<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پترولوژی</title>
    <link>https://ijp.ui.ac.ir/</link>
    <description>پترولوژی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 06 Oct 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 06 Oct 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پترولوژی، سال هفدهم، پیاپی 67، شماره سوم، 1405</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30895.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تکامل ماگمایی سنگ‌های آتشفشانی و دایک‌های نیمه‌ژرف کانسار گیشون، شمال‌باختری بم؛ بر پایة شواهد سنگ‌نگاری و زمین‌شیمیایی</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30493.html</link>
      <description>کانسار سرب و روی گیشون در شمال‌باختری بم، در کرانۀ جنوب‌باختری بلوک لوت و در پهنۀ تکتونوماگمایی سنوزوییک ایران مرکزی، وابسته به کمان ماگمایی ارومیه-دختر جای دارد. سنگ‌های آتشفشانی ائوسن منطقه دربردارندۀ بازالت، آندزیت، داسیت، ریولیت و توف‌های آذرآواری هستند و از دیدگاه کانی‌شناسی بیشتر از پلاژیوکلاز، کوارتز، پتاسیم‌فلدسپار، بیوتیت، کلینوپیروکسن و الیوین ساخته شده‌اند. همچنین، دایک‌های نیمه‌ژرف در دو ترکیب دلریتی و گرانیتی در منطقه دیده می‌شوند. این سنگ‌ها از سری ماگمایی کالک‌آلکالن با پتاسیم متوسط تا بالا تا شوشونیتی به‌شمار می‌روند و کاهش هماهنگ مقدارهای CaO، MgO، FeOt، TiO₂ و P₂O₅ در برابر افزایش SiO₂، گویای نقش فرایند تبلوربخشی در تکامل ماگمای آنهاست. غنی‌شدگی از عنصرهای LILE و LREE همراه با ناهنجاری منفی عنصرهای Nb، Ta و Ti، از ویژگی‌های شاخص این سنگ‌ها به‌شمار می‌رود. دایک‌های دلریتی که منبع گرمایی اولیه هستند، با غلظت بالاتر Sr و Ni و ناهنجاری Eu کمتر، نقش سازنده‌ای در پیدایش کانسار اپی‌ترمال گیشون داشته‌اند؛ اما دایک‌های گرانیتی با غنی‌شدگی از Rb، Th و K₂O و ناهنجاری Eu شدیدتر، مستقل از کانی‌سازی هستند. مجموع داده‌های سنگ‌نگاری و زمین‌شیمیایی نشان می‌دهد همة واحدهای سنگی گیشون در محیط کمان ماگمایی قاره‌ای وابسته به فرورانش نئوتتیس پدید آمده‌اند</description>
    </item>
    <item>
      <title>زایش و تکامل ماگمایی کانسار مس پورفیری کوه کپوت، بم، بر پایة زمین‌‌شیمی زیرکن</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30504.html</link>
      <description>کانسار مس پورفیری کوه کپوت در شمال بم و بخش جنوبی کمربند ماگمایی مس کرمان KMCB جای دارد. در این منطقه، توده‌های آذرین درونی میکروگرانودیوریتی و میکروکوارتزدیوریتی در سنگ‌های آتشفشانی ائوسن جای‌گیر شده‌اند. برای بررسی فرایندهای پیدایش و تکامل کانسار، ترکیب عنصرهای فرعی و خاکی کمیاب زیرکن‌های جداسازی‌شده از دو تودة میکروکوارتزدیوریت (نمونة HBQD) و (نمونة DPQD) و یک تودة میکروگرانودیوریت (نمونة GD03) با به‌کارگیری روش LA-ICP-MS بررسی شدند. الگوی غنی‌شدگی عنصرهای خاکی کمیاب سنگین (HREE) نسبت به عنصرهای خاکی کمیاب سبک (LREE)، همراه با ناهنجاری مثبت Ce و ناهنجاری منفی ضعیف تا شدید Eu، خاستگاه ماگمایی زیرکن‌های بررسی‌شده را نشان می‌دهد. دمای تبلور زیرکن‌ها در گسترۀ ۶۵۹ تا ۷۸۰ درجۀ سانتیگراد برآورد شد و مقدارهای &amp;amp;Delta;FMQ نیز گویای شرایط اکسیدان مذاب‌های مادر این توده‌هاست. نسبت Eu/Eu* در زیرکن‌های توده‌های میکروکوارتزدیوریت مقدارهای بالایی (4/0Eu/Eu*&amp;amp;gt;) را نشان می‌دهد گویای محتوای آب و/یا شرایط اکسیداسیون بالای مذاب است. بر پایۀ مقدارهای Eu/Eu* زیرکن، این توده‌ها در گسترۀ توده‌های بارور جای می‌گیرند. روند نزدیک به ثابت Eu/Eu* در برابر Hf، همراه با افزایش نسبت (Yb/Gd)N در برابر Hf، تکامل مذاب‌های میکروکوارتزدیوریتی با چیرگی تبلور آمفیبول و آپاتیت را نشان می‌دهد که خود گویای محتوای بالای آب در این مذاب‌هاست. در برابر، تودة میکروگرانودیوریت با مقدارهای کم Eu/Eu* زیرکن (4/0Eu/Eu* &amp;amp;lt;) از مذابی با محتوای آب کمتر ریشه گرفته است و از توده‌های نابارور به‌شمار می‌رود. همچنین، روند کاهشی Eu/Eu* در برابر Hf گویای تکامل این مذاب با تأثیر از تبلور پلاژیوکلاز است. داده‌های به‌دست‌آمده از بررسی مغزه‌های حفاری و لاگینگ لیتولوژی نشان می‌دهد تودة میکروگرانودیوریت فاز کهن‌تر و توده‌های میکروکوارتزدیوریت فازهای پسین‌تر ماگماتیسم منطقه را تشکیل می‌دهند. افزایش نسبت Eu/Eu* در زیرکن‌ها از توده کهن‌تر به‌سوی توده‌های جوان‌تر، نشان‌دهندۀ تکامل ماگماتیسم شمال بم به‌سوی پیدایش مذاب‌هایی غنی از آب است. این فرایند پتانسیل کانه‌زایی را افزایش داده و منطقه را به هدفی مناسب برای پی‌جویی سامانه‌های مس پورفیری تبدیل کرده است. وجود شواهد خروج سیال‌های گرمابی از مذاب آب‌دار و اکسیدان HBQD، این توده را به‌عنوان فاز اصلی وابسته به کانه‌زایی معرفی می‌کند. تمایز میان نقش توده‌های میکروکوارتزدیوریتی در فرایند کانه‌زایی، که در این پژوهش بررسی شده است، در پژوهش‌های پیشین گزارش نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنگ‌شناسی و زمین‌شیمی لکوگرانیت‌های مجموعة آذرین-دگرگونی ده‌سلم (خاور لوت)</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30515.html</link>
      <description>مجموعة آذرین&amp;amp;ndash;دگرگونی ده‌سلم در شرق استان خراسان جنوبی و در همبری گسل نهبندان، بخشی از خردقارۀ ایران مرکزی به‌شمار می‌رود که شواهد ارزشمندی از دگرگونی پوستۀ قاره‌ای در کرانۀ خاوری ایران را در خود ثبت کرده است. این پژوهش با هدف بیان ویژگی‌های سنگ‌نگاری، زمین‌شیمیایی، شیمی کانی‌ها و جایگاه زمین&amp;amp;rlm;‌ساختی گرانیت‌های خاور و جنوب‌خاور کمپلکس ده‌سلم و بررسی ارتباط آنها با سنگ‌های میگماتیتی و پی‌سنگ کهن این منطقه انجام شده است. کوارتزمونزودیوریت، کوارتزسینیت، مونزوگرانیت و سینوگرانیت واحدهای بررسی‌شده در این پژوهش هستند که بیشترشان بافت تمام‌بلورین با شواهدی از بافت‌های پگماتیتی، میکروگرافیک و پرتیتی دارند. حضور تورمالین، گارنت، مسکوویت و بیوتیت که کانی‌های فرعی شاخص هستند، به‌ویژه در لکوگرانیت‌ها، از ویژگی‌های مهم کانی‌شناسی این توده‌هاست. شواهد صحرایی و میکروسکوپی وجود میگماتیت‌های استروماتیکی در کرانۀ خاوری کمپلکس و پاراژنزهای دما&amp;amp;ndash;فشار بالا دربردارندۀ سیلیمانیت، کوارتز و فلدسپار را نشان می‌دهد که گویای رخداد ذوب‌بخشی پوسته‌ای در شرایط دگرگونی درجه بالاست. داده‌های زمین‌شیمیایی سنگ‌کل (XRF و ICP-OES) نشان می‌دهند این گرانیت‌ها سرشت کالک‌آلکالن دارند و در گسترۀ ساب‌آلکالن هستند و بیشتر از سری کالک‌آلکالن پتاسیم‌بالا و پرآلومین به‌شمار می‌روند. نسبت‌های A/CNK و الگوهای عنصرهای کمیاب، مشارکت منبع پوسته‌ای آلومین‌دار را در پیدایش ماگما نشان می‌دهند. نمودارهای شناسایی محیط زمین&amp;amp;rlm;‌ساختی جایگیری این توده‌ها را در گسترۀ گرانیت‌های همزمان با برخورد (Syn-COLG) تا کمان آتشفشانی (VAG) نشان می‌دهند. داده‌های تجزیة شیمی کانی‌ها (EPMA) گویای ترکیب غالب شورل برای تورمالین‌ها، گارنت‌های غنی از آلماندین&amp;amp;ndash;اسپسارتین و بیوتیت‌های سازگار با مذاب‌های پدیدآمده از ذوب متاپلیت‌ها هستند. ترکیب پلاژیوکلازها در بازة الیگوکلاز تا آندزین است و پهنه‌بندی شیمیایی آنها، همراه با شواهد بافتی، شرایط ناپایدار و دگرگونی تدریجی ماگما را نشان می‌دهد. این ویژگی‌ها روی‌هم‌رفته گویای خاستگاه ذوب نهشته‌های پلیتی و متاپسامیتی در یک محیط غنی از آلومینیم است و ازاین‌رو، گرانیت‌های یادشده از توده‌های نابارور به شمار می‌روند. داده‌های زمین‌زمان‌سنجی U&amp;amp;ndash;Pb نیز گویای جایگیری بخش مهمی از توده‌های گرانیتی در بازۀ زمانی نزدیک به ۱۶۳ تا ۱۷۳ میلیون سال پیش (ژوراسیک میانی تا پسین) همزمان با فاز اصلی دگرگونی ناحیه‌ای کمپلکس ده‌سلم هستند. با این حال، حضور زیرکن‌های بازمانده با سن‌های کهن‌تر نشان‌دهندۀ مشارکت پی‌سنگ پرکامبرین و ثبت رویدادهای کهن‌تر پوسته‌ای در خاور ایران است. بر این پایه، گرانیت‌های خاور ده‌سلم از ذوب‌بخشی پوسته‌ای در یک پهنۀ برخوردی فعال پدید آمده‌اند و ازاین‌رو، نقش مهمی در بازسازی و دگرگونی پوستۀ قاره‌ای کرانۀ خاوری ایران دارند</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنگ‌نگاری، زمین‌شیمی و جایگاه زمین‌ساختی سنگ‌های آذرین درونی باجکان-دورکان، جنوب‌خاوری ایران</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30568.html</link>
      <description>مجموعة باجکان-دورکان در جنوب‌خاوری ایران و در منشور برافزایشی مکران جای دارد. با وجود تفسیرهای گوناگون، خاستگاه و جایگاه زمین‌ساختی سنگ‌های آذرین درونی این مجموعه همچنان مبهم و مورد بحث است. واحدهای سنگی مجموعة باجکان-دورکان پی‌سنگ دگرگونی-رسوبی دارند که با سنگ‌های آذرین درونی حد واسط تا اسیدی و نهشته‌های کربناته پوشیده شده‌اند. سنگ‌های آذرین درونی در سه گروه گرانیت، دیوریت و پلاژیوگرانیت رده‌بندی شده‌اند. پتاسیم‌فلدسپار، پلاژیوکلاز و کوارتز از سازنده‌های اصلی و آمفیبول، بیوتیت، زیرکن، ایلمنیت و هماتیت از کانی‌های فرعی این سنگ‌ها به‌شمار می‌روند. بافت‌های دانه‌ای و نیمه‌شکل‌دار، میکروگرافیک و گرانوفیریک که از درهم‌رشدی کوارتز و فلدسپار پدید آمده‌اند، به‌همراه نشانه‌هایی از پرتیتی‌شدن و جایگزینی بیوتیت با کلریت در بیشتر نمونه‌ها دیده می‌شوند. گرانیتوییدهای باجکان-دورکان ویژگی‌های زمین‌شیمیایی گرانیت‌های A-type متاآلومین را نمایش می‌دهند و سرشت ماگمایی کالک‌آلکالن پتاسیم‌بالا دارند. غنی‌شدگی نسبت به LREE، LILE همراه با ناهنجاری منفی Nb، P، Ba و Ti در این سنگ‌ها گویای مذاب جدا‌شده از خاستگاه پوسته‌ای آنهاست. بر پایۀ نمودارهای زمین‌ساختی، این گرانیت‌ها در گسترۀ گرانیت‌های کمان آتشفشانی (VAG) و گرانیت‌های درون‌صفحه‌ای (WPG) جای گرفته‌اند و به گرانیت‌های پس از کوهزایی[1] تعلق دارند. بر پایۀ موقعیت جغرافیایی و شواهد سنگ‌شناسی و زمین‌شیمیایی مجموعة باجکان-دورکان ادامة جنوب‌خاوری پهنۀ سنندج-سیرجان است و گرانیت‌های این مجموعه در زمین‌ساخت فرورانشی با کشش‌های موضعی همانند پهنة کششی-جدایشی[2] پدید آمده‌اند.&amp;amp;nbsp;[1] post-collision granites[2] pull-apart</description>
    </item>
    <item>
      <title>زمین‌شیمی و اهمیت فلززایی گدازه‌های بالشی همراه با توده‌های درونی مافیک کرتاسه در منطقه ارغش، شرق سبزوار</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30581.html</link>
      <description>منطقه اَرغش در بخش جنوبی پهنه افیولیتی سبزوار، یکی از مناطق مهم برای بررسی تکامل تکتونوماگمایی و پتانسیل کانه‌زایی در محیط‌های اقیانوسی دیرینه محسوب می‌شود. در این پژوهش، ویژگی‌های زمین‌شیمیایی، پتروژنتیکی و شواهد دگرسانی سنگ‌های آتشفشانی و درونی منطقه با هدف تعیین محیط تشکیل و ارزیابی ارتباط آن‌ها با سامانه‌های گرمابی زیردریایی بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد که گدازه‌های بالشی منطقه دارای ویژگی‌های زمین‌شیمیایی مشابه بازالت‌های E-MORB بوده و از یک منبع گوشته‌ای غنی‌شده در یک محیط کششی مرتبط با گسترش پوسته اقیانوسی تشکیل شده‌اند. در مقابل، توده‌های درونی مافیک و دایک منطقه دارای ویژگی‌های IAT بوده و بیانگر تأثیر مؤلفه‌های فرورانشی در طی تکامل حوضه هستند. شواهد دگرسانی اسپیلیتی، پیریتی‌شدن گسترده، آغشتگی مالاکیت و ساختارهای دودکش‌مانند فسیلی نشان‌دهنده فعالیت سامانه گرمابی زیردریایی و گردش سیالات گرمابی در پوسته بازالتی است. با وجود این شواهد، نبود کانه‌زایی سولفید توده‌ای نشان می‌دهد که سامانه گرمابی ارغش احتمالاً به مرحله تمرکز اقتصادی سولفیدها نرسیده است. این موضوع می‌تواند ناشی از تکامل ناقص سامانه، نبود تمرکز کافی سیالات فلززای گرمابی یا عدم حفظ بخش کانساری سامانه باشد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بازالت‌های E-MORB  می‌توانند در محیط‌های مناسب با سامانه‌های VMS همراه باشند، اما تشکیل کانسار اقتصادی نیازمند تکامل کامل و تمرکز مؤثر سیالات کانه‌زا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ژئوشیمی و پتروژنز سنگ‌های آتشفشانی محور باغات-دهسرد، بخش جنوبی پهنه سنندج-سیرجان</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30621.html</link>
      <description>در جنوبی‌ترین بخش پهنه سنندج-سیرجان، سنگ‌های آتشفشانی مزوزوئیک در محدوده‌های باغات (شمال حاجی‌آباد) و دهسرد (جنوب کرمان) رخنمون داشته و این سنگ‌ها عمدتاً از بازالت، آندزیت و آندزیت-بازالت با بافت‌های پورفیری، میکرولیتی جریانی و میکرولیتی-شیشه‌ای تشکیل شده‌اند. کانی‌های اصلی تشکیل‌دهنده شامل پلاژیوکلاز و پیروکسن و کانی‌های فرعی شامل هورنبلند، الیوین و کانی‌های اپک هستند. بازالت و آندزیت‌های باغات و دهسرد دارای سرشت تولئیتی تا کالک‌آلکالن می‌باشند.
سنگ‌های منطقه در الگوی عناصر کمیاب در برابر گوشته اولیه با غنی‌شدگی از عناصر Cs, Ba, Pb, Th, K, U و تهی‌شدگی از عناصر HFSE (Nb, Ti, Zr) همراه هستند که از ویژگی‌های بارز ماگماهای مرتبط با پهنه‌های فرورانش محسوب می‌شود. همچنین نمودارهای عناصر نادر خاکی (REE) بهنجارشده با کندریت در بازالت و آندزیت‌های دهسرد الگویی شیب‌دار با غنی‌شدگی LREE نسبت به HREE دارند در حالی‌که آندزیت و بازالت‌های باغات الگویی نسبتاً مسطح نشان می‌دهند.
برآوردهای پتروژنتیکی نشان می‌دهد که غالب مجموعه سنگ‌های آندزیت و بازالتی دهسرد از ذوب‌بخشی 15 تا 20 درصدی یک منشأ گوشته‌ای غنی‌شده با ترکیب اسپینل-گارنت لرزولیتی و سنگ‌های باغات از ذوب‌بخشی 15 تا ۳۰ درصدی یک منشأ گوشته‌ اولیه با غنی‌شدگی کمتر و ترکیب گذار از اسپینل لرزولیت به اسپینل-گارنت لرزولیت حاصل شده‌اند. تشکیل سنگ‌های منطقه در یک کمان آتشفشانی حاشیه فعال قاره‌ای و در ارتباط با فرورانش ورقه نئوتتیس رخ داده است. رژیم کششی حاکم بر این ماگماتیسم نیز ناشی از عقب‌نشینی (رول‌بک) ورقه فرورونده بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیمی کانی، دما-فشار سنجی و جایگاه زمین ساختی توده های گابرویی ملانژ افیولیتی دالامپر، شمال شرق اُشنویه</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30686.html</link>
      <description>افیولیت ملانژ دالامپر بخش ناشناخته ای از افیولیت نئوتتیس است که بین افیولیت های سردشت و سلماس در شمال شرقی شهرستان اشنویه و در بخش انتهایی کمربند دگرگونی سنندج - سیرجان واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل پریدوتیت های سرپانتینیتی شده، بازالت بالشی، سنگ های گابرویی، سنگ آهک پلاژیک و رادیولاریت همراه با واحدهای رسوبی-آتشفشانی هستند. این واحدهای سنگی در بیشتر نقاط به صورت زمین ساختی و آمیزة رنگین در هم آمیخته شده اند. گابروها به دو صورت دانه‌درشت با بافت پگماتیتی و گابروهای ریزبلور به صورت توده ای و دایک قابل تفکیک هستند و از کانی های اصلی پلاژیوکلاز (60-50 درصد حجمی) و کلینوپیروکسن (30-20 درصد حجمی) تشکیل شده ‌اند. سریسیت،کلریت،کلسیت، ترمولیت-اکتینولیت و اپیدوت از کانی های ثانوی این سنگ ها هستند. بر اساس بررسی های شیمی کانی، ترکیب کانی های کلینویروکسن، آمفیبول و پلاژیوکلاز به ترتیب دیوپسید تا اوژیت، منیزیوهورنبلند و الیگوکلاز تا لابرادوریت است. طبق محاسبات زمین دما-فشار سنجی کلینوپیروکسن ها در فشار 5 تا 10 کیلوبار، دمای 900 تا 1200 درجه سانتی گراد و گریزندگی اکسیژن بالا تشکیل شده اند. ترکیب شیمیایی کانی های کلینوپیروکسن و آمفیبول نشان دهنده تبلور آن ها از ماگمایی ساب آلکالن است. محیط پیدایش این ماگما نیز تولئیت های جزایر قوسی (IAT) و بونینیتی در یک پهنه های فرورانش می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خاستگاه ماگمایی و تکامل ژئوشیمیایی توده‌های نفوذی در محدوده کانسار مس پورفیری دهنه‌گمرکان، کمان ماگمایی ارومیه- دختر، ایران: شواهدی از ماگماتیسم کالک‌آلکالن تا آداکیتی</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30794.html</link>
      <description>کانسار مس پورفیری دهنه‌گمرکان در 70 کیلومتری شمال‌شرق جیرفت، در بخش جنوب‌شرقی کمان ماگمایی ارومیه- دختر و زیرپهنه جبال‌بارز قرار دارد و نمونه‌ای شاخص از سامانه‌های ماگمایی- گرمابی مرتبط با ماگماتیسم کالک‌آلکالن تا آداکیتی در محیط زمین‌ساختی همگرا است. در این پژوهش، ویژگی‌های سنگ‌شناسی، خاستگاه ماگما و فرآیندهای تحول توده‌های نفوذی با استفاده از مطالعات صحرایی، پتروگرافی و داده‌های ژئوشیمیایی عناصر اصلی، فرعی و کمیاب بررسی شده است. توده‌های نفوذی منطقه شامل گرانودیوریت، تونالیت و کوارتزمونزونیت–کوارتزمونزودیوریت بوده و ترکیب شیمیایی آن‌ها سرشت ساب‌آلکالن را نشان می‌دهد. گرانودیوریت‌ها و کوارتزمونزونیت‌ها در محدوده کالک‌آلکالن غنی از پتاسیم و تونالیت‌ها ماهیت تولئیتی دارند. این توده‌های نفوذی وابسته به گرانیتوئیدهای نوع I هستند. غنی‌شدگی عناصر لیتوفیل بزرگ‌یون (LILE) و عناصر نادر خاکی سبک (LREE) و تهی‌شدگی عناصر با قدرت میدان بالا (HFSE) مانند Nb، Ta و Ti، تشکیل ماگماها در محیط قوس ماگمایی وابسته به فرورانش را نشان می‌دهد. نسبت‌های بالای Sr/Y و La/Yb و تهی‌شدگی HREE بیانگر حضور فاز گارنت در منشأ و ذوب‌بخشی در فشارهای بالا است. مدل‌سازی ژئوشیمیایی نشان می‌دهد که تونالیت‌ها از ذوب‌بخشی منابع اکلوژیتی تا گارنت- آمفیبولیتی، کوارتزمونزونیت‌ها از منبع آمفیبولیتی و گرانودیوریت‌ها از منشأ کالک‌آلکالن معمولی حاصل شده‌اند. در مجموع، تحول ماگمایی دهنه‌گمرکان نتیجه برهم‌کنش چندمرحله‌ای فرورانش، ورقه ورقه شدن، پس‌روی و گسست صفحه فرورونده بوده و این فرآیندها زمینه تشکیل ماگماهای آداکیتی بارور و کانه‌زایی پورفیری مس را فراهم کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پتروژنز، ژئوشیمی و جایگاه تکتونوماگمایی سنگ‌های نفوذی شمال‌شرق (بادرود) نطنز (کمربند ماگمایی ارومیه–دختر، ایران مرکزی).</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30810.html</link>
      <description>توده‌های نفوذی شمال‌شرق (بادرود) نطنز در ارتفاعات کوه ماهور–چاه‌کاله، واقع در ۱۲۰ کیلومتری جنوب‌شرق کاشان و شمال‌شرق شهرستان بادرود (استان اصفهان) بین طول‌های جغرافیایی ′۱۵°۵۲ تا ′۳۰°۵۲ شرقی و عرض‌های جغرافیایی ′۵۲°۳۳ تا ′۰°۳۴ شمالی، در بخش مرکزی کمربند ماگمایی ارومیه–دختر و درون توالی‌های آتشفشانی ائوسن رخنمون یافته‌اند. سنگ‌های منطقه عمدتاً شامل گرانیت، گرانودیوریت و سینیت تا سینودیوریت هستند و از نظر ژئوشیمیایی، دارای ماهیت غالب متاآلومینوس تا مرزی پرآلومینوس، سرشت کالک‌آلکالن پتاسیم‌بالا و ویژگی‌های گرانیتوئیدهای تیپ I را نشان می‌دهند. در نمودارهای چندعنصری بهنجارشده، غنی‌شدگی بارز از عناصر لیتوفیل با شعاع یونی بزرگ (LILE) و عناصر نادر خاکی سبک (LREE) همراه با بی‌هنجاری منفی مشخص در عناصر با شدت میدان بالا ( HFSEنظیر Nb، Ta و Ti)، نشانگر تأثیر مؤلفه‌های فرورانش و متاسوماتیسم سیالات فرورانشی در سنگ منشأ است. نسبت‌های بالای La/Sm و Sm/Yb بر اشتقاق از یک منبع گوشته‌ای لیتوسفری غنی‌شده (Enriched Mantle) دلالت دارند و پراکندگی‌های مشاهده‌شده در نمودارهای عناصر فرعی (نظیر Zr–Y)، ناشی از فرایندهای پس از ذوب و تفریق کانی‌های فرعی (زیرکن و آپاتیت) سازگار است و تضادی با ویژگی‌های منبع ندارد. روندهای زمین‌شیمیایی بیانگر دو مسیر فرگشتی کاملاً مجزا هستند؛ به‌طوری‌که گرانیتوئیدها حاصل تفریق بلوری ماگماهای کالک‌آلکالن کمانی (با جدایش غالب فازهای پلاژیوکلاز و آمفیبول) بوده، در حالی که سنگ‌های سینیتی–سینودیوریتی از درجات پایین ذوب‌بخشی گوشته متاسوماتیزه‌شده مشتق شده و تفریق درون‌گروهی می‌تواند با آلایش پوسته‌ای محدود در جایگیری‌های کم‌عمق را متصور شد. این مجموعه نشان‌دهنده یک محیط زمین‌ساختی کمان قاره‌ای تا پس از برخورد وابسته به زون فرورانش نئوتتیس در زمان ائوسن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های پترولوژیکی و ژئوشیمیایی سنگ‌های آذرین مافیک تا حدواسط شوراب (شمال شهرکرد)، پهنه سنندج–سیرجان</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30819.html</link>
      <description>واحدهای ماگمایی مورد مطالعه در 48 کیلومتری شمال شهرکرد و در نزدیکی روستای شوراب در بخش میانی پهنه ‌ساختاری سنندج -سیرجان واقع‌شده است. واحدهای لیتولوژی منطقه شامل واحدهای رسوبی کرتاسه (کربناته‌های آهک و دولومیت)، شیل‌ها و ماسه‌سنگ (ژوراسیک) و مجموعه سنگ‌های آذرین مافیک تا حد واسط می‌باشد . ترکیب سنگ‌های آذرین عمدتا شامل واحدهای آندزیتی، آندزیت‌بازالتی، بازالت، گابرو و دیوریت با مجموعه کانی‌های اصلی الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز ، آمفیبول و بیوتیت همراه با کانی‌های فرعی آپاتیت، اسفن و اپاک و کانی‌های ثانویه کلسیت، اپیدوت، کلریت می‌باشد. بافت غالب نمونه‌های آتشفشانی مورد مطالعه عمدتا پورفیری و میکرولیتیک پورفیری، گلومروپرفیریتیک و هیالوپورفیریتیک و بافت غالب نمونه‌های آذرین درونی گرانولار دانه متوسط تا دانه درشت می‌باشد. آنالیز شیمیایی نمونه‌های آذرین شوراب تایید کننده ماهیت کالک‌آلکالن این نمونه‌ها می‌باشد. این مجموعه آذرین در یک موقعیت تکتونیکی فرورانش شکل گرفته‌اند. در الگوی تغیرات عناصر نادر خاکی، این نمونه‌ها دارای غنی‌شدگی عناصر نادر خاکی سبک نسبت به عناصر نادر خاکی سنگین بوده و دارای ناهنجاری منفی Ti, Zr و ناهنجاری مثبتSrو Pbمی‌باشند که دال بر ویژگیهای کمان‌قاره و حاشیه فعال‌قاره هستند. تلفیق داده‌های ژئوشیمیایی نشان می‌دهند که عمق جدایش ماگمای منبع تشکیل دهنده سنگهای اتشفشانی شوراب در عمق  تقریبی 100  کیلومتری یک منبع گوشته گارنت لرزولیت رخ داده  و سپس در طی صعود دچار آلایش پوسته‌ای شده‌‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پتروگرافی و ژئوشیمی سنگ‌های آذرین تکتلار، شمال‌غرب زاهدان، شرق ایران</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30876.html</link>
      <description>سنگ‌های آذرین تکتلار در ۱۴۰ کیلومتری شمال‌غرب زاهدان و در پهنه زمین‌درز سیستان برونزد دارند.  منطقه عمدتاً از فلیشهای ائوسن تشکیل شده‌ که سنگ‌های آذرین الیگومیوسن درون آنها نفوذ کرده اند. نتایج مطالعات پتروگرافی و ژئوشیمیایی نشان می‌دهد که سنگ‌های منطقه شامل گابرو، سینیت، دیوریت، ملانودیوریت، مونزونیت، مونزودیوریت، بازالت، آندزیت، تراکیت، تراکی‌آندزیت و داسیت هستند. این سنگ‌ها عمدتاً به سری کالک‌آلکالن پتاسیم‌بالا تا شوشونیتی تعلق دارند و بخشی از آن‌ها با نسبت‌های بالای Sr/Y و La/Yb و مقادیر پایین Y وYb، ویژگی‌های ژئوشیمیایی شبه‌آداکیتی را نشان می‌دهند. عناصر جزئی و عناصر خاکی نادر (REE) با غنی‌شدگی عناصرلیتوفیل یون بزرگ (LILE) و عناصر خاکی نادر سبک (LREE)، آنومالی‌های منفی  Nb، Ta و Ti و نسبت‌های بالای LREE/HREE، منشأ ماگما را از یک گوشته لیتوسفری دگرنهاد‌شده و غنی‌شده تأیید می‌کنند. هرچند ویژگی‌های ژئوشیمیایی این سنگ‌ها شباهت زیادی به ماگماهای مرتبط با حاشیه فعال قاره‌ای و فرورانش دارند، اما حضور گسترده سنگ‌های شوشونیتی، سن ماگماتیسم، شواهد ساختاری و کنترل آن توسط گسل‌های امتدادلغز شمال‌غرب–جنوب‌شرق، تشکیل آن‌ها را در یک محیط پسابرخوردی محتمل‌تر نشان می‌دهد. بر این اساس، پس از بسته‌شدن نئوتتیس و برخورد بلوک‌های لوت و افغان، نازک‌شدگی لیتوسفر و بالا‌آمدگی استنوسفر موجب ذوب‌بخشی محدود گوشته لیتوسفری دگرنهاد‌شده، گردیده و ماگماهای حاصل پس از تفریق بلوری، اختلاط محدود و آلایش پوسته‌ای، مجموعه سنگ‌های شوشونیتی و شبه‌آداکیتی منطقه تکتلار را تشکیل داده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زمین شیمی و خاستگاه کانسار رس زیتون، شمال غرب آباده، استان فارس</title>
      <link>https://ijp.ui.ac.ir/article_30918.html</link>
      <description>Introduction:
The Zeytoon kaolin deposit is located in 40Km northwestern Abadeh city, and represents one of the most important refractory clay deposits in the Abadeh district (Shakeri, 2014). This deposit formed synchronous with the global clay mineralization event at the Permian–Triassic boundary and is of considerable geological and economic significance (Shakeri, 2014). Its kaolinite and illite-rich composition makes it suitable for use in refractory materials, ceramics, glazes, and other industrial applications (Murray, 1988; Dill, 2016). The present study aims to investigate the mineralogical and geochemical characteristics of the deposit and to constrain its origin and genetic evolution using major elements, trace elements, and rare earth elements.
Method
In this study, systematic sampling was carried out from the surface to a depth of approximately 20 m, guided by macroscopic characteristics (texture and color) and following the methodologies outlined by Rose et al. (1979). Following sample preparation and pulverization, 10 samples were submitted to the Geological Survey of Northwestern Iran and the ZarAzma Laboratory in Tehran for XRD and XRF analyses to determine mineralogical composition and major-element concentrations, respectively. Additionally, 11 samples were sent to Chemex Laboratories in Toronto, Canada, for ICP MS analysis to quantify rare and rare earth element (REE) contents within the deposit.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
