و (T قطعات 22 میلی‌متری به دست آمده پس از برش مغزه‌ها، توسط دستگاه اندازه‌گیری پذیرفتاری مغناطیسی مدل MFK1-FA اندازه‌گیری شد. شاخص‌ K معرف ضریب پذیرفتاری مغناطیسی یا نسبت بین میزان مغناطیس‎شدگی و شدت میدان مغناطیسی القا شده (M/H) است. مقدار K دارای دو مفهوم عددی و برداری است مقادیر عددی آن در محاسبه مقدار پذیرفتاری مغناطیسی میانگین (Km)، درصد انیزوتروپی مغناطیسی (P%)، شاخص‌ شکل (T) و ... استفاده می‌شود. مقادیر برداری K در تعیین خطواره‌ها و برگواره‌های مغناطیسی و ترسیم استریوگرام‌های مربوط به هر ایستگاه یا کل توده نفوذی استفاده می‎شود. تغییرات میزان پذیرفتاری مغناطیسی در فضای سه‌ بعدی نمونه‌های سنگی را می‌توان به صورت یک بیضوی مغناطیسی تجسم کرد. بزرگترین بردار مغناطیسی آن با نماد K1، معرف خطوارگی مغناطیسی وکوچکترین بردار بیضوی مغناطیسی با نماد K3 است. بردار K2 حدواسط بین K1 و K3 است (K3<K2<K1). با توجه به مقادیر K3، K2 و K1 شاخص‌های زیر معرفی می‌شوند.

T=(2ln(K2/K3)/ln(K1/K3).

 

×100

(K1-K3)

P(%)=

K3

 

K1+K2+K3

Km=

3

 

شاخص‌هایP، Km و T، حاصل از معادلات بالا به عنوان مبنای تعبیر و تفسیرهای بعدی استفاده می‌شود و همچنین، با استفاده از این شاخص‌ها چگونگی نفوذ و جایگیری، مورد بررسی قرار می‌گیرد. همزمان با اندازه‌گیری‌ شاخص‌ها و فابریک‌های مغناطیسی و با توجه به تنوع ترکیب سنگ‌های رخنمون یافته در اطراف هر ایستگاه، از قطعات حاصل از مغزه‌های برش داده شده به تعداد مورد نیاز، مقطع نازک تهیه می‌شود (حداقل یک مقطع نازک به ازای هر ایستگاه). بررسی و تفسیر ساخت‌های میکروسکوپی مشاهده شده در مقاطع نازک تهیه شده (ریزساخت‎ها)، یکی از جنبه‌های مهم بررسی‌های فابریک‌های مغناطیسی است.

جزییات روش کار در پژوهش‌های Tarling و Herouda (1993)، Bouchez (1997)، Hernandez (2002)، Ghalamghash (2002)، Sadeghian (2004)، Badallo (2010)، Gavanji (2010) و Shekari (2010) یافت می‌شود. در پژوهش حاضر، نتایج حاصل از بررسی فابریک‌های مغناطیسی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ ارائه می‎شود.

 

بحث

در 121 ایستگاه، نمونه‌برداری به صورت مغزه‌گیری انجام شد (شکل 1) و در نهایت، 325 مغزه به دست آمد. پس از برش مغزه‌ها، 1610 نمونه به طول 22 میلی‌متر تهیه شد. مقادیر Km، خطوارگی مغناطیسی (مقدار برداری K1)، قطب برگوارگی مغناطیسی (مقدار برداری K3)، انیزوتروپی (ناهمسانی) مغناطیسی بر حسب درصد (P%)، شاخص‌ شکل (T) و همچنین، ترکیب سنگ‌شناسی برای هر ایستگاه در پیوست 1 ارائه شده است که از داده‎های آن برای ترسیم نقشه‌های فابریک مغناطیسی استفاده شده است.Km از جمله شاخص‌های مهم در بررسی و تفسیر فابریک‌های مغناطیسی است. از این شاخص‌ در تعبیر و تفسیر ویژگی‌های مختلف از جمله تغییرات فراوانی کانی‌های دارای خواص مغناطیسی و شناخت احتمالی انواع آنها استفاده می‌شود. با توجه به مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی میانگین در هر ایستگاه (پیوست 1) نقشه پذیرفتاری مغناطیسی میانگین حاصل شد (شکل‌های 3 و 4). این مقادیر در سه یا چهار گروه دسته‌بندی شدند تا تغییرات آنها به راحتی قابل درک باشد. بررسی همزمان مقادیر عددی Km و بررسی‌های پتروگرافی مقاطع نازک تهیه شده از هر ایستگاه نشان داد که مقدار Km با میزان بیوتیت در درجه اول و ایلمنیت و اسفن در درجه دوم ارتباط مستقیمی دارد. هرچه مقدار کانی‌های نامبرده در سنگ زیادتر باشد مقدار Km بیشتر است. از این رو، بین Km و ترکیب سنگ‌شناسی یک تطابق مثبت وجود دارد (شکل 5). با توجه به شکل‌های 3 و 4 بخش‌های میانی و بخش‌هایی از شرق توده Km بیشتری دارد. کمترین مقدار Km مربوط به گرانیت‌ها، لوکوگرانیت‌ها و لوکوگرانیت‌های تورمالین‌دار است (شکل‌های 5 و 6).

مقادیر متوسط پذیرفتاری مغناطیسی میانگین بر حسب μSI برای واحدهای سنگی مختلف سازنده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ به شرح زیر است: میگماتیت‌ها 437، آنکلاوها 386، گرانودیوریت‌ها 257، لوکوگرانیت‌ها 47، لوکوگرانیت‌های با تورمالین زیاد 148 و لوکوگرانیت‌های کم تورمالین 48 است (شکل‌های 5 و 6).

در ضمن، با توجه به تعداد ایستگاه‌های بازدید شده و ترکیب سنگ‌شناسی در هر ایستگاه، فراوانی سنگ‌های سازنده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ به صورت درصد فراوانی در مقابل ترکیب سنگ‌شناسی در شکل 7 نشان داده شده است.


 

 

   

شکل 3 - نقشه نشان‌دهنده مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی میانگین در هر ایستگاه مغزه‌گیری

 

شکل 4- نقشه تغییرات پذیرفتاری مغناطیسی میانگین به صورت طیف رنگی

 

 

شکل 5- نمودار تغییرات مقادیر Km به صورت میانگین در گروه‌های سنگی مختلف سازنده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ در مقابل تعداد ایستگاه‌های نمونه‌برداری (مغزه‌گیری). مقادیر عددی Km در متاپلیت‌ها و آنکلاوها بسیار به یکدیگر نزدیک هستند. این واقعیت خود تأیید دیگری بر هم‌ منشأ بودن آنها است. مرز تفکیک گرانیتوئیدهای نوع S و I (از لحاظ مقدار قابلیت پذیرفتاری مغناطیسی) نیز به این نمودار اضافه شده است. با توجه به این نمودار همه نمونه‌های سنگی مربوط به بخش فلسیک توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ در محدوده گرانیتوئیدهای نوع S قرار می‌گیرد.

   

شکل 6- نمودار تغییرات مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی میانگین در گروه‌های سنگی مختلف توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ

شکل 7- نمودار نشان‌دهنده تغییرات درصد فراوانی ترکیبات سنگ‎شناسی سازنده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ

 

Mig=Migmatite, Enc=Enclave, Bgd=Biotite granodiorite, HT-Lg =High Tourmaline leucogranite, LT-Lg=Low tourmaline leucogranite, Lg=Leucogranite (free of Tourmaline).

 

برای تعیین نوع کانی فرومغناطیس سهیم در رفتار مغناطیسی نمونه‌های سنگی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ، 7 نمونه از گروه‌های سنگی متفاوت سازنده این توده انتخاب و پودر شد. در آزمایشگاه سازمان زمین‌شناسی کشور به کمک دستگاه CS3، پذیرفتاری مغناطیسی این نمونه‌ها در طی گرم کردن و سپس سرد کردن اندازه‌گیری شد. دستگاه CS3 نتیجه این اندازه‌گیری‌ها را به صورت نمودارهایی ارائه می‌کند که دو نمونه از آنها در شکل 8 نشان داده شده است. در این نمودارها منحنی‌ها یا خطوط معرف تغییرات پذیرفتاری مغناطیسی طی گرم کردن و سرد کردن، به ترتیب با heating curve و curve cooling مشخص شده‌اند. منحنی‌های گرم و سرد کردن نمونه‌ها پیرامون دمای 580 درجه سانتیگراد افت شدیدی نشان می‎دهد. این مرز دمایی با گذر مگنتیت از دمای کوری خود و تخریب ویژگی‌های مغناطیسی آن مطابقت می‌نماید. نتیجه‌گیری می‌شود که مگنتیت مهم‌ترین کانی فرومغناطیس سهیم در رفتار مغناطیسی نمونه‌های سنگی است. اگرچه با توجه به مشاهدات پتروگرافی و ویژگی‌های سنگ‌شناسی از فراوانی حجمی بسیار اندکی برخوردار است.

از سوی دیگر، با توجه به ملاحظات سنگ‌شناسی و کانی‌شناسی، بیوتیت مهم‌ترین کانی پارامغناطیس ایجاد کننده رفتارهای مغناطیسی در سنگ‌های بررسی شده است (شکل 9).

 

   

شکل 8- نمودار پذیرفتاری مغناطیسی و دما در نمونه‌های گرانودیوریتی با دستگاه CS3 انجام شده در آزمایشگاه محیط دیرینه سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور. کاهش بسیار شدید پذیرفتاری مغناطیسی در دمای حدود 580 درجه سانتیگراد معرف گذر از دمای کوری مگنتیت و از بین بردن خواص مغناطیسی آن در این دما است.

 

الف

 
 

شکل 9- الف) تصویری از حضور گسترده بیوتیت در گرانودیوریت‌ها. ایلمنیت به صورت کانی اپاک (کدر) در بخش میانی تصویر دیده می‌شود. ب) تصویر میکروسکوپی معرف حضور ایلمنیت در گرانودیوریت‌های توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ (در نور پلاریزه عادی انعکاسی)

 


 

 

نقشه خطواره‌های مغناطیسی بر اساس مشخصات برداری شاخص‌ K1 یا بزرگترین محور بیضوی مغناطیسی ترسیم می‌شود. در نقشه خطواره‌های مغناطیسی K1 با نماد ↑ نمایش داده می‌شود. با توجه به مقادیر میل خطواره‌های مغناطیسی، آنها در سه رده استاندارد: صفر تا 29، 30 تا 59 و 60 تا 90 درجه طبقه‎بندی و سپس با توجه به مقادیر راستا و میل این خطواره‌ها بر روی نقشه خطواره‌های مغناطیسی نمایش داده می‎شود. خطواره‌های مغناطیسی با استفاده از نرم‌افزار ‎10 GIS Arc ترسیم شده‌اند و مقدار میل آنها در کنار نماد مربوطه درج شده است. بر این اساس، نقشه خطواره‌های مغناطیسی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ حاصل شد (شکل 10).

بر اساس این نقشه، در اکثر مناطق در برگیرنده این توده، خطواره‌ها به سمت شمال تا شمال‌غرب میل دارند. خطواره‌های مغناطیسی شمال‌غرب توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ از میل زیادتری برخوردار است اما در سمت جنوب و مرکز توده میل خطواره‌های مغناطیسی کم است. با نگاهی اجمالی در می‌یابیم که مقدار میل خطواره‌های توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ کمتر از 60 درجه است. در بخش میانی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ، در محدوده‌ای به وسعت 14 کیلومتر مربع که 29 ایستگاه را پوشش می‌دهد، خطواره‌های مغناطیسی دارای روند متفاوتی هستند. در این محدوده خطواره‌های مغناطیسی میل اندک به سمت شرق تا جنوب‌شرق دارد. با توجه به موارد بیان شده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ را به دو قلمروی اصلی به نام‌های A و B می‌توان تقسیم کرد (شکل 10).

 

 

شکل 10- نقشه خطواره‌های مغناطیسی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ همراه با نمایش محدوده تعیین شده برای قلمروهای A1، A2 و B


 

 

در قلمروی A اکثر خطواره‌های مغناطیسی به سمت شمال-شمال‌غرب آرایش یافته‌اند. در مقابل، در قلمروی B بیشتر خطواره‌های مغناطیسی دارای میل اندک و به سمت شرق تا جنوب‌شرق هستند. با توجه به اینکه قلمروی B، به صورت پهنه نسبتاً عریض قلمروی A را قطع می‌کند و در دو طرف قلمروی B، تفاوت‌های ظریف و در عین حال بارزی در روند خطواره‌یهای مغناطیسی و میل آنها مشاهده می‌شود، بنابراین، قلمروی A را به دو زیرقلمروی A1 و A2 تقسیم شد. مختصات یا مشخصات میانگین خطواره‌های مغناطیسی (K1)، قطب برگواره‌های مغناطیسی (K3) و همچنین، برگوارگی مغناطیسی میانگین مربوط به کل نمونه‌های سنگی بررسی شده و قلمروهای A (به طور کلی)، A1، A2، B و لوکوگرانیت‌ها در جدول 1 ارائه شده است.

 

 

جدول 1- مقادیر میانگین مختصاتK1، K2، K3 و برگوارگی مغناطیسی میانگین برای کل نمونه‌های سنگی مطالعه شده و همچنین، برای قلمروهای تعیین شده؛ d=declination=راستا (یا روند) و i=inclination=میل

برگوارگی مغناطیسی میانگین

 

K3

 

K2

 

K1

 

 

 

K3i

K3d

 

K2i

K2d

 

K1i

K1d

 

N35.8W/27.2 NE

 

62.8

234.2

 

24.8

80.4

 

10.5

345.5

 

کل نمونه‌ها

N40.4W/31.1 NE

 

58.9

229.6

 

25.1

88.6

 

17.1

350.3

 

قلمروی A به طور کلی

N394W/34 NE

 

56.0

231.0

 

29.8

83.1

 

14.6

344.3

 

قلمروی A1

N62W/16.8 NE

 

73.2

208.0

 

5.3

100.1

 

15.9

8.6

 

قلمروی A2

N9W/28.4 NE

 

61.6

261.6

 

19.3

32.2

 

19.9

129.5

 

قلمروی B

N46W/37.1 NE

 

52.9

224.2

 

37.1

46.7

 

1.2

315.8

 

نمونه‌های لوکوگرانیتی

 

 

از آنجا که تغییرات سنگ‌شناسی بارزی بین قلمروهای A1، A2 و B مشاهده نمی‌شود، بنابراین، تغییر روند خطواره‌ها در قلمروی B را می‌توان به نفوذ مجدد ماگمای گرانودیوریتی در طی یک فاز تأخیری‌تر نسبت داد. زیرا روندهای کلی A1 و A2 مشابه است (شکل 11) و به نظر می‌رسد که قلمروهای ذکر شده را می‌توان قلمرو واحدی در نظر گرفت. از دیگر شواهد تأیید کننده تزریق مکرر ماگما، حضور دایک‌های نسبتاً عریض گرانیتی است که پهنای آنها به حدود 25 تا 200 متر و طول 1000 متر می‌رسد. دایک‌های گرانیتی با رخنمون بسیار بارز گرانودیوریت‌ها را قطع می‌کند. گرانیت‌ها نسبت به گرانودیوریت‌ها، از لحاظ کانی‌شناسی و شدت دگرشکلی تفاوت بارزی نشان می‎دهد. آثار دگرشکلی در گرانیت‌ها نیز به صورت ساب‌گرین شدن و جهت‌یافتگی ترجیحی کانی‌ها مشاهده می‌شود.

کوچک‌ترین محور بیضوی مغناطیسی یا K3، منطبق بر قطب برگواره‌های مغناطیسی است. بر اساس مشخصات K3 (قطب برگواره‌های مغناطیسی) ارائه شده در پیوست 1 و تجزیه و تحلیل آنها و انجام مراحل مربوط به محاسبه و ترسیم برگواره‌های مغناطیسی، نقشه برگواره‌های مغناطیسی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ ترسیم شد (شکل 12). بر خلاف وضعیت خطواره‌های مغناطیسی، برگواره‌های مغناطیسی در کل توده از وضعیت تقریباً یکسانی برخوردار است. این امر بیانگر آن است که سازوکار کلی تشکیل این توده گرانیتوئیدی یکسان، اما طی دوره تشکیل خود با تغییرات اندکی همراه بوده است.

 

   

الف- استریوگرام مربوط به کل توده‌ گرانیتوئیدی درّه‌باغ (1610 نمونه) (برای گرانودیوریت‌ها و لوکوگرانیت‌ها)

ب- استریوگرام مربوط به کل قلمروی A(787 نمونه) (برای گرانودیوریت‌ها)

   

ج- استریوگرام مربوط به قلمروی A1 (698 نمونه) (برای گرانودیوریت‌ها)

د- استریوگرام مربوط به قلمروی A2 (89 نمونه) (برای گرانودیوریت‌ها)

   

ه- استریوگرام مربوط به قلمروی B (برای گرانودیوریت‌ها)

و- استریوگرام مربوط به نمونه‌های لوکوگرانیتی (75 نمونه)

 

شکل 11- استریوگرام‌های مربوط به کل نمونه‌های سنگی بررسی شده، کل قلمروی A، قلمروهای A1، A2 و B. استریوگرام مربوط به نمونه‌های لوکوگرانیتی (75 نمونه) نیز در این شکل نشان داده شده است.

 


 

 

 

الف

 

ب

 

ج

شکل 12- الف) نقشه نشان‌دهنده وضعیت برگواره‌های مغناطیسی در توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ. اکثر برگواره‌‎ها دارای امتداد شمالی-جنوبی تا شمال‌غربی-جنوب‌شرقی است و شیب آنها نیز بیشتر به سمت شرق و شمال‌شرق است. ب) استریوگرام نشان‌دهنده وضعیت برگواره‌های مغناطیسی. ج) رز دیاگرام امتدادی برگواره‌های مغناطیسی.

درصد انیزوتروپی معرف رابطه بین K1 به عنوان حداکثر مقدار پذیرفتاری مغناطیسی و K3 معرف حداقل مقدار پذیرفتاری مغناطیسی است و طبق رابطه 1 محاسبه می‌شود.

 

رابطه 1       

100×

K1-K3))

P(%) =

K3

 

برای فهم تغییرات مقادیر در محدوده توده نفوذی بررسی شده، با انتقال آنها به هر ایستگاه، نقشه تغییرات این شاخص‌ به صورت عددی حاصل و در یک دسته‌بندی دلخواه در چهار دسته مرتب شد (شکل 13).

دامنه تغییرات درصد انیزوتروپی در توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ بین 9/1 تا 81/ 9 درصد متغیر است. از این نقشه به راحتی می‌توان دریافت که در توده بررسی شده، درصد انیزوتروپی مغناطیسی از سمت غرب به شرق افزایش یافته است. توجه بیشتر و دقیق‌تر به ویژگی‌های میکروسکوپی سنگ‌های سازنده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ نشان می‌دهد که از سمت غرب به شرق، شدت دگرشکلی افزایش یافته است. شدت این دگرشکلی با افزایش شدت و توسعه ساب‌گرین شدن (دانه‌ریز شدن) و ایجاد ماکل‌های مکانیکی در بیوتیت و پلاژیوکلاز و تشدید خاموشی موجی در کوارتز، پلاژیوکلاز، ارتوکلاز و بیوتیت مشخص می‌شود.

اگر مقدار T کمتر از صفر باشد بیانگر آن است که بیضوی مغناطیسی سیگاری، دوکی یا خطی (prolate) شکل است و اگر مقدار T مثبت یا بیشتر از صفر باشد مبین آن است که شکل بیضوی مغناطیسی کلوچه‌ای یا صفحه‌ای شکل (oblate) است. مقادیر عددی شاخص‌ شکل T به موقعیت هر ایستگاه نسبت داده و نقشه تغییرات مقادیر T حاصل شد (شکل 14). مقادیر شاخص‌ T در توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ بین 586/0- تا 793/0 متغیر است. با توجه به این نقشه استنباط می‌شود که مقدار شاخص‌ T از سمت غرب به شرق توده به سمت مقادیر مثبت افزایش یافته است. این امر بیانگر آن است که شکل بیضوی مغناطیسی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ در محدوده شرقی بیشتر به شکل کلوچه‌ای شکل و با شدت بیشتر دگرشکلی در این ناحیه سازگار است. افزایش مقادیر T از غرب به شرق، با افزایش مقادیر P به سمت شرق کاملاً منطبق است.

 

 

شکل 13- نقشه کنتور بندی تغییرات درصد انیزوتروپی (ناهمسانی) مغناطیسی

 

شکل 14- نقشه کنتوربندی تغییرات شاخص‌ شکل


 

 

شکل 15 انطباق مثبت این دو شاخص‌ را نشان می‌دهد. در مجموع شدت دگرشکلی تحمیل شده بر توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ از سمت غرب به شرق افزایش یافته است. این امر با شواهد صحرایی و میکروسکوپی تأیید می‌شود (شکل 16). انطباق مثبت بین P و T این موضوع را تأیید می‌کند. کلوچه‌ای شکل بودن بخش عمده بیضوی‌های مغناطیسی مبین آن است که دگرشکلی بیشتر به صورت تشدید برگوارگی تجلی پیدا کرده است.

 

 

 

 

شکل 15- نمودار P در برابر T. توجه نمایید اکثر مقادیر T، بیش از صفر و در محدوده 1>T>0 قرار می‎گیرد.

 

 

الف

 

ب

شکل 16- تصاویر میکروسکوپی نشان‌دهنده تفاوت ریزساخت‌ها در غرب و شرق توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ.

الف) بافت ماگمایی معرف وجود تنش و استرین بسیار کم در بخش غربی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ.

ب) بافت یا فابریک ساب‌سالیدوس دمای بالا معرف ساب‌گرین شدن شدید و ایجاد خاموشی موجی شدید در کوارتز، پلاژیوکلاز، ارتوکلاز، میکروکلین و بیوتیت در بخش شرقی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ

 


 

 

بررسی ریزساخت‌ها در مطالعه تحولات سنگ‌شناسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به طوری که خود به شاخه‌ای از علم زمین‌شناسی تبدیل شده است و با عنوان پتروفابریک یا میکروتکتونیک شناخته می‌شود. کتاب‌های میکروتکتونیک (Passchier and Trouw, 2005). راهنمای عملی مطالعه ساخت‌های میکروسکوپی (Vernon, 2004) و اطلس سنگ‌های میلونیتی (Trouw et al., 2010) از جمله کتاب‌های معتبر و با ارزشی است که در این راستا به چاپ رسیده و منتشر شده است. در ضمن، پژوهش‌های فراوانی توسط Canon-Tapia و Castro (2004)، Poland و همکاران (2004)، Lopez de Luchi و همکاران (2010) و ... در این زمینه منتشر شده است.

مطالعه ریزساخت‌های توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ نشان می‌دهد که دگرشکلی ساب‌سالیدوس دما بالا بخش اعظم این توده را تحت تأثیر قرار داده است. در سنگ‌های برخی مناطق، شواهد وقوع دگرشکلی ساب‌ماگمایی نیز مشاهده می‌شود. ساب‌گرین شدن شدید کوارتز، بیوتیت، پلاژیوکلاز، ارتوکلاز و تورمالین؛ پیچ و تاب‌خوردگی (کینک‌باند) بیوتیت‌ها؛ ماکل مکانیکی در پلاژیوکلاز؛ ایجاد اشکال فلس ماهی(میکا‌ماهی) در بیوتیت‌ها؛ اشکال زیگمایی و دلتایی در کوارتز، پلاژیوکلاز و ارتوکلاز؛ ساخت شطرنجی و خاموشی موجی در کوارتز؛ قطعه قطعه شدن بلورهای ریز آپاتیت و تبدیل ارتوکلاز به میکروکلین از ویژگی‌های بارز دگرشکلی ساب‌سالیدوس است که در مقاطع نازک تهیه شده از این توده نفوذی مشاهده می‌شود.

رگچه‌های پر شده از کوارتز موجود در پلاژیوکلازها و ارتوکلاز که به حوضچه‎هایی (تجمعاتی) از کوارتز منتهی می‌شود از شواهد بارز دگرشکلی ساب‌ماگمایی است. در طی دگرشکلی ساب‎ماگمایی و به ویژه ساب‌سالیدوس، سیالات گرمابی، توده نفوذی درّه‌باغ را در مقیاس میکروسکوپی تحت تأثیر قرار داده‌اند، شواهد بارز آن عبارت است از: تبدیل بیوتیت به مسکوویت (مسکوویت‌زایی)، کلریت و اسفن، پلاژیوکلاز به اپیدوت و سریسیت و ارتوکلاز به سریسیت و مسکوویت (مسکوویت‌زایی)، تشکیل رگه‌ها و رگچه‌های تورمالین و گاه تجمعات موضعی تورمالین، سریسیتی شدن شدید آندالوزیت‌ها و حضور تورمالین در آنکلاوهای متاپلیتی.

ریزساخت‌ها در واقع منعکس کننده شدت تنش تحمیل شده بر توده‌های نفوذی است و در ضمن، می‎توانند شرایط دما-فشار حاکم بر محیط اعمال تنش‌های یاد شده را بازگو کند. در تصاویر ارائه شده در شکل 17 گوشه‌ای از این ریزساخت‌ها به نمایش گذاشته شده است.

بر اساس شواهد ذکر شده، دگرشکلی‌های ساب‎سالیدوس و ساب‌ماگمایی تحمیل شده بر توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ در دماهای نسبتاً بالا و نزدیک به دمای سالیدوس اتفاق افتاده‌اند (دمای حدود 550 تا 680 درجه سانتیگراد و فشار حدود 2 کیلوبار). بر اساس مشاهدات میکروسکوپی شدت دگرشکلی از سمت غرب به شرق این توده افزایش یافته و در سمت شرق توده به حداکثر مقدار خود رسیده است (شکل 18). نتایج حاصل از بررسی نقشه‌های تغییرات مقادیر انیزوتروپی مغناطیسی و شاخص‌ شکل و تطابق مثبت بین آنها، این امر را تأیید می‌کند. در ضمن، دگرشکلی و توسعه شدید برگوارگی از سمت غرب به شرق نیز مؤید موارد فوق است.


 

 

     

الف

ب

ج

     

ه

و

ز

شکل 17- تصاویر میکروسکوپی: الف) ساخت ماگمایی، ب) ساخت ساب‎ماگمایی در پلاژیوکلاز، ج) تبدیل ارتوز به میکروکلین در اثر تنش‌های تحمیل شده، ه) ایجاد ماکل مکانیکی در بیوتیت، و) ماکل مکانیکی ایجاد شده در پلاژیوکلاز، ز) ساب‌گرین شدن تورمالین و کوارتز و پرشدن شکستگی‌های تورمالین توسط رگه‌های کوارتزی در توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ.

 

 

شکل 18- نقشه نشان‌دهنده توزیع انواع ریزساخت‌های مشاهده شده در مقاطع نازک تهیه شده از مغزه‌های به دست آمده در نقاط مختلف توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ.

 

 

با اتمام بررسی‌های فابریک‌های مغناطیسی و با توجه به مشاهدات صحرایی در منطقه نقشه‌های مربوط به هر شاخص‌ مغناطیسی و زمین‌شناسی به دست آمد. در منطقه بررسی شده تنش‌های تکتونیکی تقریباً به طور پیوسته به صورت کششی یا تراکمی (فشارشی) در کل طول دوره تشکیل توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ تأثیر‎گذار بوده‎اند. از ساختارهای میکروسکوپی میکاهایی که تحت تأثیر تنش به صورت میکا‌ماهی ظاهر شده‌اند سوی برشی پهنه‌های برشی استنباط می‌شود. همان طور که در شکل 19-الف مشاهده می‌شود میکاماهی‌های موجود در پهنه‌های برشی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ، معرف سوی برشی راست‎گرد است. در شکل 19-ب حوضه‌های کششی جدایشی (Pull-apart) مشاهده می‌شود. این ساختارها زمانی تشکیل می‎شود که بین قطعات گسلی، کشش حاکم باشد (Kim et al., 2004). فضای کششی که در این ارتباط تشکیل می‌شود، محیط مناسبی برای جایگیری توده‌های گرانیتوئیدی است.

طبق مدل Castro (1986) اعمال نیروی برشی راست‌بر در منطقه فضای بازشدگی Z شکل در پهنه گسل امتداد لغز راست‌بر ایجاد و در نتیجه مکان مناسبی برای جایگیری توده‌های گرانیتوئیدی حاصل می‌شود (Mohajjel and Fergusson, 2000). Mohajjel (2005) به تفصیل به این موضوع پرداخته و بر آن صحه گذاشته است. این شرایط جایگیری با نتایج حاصل از بررسی‌های فابریک‌های مغناطیسی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ بسیار سازگار است.

بنابراین، می‎توان نتیجه گرفت که توده بررسی شده تحت تأثیر یک تنش ترافشارشی راست‌بر با روند شمال‌غرب-جنوب‌شرقی در منطقه نفوذ کرده است و با شیب بسیار کم شبیه یک سیل بزرگ جای گرفته است. با توجه به وضعیت خطواره‌های مغناطیسی مشاهده می‎شود که میل خطواره‌های مغناطیسی در حاشیه‌های غربی و جنوب توده بیشتر است. این موضوع مشخص می‌سازد که ماگمای سازنده این توده از حاشیه‌های غربی و جنوبی به سمت بالا صعود کرده است. با توجه به مجموع ملاحظات زمین‌شناسی، می‌توان یک ساختار سیل مانند بزرگ برای مدل جایگیری توده در نظر گرفت که پهنه تغذیه کننده آن در حاشیه غربی و جنوبی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ واقع است. حضور میگماتیت‌ها، توده‌های کوچک مقیاس دیوریتی و گسیختگی دیوریت‌ها در این منطقه، مؤید اظهارات فوق است (شکل 20).


 

   

الف

ب

شکل 19- الف) تصویر میکروسکوپی نمونه گرانودیوریتی. بیوتیت و مسکوویت‌ها تحت تأثیر تنش، به میکا‌ماهیتبدیل می‌شود که می‎تواند جهت نیروی برشی را مشخص سازد. ب) حوضه‌های کششی جدایشی به عنوان فضا یا محیطی مناسب برای جایگیری توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ. اقتباس از مدل Kim و همکاران (2004)

 

الف

 

ب

شکل 20- الف) الگوی تکتونوماگمایی ارائه شده برای توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ با استفاده از تلفیق بررسی‌های سنگ‌شناسی و ژئوشیمیایی.
ب) الگوی تکتونوماگمایی ارائه شده برای توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ با استفاده بررسی شاخص‌های مغناطیسی و درنظرگرفتن ویژگی‌های سنگ‌شناسی و ژئوشیمیایی

 

 

نتیجه‌گیری

بر اساس اندازه‌گیری‌های انجام شده، مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی بر حسب µSI برای واحدهای سنگی مختلف سازنده توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ عبارتند از: گرانودیوریت‌ها (285)، لوکوگرانیت‌ها (47)، میگماتیت‌ها (434) و آنکلاوهای سورمیکاسه (389). خطواره‌های مغناطیسی مبتنی بر مقادیر برداری K1 و الگوی توزیع آنها معرف آن است که این توده گرانیتوئیدی به سه قلمرو و زیرقلمرو A1)، A2 و (B قابل تقسیم است. در زیرقلمروهای A1 و A2 (یا به عبارت کلی‌تر قلمروی A) خطواره‌های مغناطیسی بیشتر به سمت شمال آرایش نشان می‌دهد. در حاشیه جنوبی و غربی این توده نفوذی خطواره‌های مغناطیسی دارای میل بیشتری است. به سمت شرق میل خطواره‌های مغناطیسی کاهش می‌یابد. مشخصات میانگین کلی خطواره‌های مغناطیسی در قلمروی A برابر است با: 17/350 در بخش میانی توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ (قلمروی B) خطواره‌های مغناطیسی بیشتر به سمت شرق و جنوب‌شرق آرایش نشان می‌دهد و دارای میانگین کلی 20/130 است.

از آنجا که خطواره‌های مغناطیسی نشان‌دهنده الگوی جریان توزیع ماگما است، می‌توان نتیجه گرفت که این دو قلمرو (A و B) با اندکی تأخیر زمانی نسبت به یکدیگر جای گرفته‌اند. بر اساس همگرایی و همسانی خطواره‌های مغناطیسی در قلمرو‌های A2 و A1 و شواهد ناشی از تزریق مکرر ماگما در قلمروی B (قطع شدن این قلمرو توسط گرانیت‌های تورمالین‌دار) جایگیری قلمروی A بر B تقدم داشته است.

در ضمن، الگوی توزیع برگواره‌های مغناطیسی در هر دو قلمرو یکسان است. این امر نشان می‌دهد که سازوکار غالب مؤثر در جایگیری توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ در طول دوره تشکیل آن تغییر چندانی نداشته است. با توجه به مبانی تعبیر و تفسیر شاخص‌های مغناطیسی، توده گرانیتوئیدی درّه‌باغ به شکل یک سیل نسبتاً بزرگ جای گرفته است. در ضمن، جایگیری این توده در ارتباط با عملکرد یک پهنه برشی راست‌بر در یک رژیم ترافشارشی (transpression) انجام شده است. نقشه‌های نشان‌دهنده تغییرات مقادیر P و T و همچنین مطالعه ریزساخت‌ها نشان می‌دهد که دگرشکلی از سمت غرب به شرق افزایش یافته است. این امر توسط تشدید ساب‌گرین شدن، ایجاد ماکل مکانیکی، تغییر سیستم کانی‌شناسی (تبدیل ارتوز (با سیستم بلورشناسی منوکلینیک) به میکروکلین (با سیستم بلورشناسی تری‌کلینیک)، بروز خاموشی شدید و ... تأیید می‌شود.

 

سپاسگزاری

نگارندگان از آقای دکتر حبیب علیمحمدیان که در انجام آزمایش‌های ترمومگنتومتری و استفاده از تسهیلات آزمایشگاه محیط دیرینه و مغناطیس سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور یاری نمودند، تشکر و قدردانی می‌نمایند.

Abdollahi, S. (2008) Petrography and geochemistry of intrusive pluton of south of Molataleb village. MSc thesis, University of Isfahan, Isfahan, Iran (in Persian).

Ahmadi Khalaji, A., Esmaeily, D., Valizadeh, M. V. and Rahimpour, H. (2007) Petrology and geochemistry of the granitoid complex of Boroujerd, Sanandaj-Sirjan zone, Western Iran. Journal of Asian Earth Sciences 29: 859-877.

Badallo, S. (2012) Investigation on the emplacement mechanism of the Gole Zarde granitoidic pluton (north of Aligoudarz) by AMS method. MSc thesis, Shahrood University of Technology, Shahrood, Iran (in Persian).

Baghbani, S. (2012) Detailed investigation of Petrology and geochemistry Azna-Aligoodarz granitiodic plotns (East of Lorestan). MSc thesis, Shahrood University of Technology, Shahrood, Iran (in Persian).

Bagherian, S. and Khakzad, A. (2001) Petrogenesis of granitoid massif of Molataleb area (North Aligudarz). Scientific Quaternary Journa of Geosciences 41-42: 80-83 (in Persian).

Baharifar, A., Moinvaziri, H., Bellon, H. and Pique, A. (2004) The crystalline complexes of Hamadan (Sanandaj-Sirjan zone, western Iran): metasedimentary Mesozoic sequences affected by Late Cretaceous tectono-metamorphic and plutonic events. C. R. Geoscience 336: 1443-1452.

Bouchez, J. L. (1997) Magnetic susceptibility anisotropy and fabrics in granites. Earth and Planetary Science Letters 330: 1-14.

Canon-Tapia, E. and Castro, J. (2004) AMS measurements on obsidian from the Inyo Domes, CA: a comparison of magnetic and mineral preferred orientation fabrics. Journal of Volcanology and Geothermal Research 134: 169-182.

Castro, A. (1986) Structural pattern ascent model in the Central Extremadura batholith, Hercynian belt, Spain. Journal of Structural Geology 8: 633-645.

Darvishi, E. and Bagheryan, S. (2008) The introduction of facade and decorative rocks resources in Aligudarz. Journal of Applied Geology 4(3):162-170 (in Persian).

Davoudian, A. R., Genser, J., Dachs, E. and Shabanian, N. (2008) Petrology of eclogites from north of Shahrekord, Sanandaj-Sirjan zone, Iran. Mineralogy and Petrology 92: 393-413.

Esna-Ashari, A. (2011) Petrology and geochemistry of granitoid complex located north and northwest of Aligoodarz area, Sanandaj-Sirjan zone, western Iran. PhD thesis, University of Tehran, Tehran, Iran (in Persian).

Esna-Ashari, A., Hassanzadeh, J. and Valizadeh. M. V. (2011a) Geochemistry of microgranular enclaves in Aligoodarz Jurassic arc pluton, western Iran: Implications for enclave generation by rapid crystallization of cogenetic granitoid magma. Mineralogy and Petrology 101: 195-216.

Esna-Ashari, A., Tiepolo, M., Valizadeh, M. V., Hassanzadeh, J. and Sepahi, A. A. (2012) Geochemistry and zircon U-Pb geochronology of Aligoodarz granitoid complex Sanandaj-Sirjan zone, Iran, Journal of Asian Earth Sciences 43: 11-22.

Esna-Ashari, A., Valizadeh, M. V., Sepahi, A. A., and Soltan, A., (2011b) Petrology and geochemistry of Aligoodarz granitoid, Western Iran: implications for petrogenetic relation with Boroujerd and Dehno granitoids. Geopersia 3(2): 67-86.

Gavanji, N. (2010) Investigation on the emplacement mechanism of the south of Zafarghand (Ardestan) granitoidic pluton by AMS method. MSc thesis, Shahrood University of Technology, Shahrood, Iran (in Persian).

Ghalamghash, J. (2002) Petrology and emplacement mechanism of Oshnavieh granitoid plutons. PhD thesis, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran (in Persian).

Ghalamghash, J., Bouchez, J. L., Vosoughi-Abedini, M. and Nédélec, A. (2009) The Urumieh plutonic complex (NW Iran): record of the geodynamic evolution of the Sanandaj-Sirjan zone during Cretaceous times- Part II: magnetic fabrics and plate tectonic reconstruction, Journal of Asian Earth Sciences 36: 303-317.

Ghasemi, H. (1992) Investigation of petrology and geology of metamorphic and igneous rocks of the Bouin-Miandasht pluton (SE Aligoudarz). MSc thesis, University of Tehran, Tehran, Iran (in Persian).

Hernandez, F. M. (2002) Determination of fundamental magnetic anisotropy parameters in rock-forming minerals and their contributions to the magnetic fabric of rocks. PhD Thesis, Lic Physics, Universidad Complutense de Madrid, Spain.

Kim, Y. S., Peacock, D. C. P. and Sanderson, J. (2004) Fault damage zones. Journal of Structural Geology 26: 503-517.

Lopez de Luchi, M. G., Rapalini, A. E, and Tomezzoli, R. N. (2010) Magnetic fabric and microstructures of Late Paleozoic granitoids from the North Patagonian Massif: Evidence of a collision between Patagonia and Gondwana?. Tectonophysics 494: 118-137.

Mardani, M., Sadeghian, M., Shekari, S. and Badallo, S. (2010) Investigation on the variation of anisotropy of magnetic susceptibility in Azna granitoid pluton. 29th symposium on geosciences. Geological survey of Iran, Tehran, Iran (in Persian).

Mohajjel, M. (2005) The effect of transpression tectonic in the producing space for intrusive granitoid plutons of Sanandaj-Sirjan zone (northwest part). 9th Symposium of Geological Society of Iran. Tarbiat Moallem University, Tehran, Iran (in Persian).

Mohajjel, M. and Fergusson, C. L. (2000) Dextral transpression in Late Cretaceous continental collision, Sanandaj-Sirjan zone western Iran. Journal of structural geology 22: 1125-1139.

Passchier, C. W. and Trouw, R. A. J. (2005) Microtectonics, Springer, Verlag, Berlin.

Poland, M. P., Fink, J. H, and Teuxe, L. (2004) Patterns of magma low in segmented silicic dikes at Summer Coon volcano, Colorado: AMS and thin section analysis. Earth and Planetary Science Letters 219: 155-169.

Rajaieh, M., Khalili, M. and Richards, I. (2010) The significance of mafic microgranular enclaves in the petrogenesis of the Dehno Complex, Sanandaj-Sirjan belt, Iran. Journal of Asian Earth Sciences 39: 24-36.

Sadeghian, M. (2004) Magmatism, metallogeny and emplacement mechanism of Zahedan granitoid pluton. PhD thesis, University of Tehran, Tehran, Iran (in Persian).

Seddighi, S. (1994) The study of geology and petrology of north Aligoudarz igneous plutons. MSc thesis, University of Isfahan, Isfahan, Iran (in Persian).

Shabanian, N., khalili, M., Davoudian, A. R. and Mohajjel, M. (2009) Petrography and geochemistry of mylonitic granite from Ghaleh-Dezh, NW Azna, Sanandaj-Sirjan zone, Iran. Schweizerbart’sche Verlagsbuchhandlung 185(3): 233-248.

Shahbazi, H., Siebel, W., Pourmoafee, M., Ghorbani, M., Sepahi, A. A., Shang, C. K., Vosoughi and Abedini, M. (2010) Geochemistry and U-Pb zircon geochronology of the Alvand plutonic complex in Sanandaj-Sirjan zone (Iran): New evidence for Jurassic magmatism. Journal of Asian Earth Sciences 39: 668-683.

Shekari, S. (2012) Investigation of the emplacement mechanism of Darreh Bagh granitoidic pluton (NW Aligudarz) by using anisotropy of magnetic susceptibility (AMS) method. MSc thesis, Shahrood University of Technology, Shahrood, Iran (in Persian).

Tahmasbi, Z., Castro, A., Khalili, M., Ahmadi Khalahi, A. and Rosa, J. (2001) Petrologic and geochemical constraints on the origin of Astaneh pluton, Zagros orogenic belt, Iran. Journal of Asian Earth Sciences 39: 81-96.

Tarling, D. H. and Hrouda, F. (1993) The magnetic Anisotropy of rocks. Chapman and Hall, London.

Trouw, R. A. J., Passchier, C. W. and Wiersma, D. J. (2010) Atlas of mylonites and related microstructures. Springer, Verlag, Berlin.

Vernon, R. H. (2004) A practical guide to rock microstructure. Cambrige university press, London.

 

پیوست 1- میانگین شاخص‌های مغناطیسی اندازه‌گیری شده برای کلیه ایستگاه‌های مغزه‌برداری

علائم اختصاری: Long و Lat : طول و عرض جغرافیایی ایستگاه‌ها بر حسب UTM؛ Km: پذیرفتاری مغناطیسی میانگین بر حسب mSI به ازای هر ایستگاه و برای یک واحد سنگ‌شناسی خاص؛ Lin.: راستا و میل K1 (معرف خطوارگی یا خطواره مغناطیسی)؛
^Fol.: راستا و میل K3 (معرف قطب برگوارگی یا برگواره مغناطیسی)؛ P%: درصد انیزوترپی و T: شاخص‌ شکل

Granodiorite

T

P%

^Fol.Az/Pl.

Lin.Az/Pl.

Km

Lat.

Long.

Site

T

P%

^Fol.Az/Pl.

Lin.Az/Pl.

Km

Lat.

Long.

Site

0.48

4.0

24/52

308/16

252

3710543

374577

SF-35

0.65

9.8

77/31

159/5

289

3707853

376324

SF-1

0.70

6.7

32/45

358/40

297

3710735

374802

SF-36

0.63

8.6

104/21

168/9

263

3707880

376241

SF-2

0.65

3.9

73/16

357/5

241

3707798

373927

SF-37

0.57

8.4

60/36

140/7

262

3708253

375842

SF-4

0.37

3.9

97/40

89/40

245

3707993

372564

SF-38

0.67

7.0

60/25

118/14

258

3709194

374602

SF-6

0.23

4.4

81/40

69/39

240

3708218

372406

SF-39

0.71

9.5

33/22

345/15

250

3708809

375957

SF-7

0.31

4.3

96/42

79/41

252

3708420

372058

SF-40

0.28

7.4

43/60

320/12

279

3709429

376183

SF-8

0.28

4.0

77/21

157/4

267

3708866

373472

SF-41

0.58

9.1

66/32

149/5

281

3709181

375729

SF-9

0.43

3.3

82/44

53/41

235

3709118

372903

SF-42

0.76

7.3

58/37

351/17

247

3709518

375120

SF-10

0.73

5.3

31/41

307/6

231

3710190

373734

SF-43

0.78

8.1

113/18

126/18

249

3706464

375959

SF-11

-0.04

3.3

71/57

18/42

233

3710504

369579

SF-44

0.74

9.2

82/22

59/20

293

3706937

375602

SF-13

0.40

2.5

73/43

77/43

264

3709915

370062

SF-45

0.76

7.0

50/8

100/5

274

3707156

375378

SF-15

0.38

2.7

51/54

72/52

224

3709103

370150

SF-46

0.61

5.4

109/41

173/21

273

3707249

374898

SF-16

0.26

2.9

59/46

6/33

218

3709520

369948

SF-47

0.72

6.6

100/18

116/17

233

3707559

374678

SF-17

0.02

2.6

71/59

134/38

240

3709571

370334

SF-48

0.45

5.8

46/11

324/2

247

3705434

375331

SF-19

0.56

3.7

49/51

60/51

249

3709089

371118

SF-49

0.47

5.5

1/15

300/7

262

3705693

374906

SF-20

0.53

3.6

71/39

33/33

251

3709763

370748

SF-50

0.12

4.2

40/19

20/18

231

3703263

374903

SF-21

0.12

2.0

64/52

7/35

246

3710497

370125

SF-51

0.08

6.5

8/21

23/20

225

3703547

374760

SF-22

0.29

2.5

59/36

42/35

277

3710753

370607

SF-52

0.02

6.8

350/20

23/17

219

3703871

374567

SF-23

0.30

5.1

85/57

154/29

171

3706702

367443

SF-53

0.74

4.6

28/19

333/11

244

3704674

375176

SF-24

0.01

6.0

79/50

107/47

155

3706707

367245

SF-54

0.46

5.5

65/29

342/4

229

3706018

374506

SF-25

-0.53

7.3

117/54

134/53

165

3706776

367610

SF-55

0.40

4.2

58/33

49/21

216

3706041

373929

SF-27

-0.44

2.7

84/72

14/46

237

3711637

369668

SF-58

0.28

8.0

89/69

11/27

239

3705855

373710

SF-28

0.21

3.2

116/47

81/41

253

3712023

369854

SF-59

0.42

6.0

67/23

6/12

214

3705341

373854

SF-29

0.30

1.8

38/55

317/13

295

3713283

370061

SF-60

0.28

4.8

33/19

10/18

208

3704985

374121

SF-30

0.70

5.1

15/67

314/49

276

3713586

370334

SF-62

0.62

4.3

340/13

325/13

246

3705055

374453

SF-31

0.41

2.9

196/20

265/8

249

3713391

371161

SF-63

0.66

4.7

360/19

357/20

232

3704683

374461

SF-32

0.68

4.2

35/29

34/29

261

3711198

372110

SF-65

0.68

6.6

45/31

338/13

266

3710576

375286

SF-33

0.78

8.0

33/32

352/25

289

3711516

372981

SF-66

0.20

4.1

41/54

24/52

235

3710173

374500

SF-34

0.62

5.8

47/26

77/23

281

3709027

374300

SF-95

-0.49

2.5

242/48

299/31

272

3711911

371899

SF-67

0.69

8.2

40/33

330/13

267

3709164

374280

SF-96

0.09

2.7

27/76

310/43

232

3712165

371956

SF-68

0.52

6.6

40/26

20/25

304

3709476

374460

SF-97

-0.59

3.7

335/41

304/37

269

3712291

371970

SF-69

0.55

6.4

47/24

343/11

265

3709640

374339

SF-98

0.09

4.0

318/45

283/39

275

3712472

371783

SF-70

0.50

7.9

62/17

344/2

277

3709498

374176

SF-99

-0.33

4.4

34/77

315/37

245

3712733

371494

SF-71

0.04

5.2

58/24

339/5

273

3709315

374029

SF-100

0.49

6.7

27/72

316/45

287

3712789

371880

SF-72

0.28

4.9

76/42

7/18

268

3709068

372107

SF-101

-0.33

3.8

15/38

307/16

257

3712380

372174

SF-73

0.52

7.7

54/41

122/30

260

3708381

371851

SF-102

0.64

4.3

343/41

1/39

223

3711174

373300

SF-74

0.72

5.7

76/19

350/1

303

3709230

372552

SF-103

0.03

2.9

40/37

129/1

281

3712673

370522

SF-75

0.52

4.1

41/25

3/20

295

3709591

372655

SF-104

0.23

3.6

142/51

96/40

268

3712404

370690

SF-76

0.42

4.4

70/36

5/17

275

3709805

372357

SF-105

0.39

3.1

52/50

330/10

275

3712335

371108

SF-77

0.30

3.4

271/10

324/3

288

3709961

372451

SF-106

-0.10

2.4

270/50

343/20

245

3711716

371492

SF-78

0.61

3.3

86/33

46/27

282

3709658

372288

SF-107

0.09

1.9

236/65

295/48

265

3711533

371464

SF-79

0.72

4.8

83/45

16/22

274

3709564

371883

SF-108

0.23

3.5

105/48

106/48

216

3711512

369997

SF-80

0.11

3.7

72/40

33/33

249

3709126

371507

SF-109

0.06

2.2

28/65

345/58

256

3711112

371494

SF-81

0.45

5.0

104/14

160/8

229

3708278

373727

SF-110

-0.13

3.8

51/39

356/21

251

3710684

371971

SF-82

0.09

3.6

32/11

336/20

274

3709703

372987

SF-111

0.29

4.9

42/24

27/23

257

3710483

372319

SF-83

0.59

5.8

32/11

3/10

312

3709400

372980

SF-112

-0.34

4.2

79/25

17/12

276

3710473

371909

SF-84

0.53

3.4

63/47

25/41

302

3709025

372872

SF-113

0.50

4.1

94/28

68/26

251

3710246

371705

SF-85

0.75

5.9

70/24

355/6

283

3709030

373559

SF-114

-0.04

3.0

67/63

23/55

211

3710567

369692

SF-86

0.68

4.0

48/25

348/13

274

3709714

373778

SF-115

0.62

5.9

52/9

1/6

295

3707842

375705

SF-89

0.12

3.0

20/32

333/23

284

3710168

374009

SF-116

0.79

6.9

62/13

134/4

272

3707632

375671

SF-90

0.41

4.0

9/33

7/33

280

3710380

374360

SF-118

0.38

7.9

68/21

138/7

254

3708499

375310

SF-92

0.61

5.6

58/27

29/24

276

3710945

373740

SF-120

0.65

7.4

45/30

128/4

295

3708603

374778

SF-93

0.49

6.5

82/20

152/7

308

3711062

373670

SF-121

0.64

7.0

81/22

114/18

292

3708764

374565

SF-94

Leucogranite

0.50

6.2

32/76

311/33

83.5

3713391

371161

SF-63

0.33

4.9

54/19

11/14

44

3707897

376232

SF-3

0.56

3.5

112/8

54/4

41.17

3708045

375893

SF-87

0.31

3.7

55/54

125/25

60

3708756

375461

SF-5

-0.03

4.5

161/82

235/61

38.89

3707914

375745

SF-88

0.52

6.4

75/12

26/4

45

3708809

375957

SF-7

0.72

6.3

46/15

345/7

45.53

3707653

375583

SF-91

0.10

4.7

12/79

336/76

41

3706919

375427

SF-12

0.03

3.0

106/54

194/4

37.9

3708903

367090

SF-56

0.20

2.0

174/7

196/6

51.3

3707076

375489

SF-14

 

 

 

 

 

 

 

 

-0.03

3.1

349/41

340/40

36.5

3707249

374898

SF-16

Migmatite

0.40

3.0

338/22

266/6

421

3713391

371161

SF-63

0.12

3.1

115/33

50/15

485

3706125

373338

SF-26

0.47

3.7

220/43

160/25

413

3710759

370947

SF-64

0.14

2.0

73/44

60/43

355

3711395

369228

SF-57

0.43

4.0

36/17

347/9

468

3709498

374176

SF-99

0.02

0.9

87/43

60/40

425

3711637

369668

SF-58

0.38

1.4

11/68

90/26

525

3710380

374360

SF-118

0.29

2.8

31/48

327/25

389

3713283

370061

SF-60

0.04

3.2

7/12

323/9

477

3710418

373972

SF-119

-0.21

3.1

20/74

106/13

418

3713718

370357

SF-61

Enclave

0.42

5.8

23/43

354/39

371

3710735

374802

SF-36

0.74

7.6

146/33

4/10

406

3708253

375842

SF-4

0.50

3.63

140/4

203/2

456

3707798

373927

SF-37

-0.45

1.2

40/64

125/17

526

3708756

375461

SF-5

0.63

3.1

279/53

340/34

320

3710504

369579

SF-44

0.68

8.2

109/32

161/9

357

3709518

375120

SF-10

0.42

3.225

48/30

360/22

343

3709763

370748

SF-50

0.61

2.7

82/22

76/13

495

3706937

375602

SF-13

0.46

5.35

33/15

349/11

342

3707842

375705

SF-89

0.20

0.8

215/49

189/46

353

3707618

374296

SF-18

0.61

6.4

301/19

231/7

372

3710344

374336

SF-117

0.23

2.5

43/11

15/10

322

3704674

375176

SF-24

 

 

 

 

 

 

 

 

0.65

7.2

47/36

356/24

356

3710576

375286

SF-33