Document Type : Original Article
Authors
1 Ph.D. Student, Department of Economic Geology, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
2 Associate Professor, Department of Geology, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
3 Associate Professor, Department of Geology, Payame Noor University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
منطقة اکتشافی مس (-نقره) هندوآباد در بخش مرکزی حاشیة خاوری کمان ماگمایی ارومیه-دختر و در جنوبخاوری اردستان، در نزدیک به ۱۱۰ کیلومتری شمالخاوری اصفهان جای دارد (شکل 1-A). این محدوده برای نخستینبار در نقشة زمینشناسی ۱:۱۰۰۰۰۰ اردستان (Radfar and Amini Chehragh, 1999) به نام اندیس مس معرفی شده است.
شکل 1. A) موقعیت جغرافیایی محدودة اکتشافی هندوآباد روی کمان ماگمایی ارومیه-دختر (چهارگوش سیاه: محدودة اکتشافی بررسیشده)؛ B) نقشة زمینشناسی منطقة هندوآباد با تغییرات از (Radfar and Amini Chehragh, 1999) و موقعیت تقریبی رگهها در نشان داده شده است (KMF-گسل کچومثقال؛ KF-گسل کاشان؛ ZGF-گسل ظفرقند؛ UDMA-کمان ماگمایی ارومیه-دختر(.
Figure 1. A) Geographic location of the Hendou-Abad prospect on the Urumieh-Dokhtar magmatic arc (black square: The study area); B) Geological map of the Hendou-Abad region, modified after Radfar and Amini Chehragh (1999) and the approximate locations of the veins (KMF- Kachomesqal fault; KF- Kashan fault; ZGF- Zafarghand fault; UDMA- Urumieh-Dokhtar Magmatic Arc).
بررسیهای پیشین در منطقه بیشتر بر پایة سنگشناسی و ساختاری متمرکز بوده است. صالحی و همکاران (Salehi et al., 2017) دو دسته دایک با سرشت آلکالن و وابسته به محیط زمینساختی پشتکمان شناسایی کردهاند و دایکهای دستة دوم با روند خاوری-باختری را مرتبط با کانهزایی دانستهاند. سرجوقیان (Sarjoughian, 2017) دمای تبلور دایکهای نصرند در بخش خاوری منطقة هندوآباد را ۹۴۰ درجة سانتیگراد، ژرفای جایگیری را ۱/۱۱ کیلومتر و محتوای آب ماگما را ۴/۶ درصد برآورد کرده است. اعلمینیا و همکاران (Alaminia et al., 2017) با بررسی ساختارها و زمینشیمی سنگها، کانهزایی در ژرفا را پیامد سامانة پورفیری دانستهاند. با وجود فعالیتهای پراکنده اکتشافی بخش خصوصی در سالهای اخیر روی رگههای مس-نقره در هندوآباد، تا کنون بررسی جامع و سامانمندی از دیدگاه کانهنگاری، زمینشیمی کانیها و تکامل سیالهای کانهزا در این منطقه انجام نشده است. از این رو، در این پژوهش با هدف بررسی فرایندهای غنیشدگی مس و نقره، زمینشیمی عنصرهای کانهساز، کانیشناسی، بافت و روابط پاراژنتیکی کانیها در پهنههای دگرسانی و رگههای کانهدار با بهرهگیری از میکروسکوپ نوری و الکترونی بررسی شده است. همچنین، برای درک بهتر سازوکار تکامل سیالات کانهساز، بررسی میانبارهای سیال روی کانیهای کوارتز، کلسیت و اپیدوت همراه با کانهزایی مس و نقره انجام شد و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی آنها بررسی شد. دستاوردهای این پژوهش افزونبر روشنکردن چگونگی رخداد کانهزایی در منطقة هندوآباد، میتواند الگویی برای اکتشافات آینده در بخشهای همجوار بهشمار رود.
کانسارهای مس (-نقره) با میزبان سنگ آتشفشانی از انواع مهم ذخایر مس دنیا هستند که پس از کانسارهای پورفیری و IOCG سومین منبع تأمین مس بهشمار میروند (Maksaev and Zentilli, 2002). این کانسارها که با نام کانسارهای نوع مانتو شناخته میشوند (Palacios et al., 2007; Kojima et al., 2009)، بیشتر سرشتی چینهکران دارند و در توالیهای آتشفشانی با ترکیب آندزیتی تا بازالتی همراه با دایک، نفوذیهای تنورهای و سیل در کمانهای قارهای و پشتکمان پدید میآیند (Rosúa et al., 2014). کانهزایی در این ذخایر بیشتر به شکل رگهای، رگچهای، پرکننده فضای خالی و جانشینی با کانیهایی مانند کالکوسیت، بورنیت، کالکوپیریت و کوولیت همراه است و دگرسانیهایی مانند کلریتی، اپیدوتی، زئولیتی و کربناتی از ویژگیهای آنهاست (Barra et al., 2017). با وجود جایگاه ممتاز این کانسارها در شیلی (مانند السالدادو و مانتوس بلانکو)، کانادا (نوع آتشفشانی سرخ لایه) و آمریکا (نوع کویناوی)، خاستگاه و الگوی پیدایش آنها بهویژه در مواردی که در سنگهای آتشفشانی و در حاشیة کمربندهای چینخورده-راندگی جای دارند، همچنان محل مناقشه است (Yang and Cooke, 2019; Manco-Jaraba et al., 2019; Movahednia et al., 2022; Sun et al., 2024; González-Durán et al., 2025): برخی بررسیهای آنها را به سامانههای پورفیری نسبت دادهاند (Xu et al., 2004)؛ اما برخی دیگر خاستگاه آنها را با فعالیتهای زمینگرمایی و مجموعههای ماگمایی-آتشفشانی مرتبط دانستهاند (Chen et al., 2013). از سوی دیگر، شواهد میانبارهای سیال و ایزوتوپ گوگرد، از الگوی اپیترمال همراه با اختلاط سیالات ماگمایی و جوی پشتیبانی میکند (Zhang et al., 2006; Wang et al., 2009). افزونبر این، برخی پژوهشگران نقش شورابههای ژرفزاد را که از میان توالیهای آتشفشانی بالا آمده و با آبهای جوی در آمیختهاند در پیدایش این کانسارها مؤثر دانستهاند. در ایران (Samani, 2001) نیز بیش از سی کانسار از این نوع در بخش شمالی کمان ماگمایی ارومیه-دختر (Alizadeh et al., 2013; Kaboodi et al., 2019; Khademian et al., 2024, 2025)، سبزوار-بردسکن (Ghelichkhani et al., 2022; Malekzadeh Shafaroudi et al., 2023; Esform et al., 2025)، سنندج-سیرجان (Boveiri Konari et al., 2013) و البرز باختری-آذربایجان (Maghfouri and Movahednia, 2015; Nabatian, 2021) شناسایی شده است. با این حال، تا کنون بررسی مدونی روی کانهزایی مس-نقره در محدودة هندوآباد با رویکردی یکپارچه شامل کانیشناسی، زمینشیمی و میانبارهای سیال انجام نشده است.
زمینشناسی منطقة هندوآباد
کهنترین برونزدواحدهای آذرین در منطقة هندوآباد به سن ائوسن بالایی نسبت داده میشوند و بخش بزرگی از بلندیهای منطقه را پوشش میدهند. این واحدها بیشتر از گدازههای آتشفشانی با ترکیب حد واسط تشکیل شدهاند (شکل 1-B). بر پایة بررسیهای سنگنگاری، گدازههای آتشفشانی شامل آندزیبازالت، آندزیت و بهمقدار کمتر تراکیآندزیت و تراکیبازالت هستند که بافتهای پورفیریتیک، آمیگدالوییدال، بادامکی و جریانی از خود نشان میدهند. از دیدگاه کانیشناسی، این سنگها بیشتر از پلاژیوکلاز، پیروکسن و الیوین ساخته شدهاند. این مجموعهسنگ میزبان اصلی کانهزایی مس-نقره در منطقة هندوآباد بهشمار میرود. سنگهای آذرآواری اسیدی شامل ایگنیمبریت و توفهای برشی با بافت جریانی و جوشخورده، رخنمونهای محدودی را در میان سنگهای آتشفشانی یادشده تشکیل میدهند. دایکهای مافیک تا حد واسط با ضخامتی از ۱/۰ تا ۴ متر، بیشتر در دو دسته دیده میشوند: دسته نخست با گسلهای کاشان و جنوب اردستان با راستای شمالباختری-جنوبخاوری همروند هستند و دستة دوم با گسلهای کچومثقال و ظفرقند با راستای خاوری-باختری همراستا هستند.
در شمال گسل کچومثقال، برونزدهای محدودی از واحدهای رسوبی و سنگهای آذرآواری به سن الیگو-میوسن رخنمون دارند (Radfar and Amini Chehragh, 1999). واحدهای رسوبی در این منطقه بیشتر آهکی هستند و در افقهای جوانتر با سنگهای آندزیتی پوشیده شدهاند. رسوبات کواترنری نیز در بخشهای باختری و جنوبی منطقه، واحدهای آذرین را پوشاندهاند و مناطق کمارتفاع و پست را در بر گرفتهاند. از دیدگاه ساختاری، گسلهای منطقه دو روند اصلیِ شمالباختری-جنوبخاوری (گسل کاشان و گسل جنوب اردستان) و خاوری-باختری (گسلهای کچومثقال و ظفرقند) دارند (شکل 1-B). بیشتر گسلهای منطقه از نوع راستالغز با مؤلفه جزیی شیبلغز راستگرد هستند که افزونبر قطعکردن واحدهای سنگی، جابهجاییهای چشمگیری را نیز پدید آوردهاند (Alaminia et al., 2017).
روش انجام پژوهش
این پژوهش بر پایة بازدیدهای میدانی و نمونهبرداری هدفمند از محدودة هندوآباد انجام شد. در چندین مرحله بازدید میدانی، ۵۷ نمونه سنگی از رخنمونهای با دگرسانی و کانهزایی گردآوری شد. برای بررسی سنگنگاری، شناسایی پهنههای دگرسانی، مجموعه کانیهای کانهساز و تعیین توالی پاراژنتیکی، نمونههای منتخب برای تهیه مقاطع نازک، نازک-صیقلی و صیقلی به آزمایشگاه فرستاده شدند. برای شناسایی فازهای کانیایی دگرسانی و کانهزایی، شمار ۵ نمونه از سنگهای با دگرسانی و کانیسازی با روش پراش پرتو ایکس (XRD) و با استفاده از دستگاه PHILIPS الگو PW1800 در مرکز تحقیقات فرآوری مواد معدنی ایران تجزیه شدند. همچنین، برای بررسی غلظت عنصرهای فرعی در نمونههای سنگی، ۱۹ نمونه به روش طیفسنجی نشر نوری پلاسمای جفتشدة القایی (ICP-OES) با دستگاه Arcos ساخت آلمان در آزمایشگاه زرکاوان البرز تهران آنالیز شدند.
پس از بررسیهای اولیه، برای بررسی ترکیب شیمیایی دقیق کانیهای دگرسان و کانههای سولفیدی، شمار ۳ مقطع نازک-صیقلی و ۳ مقطع صیقلی با استفاده از ریزکاوالکترونی (EPMA) مدل Cameca SX-100 در مرکز تحقیقات فرآوری مواد معدنی ایران تجزیه نقطهای شدند. این بررسیها در ولتاژ شتابدهنده ۱۵ کیلوولت و شدت جریان ۲۰ نانوآمپر انجام شدند.
برای بررسی سرشت، خاستگاه و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی سیالهای کانهساز، شمار ۶ نمونه از رگههای همزاد با کانیزایی (از نسلهای گوناگون) برگزیده شدند و از آنها مقاطع دوبرصیقل تهیه شد. بررسی میانبارهای سیال با استفاده از صفحة گرمایشی- سرمایشی مدل Linkam THM600 همراه با دو کنترلگر TMS92 (گرمایش) و LNP (سرمایش) در آزمایشگاه سیالات درگیر دانشگاه اصفهان انجام شد. دمای کارکرد این دستگاه میتواند در بازة ۱۷۰- تا ۶۰۰+ درجة سانتیگراد تنظیم شود.
کانیسازی
کانهزایی در منطقه بررسیشده به دو صورت اصلی رخ داده است: ۱) رگه-رگچهای و داربستی با ضخامت متغیر و ۲) افشان به شکل پراکنده و جانشینی. این کانهزاییها در میان سنگهای آتشفشانی میزبان و همراه با دگرسانیهای اپیدوت، کوارتز و کلسیت دیده میشوند (شکل 2-A).
شکل 2. تصویرهای صحرایی و نمونة دستی از رگهها و برشها از هندوآباد. A) ناحیه کانیسازی با رگچههای نیمهموازی کوارتز، کلسیت و اپیدوت همراه با تنوریت و مالاکیت مشخص شده است، تصویر پیوست نمای نزدیک از تنوریت را در سنگ آتشفشانی نشان میدهد؛ B) نمایی از سنگ آندزیبازالت همراه با دگرسانی گسترده از نوع پروپلیتیک در مجاورت واحدهای ریوداسیتی. به نظر میرسد که این آندزیبازالت (سمت راست) ابتدا در محیط زیردریایی دچار هوازدگی شده و به همین دلیل رنگ سرخ به خود گرفته است و در ادامه، با واحد ریوداسیتی (سمت چپ) پوشانده شده است؛ C) دگرسانی زئولیت؛ D) رگه کوارتز، تنوریت و مالاکیت در آندزیبازالت اپیدوتی، E) کالکوسیت همراه با رگه کوارتز- کالکوپیریت؛ F) برش سرخ رنگ؛ G) برش سیلیسی سفید رنگ؛ H) برش اپیدوتی سبز رنگ همراه با رگچههای اپیدوت. نام اختصاری کانیها از وار (Warr, 2021).
Figure 2. Field and hand specimen photographs of veins and breccias from the Hendou-Abad area. A) Mineralized zone characterized by subparallel veinlets of quartz, calcite, epidote associated with tenorite and malachite. The inset image provides a close-up view of tenorite within the host volcanic rock; B) A view of andesitic basalt rock with extensive propylitic alteration adjacent to rhyodacite units. The andesitic basalt (right side) appears to have first undergone submarine weathering, acquiring its red color, and was subsequently overlain by the rhyodacite unit (left side); C) Zeolite alteration; D) A quartz, tenorite, and malachite vein in epidotized andesitic basalt; E) Chalcocite associated with a quartz-chalcopyrite vein; F) Red breccia; G) White siliceous breccia; H) Green epidote-rich breccia with epidote veinlets. Abbreviations after Warr (2021).
رگههای کانهزایی اولیه مس در منطقه با پهنای کمتر از ۱۵ سانتیمتر و بیشینة طولِ ده متر، همروند با دایکهای دستة دوم (خاوری-باختری) هستند؛ اما کانهزایی ثانویه بیشتر از شکستگیهای منطقه پیروی میکند (شکل 2-A). افزونبر کانهزایی رگهای، سه واحد بِرِشی جداگانه نیز در منطقه دیده میشوند:
1) برش سرخ رنگ: شامل قطعات کاملا گردشده آندزیبازالت و آندزیت در زمینهای از کوارتز، کلسیت و کانیهای اکسیدآهن آبدار (شکل 2-F)؛
2) برش سفید رنگ رگهای: ساختهشده از قطعات آندزیبازالت و برش سرخ در زمینه سیلیسی شیریرنگ (شکل 2-G)؛
3) برش سبز رنگ رگهای: شامل قطعات زاویهدار تا نیمهگردشده در زمینهای از اپیدوت، کلسیت و کوارتز (شکل 2-H).
در این میان، برشهای سبز و سرخ بهعلت داشتن فضاهای خالی و شکستگیهای فراوان، میزبان بخشی از کانهزایی اولیه شدهاند؛ اما برشهای سفیدرنگ بهنسبت کمتر دچار کانهزایی شدهاند. کانهزایی اولیه بهترتیب فراوانی شامل کالکوپیریت، کالکوسیت اولیه، بورنیت، پیریت و گالن است که با کانیهای باطله اپیدوت، کلریت، کوارتز، کلسیت و بهمقدار کمتر تیتانیت همراهی میشوند (شکلهای 2-D و 2-E و 3-A و 3-B). بافتهای شاخص کانهزایی در هندوآباد بیشتر شامل پرکنندة فضای خالی و حفرهها (شکل 3-A)، رگه-رگچهای، جانشینی، دانهپراکنده، میانبار، درهمرشدی و بهجامانده هستند.
شکل 3. تصویرهای میکروسکوپی کانیسازی منطقة هندوآباد در نور بازتابیِ PPL نشاندهندة مجموعهای از بافتها و روابط جانشینی میان کانیهای سولفیدی و اکسیدی است. A) جانشینی کالکوپیریت با کالکوسیت ثانویه و گوتیت؛ B) کالکوسیت اولیه شکلدار با رخهای بارز؛ C) رشد همزمان بورنیت و کالکوسیت؛ D) جانشینی کالکوسیت و بورنیت با کولیت؛ E) تجزیة کالکوسیت اولیه به جورلییت؛ F) رگچهای از کوارتز، کالکوسیت، کولیت و دیژنیت که اسپکیولاریت را قطع کرده است. نام اختصاری کانیها از (Warr, 2021).
Figure 3. Mineralization photomicrographs in the Hendou-Abad area, in PPL Reflected‑light, illustrating a range of textures and replacement relationships among sulfide and oxide minerals. A) Replacement of chalcopyrite by secondary chalcocite and goethite; B) Euhedral primary chalcocite exhibiting well-developed cleavages; C) Intergrowth of bornite and chalcocite; D) Replacement of chalcocite and bornite by covellite; E) Decomposition of primary chalcocite to djurleite; F) A veinlet of quartz, chalcocite, covellite, and digenite cutting across specularite. Mineral abbreviations after Warr (2021).
دادههای بهدستآمده از بررسیهای ریزکاو الکترونی (EPMA) حضور کانیهای درونزاد و اولیه شامل کالکوسیت، بورنیت، پیریت، کالکوپیریت، تترائدریت، الکتروم و طلای آزاد را نشان میدهد که در بافت نخستین کانسنگ (مانند بافت رگچهای، دانهپراکنده یا جانشینی همدما با سولفیدهای اصلی) دیده میشوند (شکلهای 3-A، 3-B و 3-C). همچنین، در پی رخداد فرایندهای برونزاد، کانیهای ثانویهای مانند دیژنیت نقرهدار، کوولیت، جورلییت و بهمقدار جزیی کوپریت و مس طبیعی پدید آمدهاند (شکل 3-E). در این مجموعه، شواهد بافتی جانشینی کالکوسیت با دیژنیت و دیژنیت باوسیله کوولیت فراوان دیده میشود (شکلهای 3-D و 3-F). اسپکیولاریت مهمترین کانی اکسیدی در این منطقه است (شکل 3-F). هماتیت، گوتیت، تنوریت، مالاکیت، بهمقدار کمتر آزوریت و ژیپس، کانیهای ثانویه حاصل از هوازدگی سولفیدها در این منطقه بهشمار میروند (شکل 2-A).
دگرسانی
بر پایة بررسیهای میدانی، بررسیهای میکروسکوپی و دادههای پراش پرتو ایکس (XRD)، دو نسل دگرسانی در منطقة هندوآباد دیده میشود: نسل نخست دگرسانی، پروپلیتیک فراگیر است که با مجموعه کانیایی کلریت، کلسیت، کمتر اپیدوت، ترمولیت-اکتینولیت و پرهنیت شناخته میشود (شکل 2-A). این دگرسانی بخش بزرگی از سنگهای آتشفشانی محدودة اردستان تا نصرند را تحتتأثیر قرار داده و گمان میرود با تودههای آذرین درونی منطقه همخاستگاه باشد (Radfar and Amini Chehragh, 1999)، هرچند برخی پژوهشگران آن را پیامد فرایندهای دیاژنز اولیه دانستهاند (شکل 2-B، Maghfouri et al., 2017). در این پهنه، کانیهای دگرسانی بیشتر بهصورت جانشینی در کانیهای اصلی سنگهای آتشفشانی یا پرکننده حفرهها و بهندرت بهشکل رگچهای دیده میشوند. همراه با این دگرسانی، کانیهای پیریت و بهندرت کالکوپیریت بهصورت افشان در سنگ میزبان یا درون برشهای سرخ دیده میشوند که ارتباط دگرسانی نسل نخست و برشهای سرخ را با فعالیتهای ماگمایی-گرمابی منطقه نشان میدهد. نسل دوم دگرسانی از نوع اپیدوت-کلریت است که بهصورت رگه-رگچهای و مرتبط با رگههای مسدار گسترش یافته است (شکل 2-A). کانیهای شاخص این نسل شامل اپیدوت (شکلهای 3-C و 3-D)، کوارتز (شکل های 3-E و 3-F)، کلسیت (شکل 3-G)، کلریت (شکل 3-H) و بهمقدار کمتر تیتانیت هستند. شدت دگرسانی در نزدیکی رگههای کانهساز افزایش مییابد. افزونبر دگرسانی اپیدوت، کلریت، کوارتز و کلسیت، رخنمونهای محدود و پراکندهای از دگرسانی رسی (کائولینیت، ایلیت و هالویزیت) و زئولیت (شکل 2-C) نیز در فاصلة دورتر از پهنه کانهزایی دیده میشود. الگوی تغییرات کانیشناسی بدینگونه است که در نزدیکی رگههای کانهساز، میزان کوارتز افزایش مییابد و با دورشدن از پهنة کانهزایی، زئولیت در حفرهها پدیدار میشود (شکلهای 2-A و 3-E). حضور درزهها، شکستگیها و گسلها در سنگ میزبان، نفوذپذیری و واکنشپذیری آن را افزایش داده است و زمینة خوبی برای گسترش دگرسانی فراهم کرده است. بررسی دقیق بافت و روابط زمانی رگچهها در بررسیهای سنگنگاری به شناسایی چهار نوع اپیدوت و کلسیت، سه نوع کوارتز و دو نوع کلریت در منطقة هندوآباد انجامید (شکل ۴).
کانیشناختی دگرسانی
-اپیدوت:
بررسیهای میکروسکوپی چهار نسل اپیدوت را در منطقه شناسایی کرده است که بهترتیب زمانی از قدیم به جدید، اپیدوت نوع I، به رنگ قهوهای تیره تا سبز، ریزدانه، بیشکل و با بافت دانهشکری در زمینة سنگ میزبان هستند (شکل 4-C). اپیدوت نوع II، بهصورت شکلدار، درشتدانه با رنگ سبز پررنگ (شکلهای 4-C و 4-D) و همراه با کلینوزوییزیت است. این نسل بهصورت جانشینی، پرکننده حفره یا رگچهای، مرحلة دوم کانهزایی را همراهی میکند (شکل 4-E). اپیدوت نوع III، بهصورت کانیهای صورتی افشان و دانهریز از نوع پیهمونتیت شناخته میشود (شکل 4-F). اپیدوت نوع IV، به شکل رگچههای بسیار ظریف، نسلهای قدیمیتر اپیدوت را قطع کرده است (شکل 4-E). اپیدوتهای نوع II و III همراه با کانهزایی هستند (شکل 5).
شکل 4. تصویرهای میکروسکوپی از کانیهای دگرسانی در سنگهای آتشفشانی منطقة هندوآباد، همة تصویرها در نور عبوری با نیکولهای متقاطع (XPL) تهیه شدهاند مگر تصویرهای A و F که در نور (PPL) گرفته شدهاند. A) منطقهبندی در بلورهای درشت کوارتز؛ B) جانشینی کانی فرومنزین با کلریت آهندار و کلسیت؛ C) اپیدوت نسلهای I و II همراه کوارتز نوع II؛ D) اپیدوت نوع II همراه با کوارتز II و کانی کدر؛ E) کوارتز III همراه با میانبارهای فراوان، زئولیت و رگچههای اپیدوت IV، فلدسپار به زئولیت تجزیه شده است؛ F) بلورهای صورتی اپیدوت III (پیهمونتیت)، بهصورت پراکنده در زمینة سنگ؛ G) کلسیت اسپار II، کلسیت I را قطع کرده است؛ H) کلریت I جانشین کانی بیوتیت؛ I) اپیدوت II کانی کلریت II با رنگ تداخلی آبی را قطع کرده است. نام اختصاری کانیها از (Warr, 2021).
Figure 4. Photomicrographs of altered minerals in the volcanic rocks of the Hendou-Abad area. All images were taken under transmitted light with crossed polars (XPL), except for images A and F, which were taken undef plan-polarized light (PPL). A) Zoning in coarse-grained quartz crystals; B) Replacement of Fe-Mg (ferromagnesian) minerals by Fe-rich chlorite and calcite; C) Epidote generations I and II associated with quartz II; D) Epidote II accompanied by quartz II and opaque minerals; E) Quartz III with abundant inclusions, zeolite, and epidote IV veinlets; feldspar altered to zeolite; F) Pink epidote III (piemontite) disseminated in the rock matrix; G) Sparry calcite II cutting calcite I; H) Chlorite I replacing biotite; I) Epidote II cutting chlorite II with blue interference color. Mineral abbreviations after Warr (2021).
-کوارتز:
چهار نسل کوارتز بر پایة شکل، ویژگیهای بافتی و روابط همزاد با کانیهای سولفیدی و اکسیدی که در بررسیهای میکروسکوپی شناسایی شدهاند، تفکیک شده است: کوارتز نوع I، در حفرههای بادامکی سنگ میزبان دیده میشود و با بلورهای ریز، همراهی با پیریت دانهریز، بافت دروزی، شعاعی و آمیختگی با اکسیدهای آهن شناخته میشود. این نسل بیشتر در برشهای سرخ دیده میشود. کوارتز نوع II، بهصورت رگچهای تا رگهای ممتد با دانههای متوسط تا درشت، همراه با کانیهای کالکوپیریت، بورنیت و کالکوسیت در سراسر سنگ میزبان تزریق شده است و از ساختارهای زمینساختی منطقه پیروی میکند (شکل 4-D). رشد بلورها از حاشیه رو به مرکز رگه، نشاندهندة سردشدن تدریجی و متعاقب آن پرشدگی با سیلیس محلولهای گرمابی است. این رگهها ساختاری موازی دارند و با رگههای کلسیتی فاز تأخیری قطع شدهاند. کوارتز نوع III، ریزدانه و همراه با میانبارهای فراوان است (شکل 4-E) و با اسپکیولاریت دیده میشود. کوارتز نوع IV، بهصورت رگچههای ظریف کلسدونی همراه با کلسیت در مراحل پایانی کانهزایی و در پاراژنز پایانی کانسار دیده میشود (شکل 5).
-کلسیت:
کلسیت در منطقة معدنی به دو شکل بلورهای دانهپراکنده و رگه-رگچههای کلسیتی رخنمون دارد. رگهها با حداکثر درازای ۳ متر و موازی یکدیگر دیده میشوند. در سنگ میزبان کانهزایی، کانیهای سولفیدی مس همراه با رگه-رگچههای کلسیتی نسل II و III دیده میشوند (شکل 4-G)؛ در برابر، بلورهای پراکنده کلسیت نسل I در بیشتر دایکهای شمالباختری-جنوبخاوری حضور دارند و هیچ ارتباطی با کانهزایی ندارند (شکل 5). شکلهای بادامکی پرشده با کلسیت و بهمقدار کمتر کلریت و اپیدوت، از دیگر نشانههای افزایش کربنات در واحدهای آتشفشانی منطقة هندوآباد است. افزایش اندازة دانههای کلسیت از حاشیه رو به مرکز رگهها را میتوان بر پایة الگوی هستة بلوری (Chernov, 1984) تفسیر کرد که نشاندهندة نهشتهشدن در یک محیط فرا اشباع از سیال است؛ بدینگونهکه در مراحل آغازین، کلسیت ریزدانه همراه با سولفیدها تهنشین میشود و در پایان فرایند پرشدگی رگهها، کلسیتهای درشتبلور عقیم پدید میآیند میشوند.
-کلریت:
بر پایة بررسیهای میکروسکوپی دستکم دو نسل کلریت شناسایی شد. کلریت نوع I (شکل 4-H) و کلریت نوع II که از نوع آهندار است و رنگ تداخلی آبی دارد و تیرگی بیشتری نسبت به نوع I نشان میدهد (شکلهای 4-I و 4-B).
توالی پاراژنز کانیها
بر پایة بررسیهای میکروسکوپی (شامل روابط بافتی، روابط قطعشدگی و پدیدههای جانشینی)، سه مرحله کانهزایی اولیه را میتوان در کانسار هندوآباد شناسایی کرد (شکل 5):
مرحله نخست:
این مرحله با کانیهای سولفیدی بهصورت افشان (پیریت و بندرت کالکوپیریت) در زمینة سنگ میزبان آتشفشانی و برشهای منطقه شناخته میشود. پیریت بهصورت پراکنده توسعه یافته است و ارتباط معناداری با رگههای گرمابی ندارد. این مرحله با رگههای مرحلة دوم قطع شده است و بقایای آن بهصورت جانشینی دیده میشود.
مرحلة دوم:
مرحلة دوم بهصورت رگه-رگچههای سولفیدی همراه با اپیدوت، کلریت و کوارتز درشتدانه نمود مییابد. کانیسازی این مرحله شامل کالکوسیت، بورنیت، کالکوپیریت، گالن، الکتروم و تترائدریت است و بخش بزرگی از کانهزایی اقتصادی کانسار را در بر گرفته است. رگههای مرحلة دوم، کانهزایی مرحلة نخست را قطع کردهاند و خود نیز به طور واضح با رگچههای نازک مرحلة سوم بریده شدهاند.
مرحلة سوم:
شامل رگه-رگچههای نازک سولفیدی با همراهی کوارتز دانهریز و اپیدوت است. کانیهای شاخص این مرحله عبارتند از کالکوسیت، بورنیت و کالکوپیریت که در مقایسه با مرحلة دوم، گسترش و اهمیت اقتصادی کمتری دارند. این مرحله جوانترین رویداد کانهزایی است که رگههای مرحلة دوم را قطع کرده است. نبود کانیهای مرحلة دوم (گالن، الکتروم و تترائدریت)، گویای تغییر ترکیب سیال گرمابی در گذر زمان است.
شکل 5. توالی پاراژنز کانیهای دگرسانی و رگهها در محدودة اکتشافی هندوآباد.
Figure 5. Paragenetic sequence of alteration and veins minerals in the Hendou-Abad prospect.
زمینشیمی کانسنگ
- ویژگیهای زمینشیمی عنصرهای فرعی
مقدار آماری عنصرهای فرعی سنگکل برای همة نمونههای برداشتشده از منطقة هندوآباد (شامل نمونههای کانهدار، دگرسان و نادگرسان) در جدول ۱ آورده شده است. برای ارزیابی تحرک و غنیشدگی عنصرها در هنگام رخداد فرایندهای گرمابی و کانهزایی، غلظت عنصرهای فرعی در نمونههای کانهدار و سنگ میزبان آندزیبازالت دگرسان با کمک ضریب غنیشدگی نسبت به سنگ میزبان نادگرسان، بهنجار و مقایسه شده است (شکل 6). عنصرهای نامتحرک مانند تیتانیم و وانادیم در نمونههای کانهدار نسبت به نمونههای دگرسان تغییرات معناداری نشان نمیدهند و این ویژگی پایداری این عنصرها در هنگام رخداد فرایندهای دگرسانی و کانهزایی را نشان میدهد (Warren et al., 2007). در برابر، عنصرهای مس، نقره، سرب، گوگرد و استرانسیم در مرحله کانهزایی نسبت به سنگ میزبان نادگرسان غنیشدگی چشمگیری نشان میدهند؛ اما عنصرهای باریم و روی دچار تهیشدگی شدهاند. کاهش غلظت باریم را میتوان به تخریب شبکة فلدسپارها در پی دگرسانی گرمابی نسبت داد. تهیشدگی روی نیز که عنصری بسیار متحرک است، با شدت دگرسانی و فرایندهای اکسایش مرتبط است (King et al., 2014). بررسی همبستگیهای دومتغیره میان عنصرها نشان میدهد بیشترین ضرایب همبستگی مثبت بهترتیب میان مس و نقره (77/0=r) و مس و گوگرد (95/0=r) دیده میشوند. این ارتباط قوی نشاندهندة پیوستگی زمینشیمیایی و همراهی این عنصرها در فرایندهای کانهزایی سولفیدی است. میزان مس در محدودة اکتشافی هندوآباد در دامنة گستردهای از ۱۰ تا ۱۱۴۱۰۰ گرم در تن (41/11 درصد) تغییر میکند (جدول ۱). میانگین عیار مس در هفت نمونه کانهدار، ۷/۲ درصد بهدست آورده شده است. ویژگیهای صحرایی نیز نشان میدهند افزایش غلظت مس با تراکم رگچههای سیلیسی-اپیدوتی دارای اکسیدهای آهن ثانویه و مالاکیت همبستگی مثبت دارد. عیار نقره نیز در نمونههای کانهدار از ۸/۱ تا ۲۳۸ گرم در تن در نوسان است و میانگین آن در هفت نمونة کانهدار به ۶۲ گرم در تن میرسد.
جدول 1. پارامترهای آماری دادههای زمینشیمیاییِ 19 نمونة برگزیده از منطقة هندوآباد.
Table 1. Statistical parameters of geochemical data for 19 selected rock samples from the Hendou-Abad area.
|
Element |
Minimum |
Maximum |
Mean |
Median |
Mod |
Std. |
Skewness |
|
(in %) |
|
|
|
|
|
|
|
|
Fe |
5.89 |
13.85 |
10.04 |
10.75 |
5.89 |
2.61 |
0.151 |
|
Cu |
0.001 |
11.41 |
0.45 |
0.03 |
1.17 |
0.57 |
0.152 |
|
(in ppm) |
|
|
|
|
|
|
|
|
Ag |
1.8 |
238 |
35.14 |
26 |
86 |
33.32 |
0.498 |
|
As |
5 |
34.5 |
14.23 |
13 |
5 |
8.31 |
0.413 |
|
Co |
6 |
35.2 |
26 |
22 |
7.48 |
6.53 |
0.52 |
|
Cr |
21 |
326 |
105.3 |
94 |
174 |
49.41 |
0.582 |
|
Mn |
595 |
4104 |
1561 |
1396 |
2431 |
580.08 |
0.31 |
|
Ni |
10.6 |
152 |
50 |
46 |
93 |
27.1 |
0.472 |
|
Pb |
3 |
120 |
24 |
16 |
16 |
16.1 |
0.475 |
|
S |
50 |
20600 |
407 |
125 |
959 |
434 |
0.577 |
|
Ba |
170 |
4296 |
507.8 |
466.2 |
843 |
215.5 |
0.457 |
|
Sr |
202.1 |
9437 |
550 |
433 |
910 |
261.9 |
0.394 |
|
Ti |
4456 |
8494 |
6244.4 |
6294.7 |
6294.75 |
974 |
0.329 |
|
V |
179.9 |
439 |
251.18 |
247 |
196 |
57 |
0.442 |
|
Zn |
15.5 |
681 |
162 |
140 |
317 |
89.1 |
0.492 |
شکل 6. نمودار تغییرات بهنجارشده بر پایة ضریب غنیشدگی مقدار عنصرهای فرعی از کانیسازی و سنگ میزبان دگرسان در مقایسه با سنگ میزبان نادگرسان در منطقة اکتشافی هندوآباد بر پایة روش مالپاس و همکاران (Malpas et al., 2001).
Figure 6. Variation diagram of trace-element concentrations normalized to enrichment factors for mineralized and altered host rocks relative to the unaltered host rock from the Hendou-Abad area, constructed based on method by Malpas et al. (2001).
شیمی کانیها
-شیمی کانی باطله همراه کانسنگ
بافت و ترکیب شیمیایی کانی اپیدوت بهعلت حساسیت بالا نسبت به تغییرات فیزیکوشیمیایی سیالهای گرمابی، ابزاری کارآمد برای پایش تکامل این سیالها در طول فرایندهای زمینشناختی است (Pacey et al., 2020). دادههای ریزکاوالکترونی (EPMA) کانی اپیدوت در جدول 2 آورده شده است و فرمول ساختاری آن بر پایة ۱۲.۵ اتم اکسیژن بهدست آورده شده است (Dollase, 1969; Dollase, 1973). دادههای EPMA بهدستآمده برای اپیدوتهای منطقة اکتشافی هندوآباد روی نمودار سهتایی منگنز، آلومینیم و آهن نشان میدهد که این کانی محلول جامدی از اپیدوت+ کلینوزوییزیت+ پیهمونتیت با روند غالب کلینوزوییزیت است (شکل 7). از قطب کلینوزوییزیت رو به پیهمونتیت و اپیدوت با افزایش میزان منگنز و آهن بر جرم مخصوص اپیدوت افزوده میشود. در اپیدوتهای بررسیشده میزان اکسید آلومینیم از 92/22 تا 98/27 درصدوزنی، اکسید منگنز از 79/0 تا 78/7 درصدوزنی، اکسیدآهن 07/5 از تا 98/10 درصدوزنی و اکسید کلسیم از 08/22 تا 24 درصدوزنی در نوسان است.
جدول 2. ترکیب شیمیایی و فرمول ساختاری بهدستآمده (بر پایة 5/12 اتم اکسیژن) برای کانی اپیدوت در منطقة اکتشافی هندوآباد.
Table 2. Chemical composition and calculated formula (based on 12.5 oxygen atoms) of epidote from the Hendou-Abad prospect.
|
Sample No. |
Clinozoisite/Epidote |
Piemontite |
||||||||||
|
SiO2 |
38.65 |
38.39 |
38.18 |
39.05 |
38.59 |
38.82 |
38.35 |
38.6 |
38.17 |
39.03 |
38.95 |
38.63 |
|
TiO2 |
0.0 |
0.09 |
0.04 |
0.06 |
0.20 |
0.06 |
0.11 |
0.07 |
0.13 |
0.13 |
0.06 |
0.11 |
|
Al2O3 |
26.66 |
22.92 |
23.98 |
27.07 |
27.98 |
23.95 |
23.68 |
23.87 |
23.91 |
23.62 |
23.27 |
23.01 |
|
FeO |
8.62 |
5.09 |
10.98 |
7.51 |
7.08 |
10.89 |
5.18 |
5.83 |
5.67 |
6.25 |
5.07 |
5.61 |
|
MnO |
0.0 |
7.78 |
0.97 |
1.97 |
0.79 |
1.11 |
6.55 |
6.55 |
5.86 |
5.83 |
7.10 |
6.61 |
|
MgO |
0.02 |
0.13 |
0.04 |
0.03 |
0.02 |
0.07 |
0.0 |
0.05 |
0.04 |
0.03 |
0.11 |
0.01 |
|
CaO |
23.37 |
22.08 |
24.0 |
22.87 |
23.66 |
23.81 |
23.22 |
22.96 |
23.58 |
23.16 |
22.58 |
23.05 |
|
Na2O |
0.0 |
0.03 |
0.00 |
0.04 |
0.00 |
0.00 |
0.18 |
0.04 |
0.0 |
0.01 |
0.04 |
0.0 |
|
K2O |
0.0 |
0.01 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.01 |
0.01 |
0.0 |
|
Total |
97.49 |
96.52 |
98.21 |
98.72 |
98.36 |
98.81 |
97.27 |
97.97 |
97.39 |
98.12 |
97.24 |
97.12 |
|
Structral formula based on 12.5 Oxygen |
||||||||||||
|
Si |
3.01 |
3.11 |
3.00 |
3.02 |
2.98 |
3.03 |
3.08 |
3.07 |
3.05 |
3.09 |
3.12 |
3.11 |
|
Ti |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.01 |
0.01 |
0.00 |
0.01 |
|
Al |
2.45 |
2.19 |
2.22 |
2.47 |
2.55 |
2.20 |
2.24 |
2.24 |
2.25 |
2.21 |
2.20 |
2.18 |
|
Fe+3 |
0.56 |
0.34 |
0.72 |
0.49 |
0.46 |
0.71 |
0.35 |
0.39 |
0.38 |
0.41 |
0.34 |
0.38 |
|
Mn |
0.00 |
0.53 |
0.06 |
0.13 |
0.05 |
0.07 |
0.45 |
0.44 |
0.40 |
0.39 |
0.48 |
0.45 |
|
Mg |
0.00 |
0.02 |
0.00 |
0.00 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
|
Ca |
1.95 |
1.92 |
2.02 |
1.89 |
1.96 |
1.99 |
2.00 |
1.96 |
2.02 |
1.97 |
1.94 |
1.99 |
|
Na |
0.00 |
0.00 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
0.00 |
0.03 |
0.01 |
0.00 |
0.00 |
0.01 |
0.00 |
شکل 7. ترکیب شیمیایی اپیدوت برای محدودة اکتشافی هندوآباد روی نمودار سهتایی اپیدوت (Ep: اپیدوت، Czo: کلینوزوییزیت و Pmt: پیهمونتیت).
Figure 7. Chemical composition of epidote from the Hendou-Abad prospect on the epidote ternary diagram (Ep: epidote, Czo: clinozoisite, Pmt: piemontite).
- شیمی کانیهای سولفیدی
دادههای بهدستآمده از تجزیه شیمیایی نقطهای (EPMA) کانیهای درون پهنههای کانهزایی (جدول ۳) نشان میدهد مجموعه کانیهای اولیه شامل کالکوسیت، بورنیت، کالکوپیریت، پیریت و گالن است (شکلهای 8-A تا 8-D). بخش چشمگیری از کانهزایی پرعیار مس و نقره در منطقة اکتشافی هندوآباد در پی رخداد فرایندهای برونزاد و هوازدگی سولفیدهای اولیه پدید آمده است. مهمترین این کانیها عبارتند از کالکوسیت، کوولیت، دیژنیت و جورلییت (شکلهای 8-H و 8-I). طلای آزاد نیز در برخی نمونههای غنی از اکسیدهای آهن ثانویه دیده میشود (شکل 8-G).
جدول 3. تجزیة ریزکاو الکترونی کانیهای سولفیدی در منطقة اکتشافی هندوآباد (n: شمار آنالیزها).
Table 3. Electron microprobe analysis (EPMA) of sulfide minerals from the Hendou-Abad prospect (n: number of analyses).
|
Sample No. |
Chalcocite |
|||||||||
|
(n=10) |
||||||||||
|
Si |
0.07 |
0.05 |
0.03 |
0.03 |
0.03 |
1.27 |
0.07 |
0.05 |
0.03 |
0.74 |
|
Cu |
76.83 |
76.90 |
77.44 |
77.20 |
76.10 |
72.78 |
76.70 |
77.55 |
77.62 |
75.00 |
|
Mg |
0.01 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.05 |
0.04 |
0.04 |
0.0 |
0.07 |
|
Al |
0.06 |
0.04 |
0.08 |
0.08 |
0.05 |
1.86 |
0.06 |
0.02 |
0.02 |
0.21 |
|
Ca |
0.01 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.24 |
0.21 |
0.04 |
0.01 |
0.31 |
|
Ti |
0.02 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.03 |
0.03 |
0.0 |
0.03 |
0.0 |
0.0 |
|
Ni |
0.0 |
0.03 |
0.0 |
0.0 |
0.03 |
0.0 |
0.01 |
0.01 |
0.0 |
0.01 |
|
Fe |
0.37 |
0.25 |
0.10 |
0.10 |
0.24 |
2.55 |
0.20 |
0.09 |
0.02 |
0.33 |
|
S |
21.56 |
21.12 |
21.07 |
20.80 |
21.04 |
20.48 |
21.20 |
21.45 |
21.49 |
21.37 |
|
Co |
0.01 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
|
As |
0.32 |
1.20 |
1.09 |
1.30 |
1.30 |
0.0 |
0.90 |
0.80 |
0.85 |
1.22 |
|
Ag |
0.08 |
0.20 |
0.29 |
0.06 |
0.35 |
0.03 |
0.21 |
0.09 |
0.33 |
0.06 |
|
Sb |
0.03 |
0.02 |
0.04 |
0.02 |
0.03 |
0.02 |
0.01 |
0.02 |
0.01 |
0.0 |
|
Te |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
|
Hg |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
0.05 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Pb |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.08 |
|
Bi |
0.02 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.03 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Total |
99.39 |
99.86 |
100.15 |
99.65 |
99.22 |
99.39 |
99.62 |
100.21 |
100.39 |
99.39 |
جدول 3. ادامه.
Table 3. Continued.
|
Sample No. |
Chalcopyrite |
Bornite |
|||||||
|
(n=6) |
(n=3) |
||||||||
|
Si |
16.85 |
0.20 |
0.01 |
0.02 |
0.0 |
0.11 |
0.01 |
0.0 |
0.01 |
|
Cu |
34.83 |
33.72 |
33.86 |
33.84 |
33.28 |
33.39 |
70.38 |
67.30 |
65.98 |
|
Mg |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Al |
0.34 |
0.08 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.01 |
0.02 |
0.0 |
0.01 |
|
Ca |
0.50 |
0.05 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.07 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Ti |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Ni |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.02 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
|
Fe |
34.46 |
30.34 |
29.62 |
29.89 |
30.56 |
30.65 |
4.26 |
6.50 |
7.38 |
|
S |
0.13 |
34.60 |
34.85 |
34.53 |
34.40 |
34.43 |
24.07 |
25.23 |
25.69 |
|
Co |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
As |
0.66 |
0.27 |
0.34 |
0.70 |
0.95 |
0.24 |
1.55 |
0.70 |
0.22 |
|
Ag |
0.03 |
0.01 |
0.09 |
0.06 |
0.06 |
0.20 |
0.14 |
0.20 |
0.23 |
|
Sb |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
0.02 |
|
Te |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.01 |
0.0 |
0.03 |
0.0 |
0.01 |
|
Hg |
0.0 |
0.0 |
0.09 |
0.05 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Pb |
1.18 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Bi |
0.0 |
0.03 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Total |
100.10 |
99.32 |
98.88 |
99.14 |
99.32 |
99.13 |
100.48 |
99.93 |
99.56 |
جدول 3. ادامه.
Table 3. Continued.
|
Sample No. |
Galena |
Covellite |
||||||
|
(n=5) |
(n=6) |
|||||||
|
Si |
0.05 |
0.0 |
0.05 |
0.20 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.08 |
|
Cu |
0.42 |
0.70 |
0.08 |
0.18 |
0.29 |
65.27 |
58.90 |
65.25 |
|
Zn |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Mg |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.14 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
|
Al |
0.0 |
0.10 |
0.03 |
0.70 |
0.20 |
0.0 |
0.02 |
0.02 |
|
Ca |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Ti |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.01 |
0.04 |
|
Ni |
0.0 |
0.01 |
0.01 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
|
Fe |
0.01 |
0.33 |
0.07 |
0.15 |
0.12 |
0.06 |
5.20 |
3.10 |
|
S |
12.32 |
12.37 |
11.65 |
11.84 |
12.28 |
33.16 |
33.40 |
30.10 |
|
Co |
0.0 |
0.0 |
0.01 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
As |
0.11 |
0.04 |
0.52 |
0.92 |
0.45 |
0.29 |
0.95 |
0.23 |
|
Ag |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
1.08 |
0.90 |
0.95 |
|
Sb |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
|
Te |
0.0 |
0.0 |
0.04 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Au |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Hg |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Pb |
86.60 |
87.06 |
86.90 |
86.58 |
86.62 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Bi |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Total |
99.52 |
100.61 |
99.37 |
100.72 |
100.05 |
99.82 |
99.43 |
99.78 |
جدول 3. ادامه.
Table 3. Continued.
|
Sample No. |
Covellite |
Gold |
Electrum |
||||
|
(n=6) |
(n=2) |
(n=2) |
|||||
|
Si |
0.01 |
0.0 |
0.47 |
0.19 |
0.43 |
0.30 |
0.49 |
|
Cu |
64.70 |
62.10 |
59.93 |
0.13 |
0.03 |
1.52 |
4.76 |
|
Zn |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.06 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Mg |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.08 |
0.0 |
0.01 |
|
Al |
0.05 |
0.0 |
0.05 |
0.07 |
0.14 |
0.0 |
0.30 |
|
Ca |
0.01 |
0.0 |
0.13 |
0.26 |
0.63 |
0.0 |
0.34 |
|
Ti |
0.01 |
0.0 |
0.03 |
0.02 |
0.0 |
0.01 |
0.01 |
|
Ni |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.02 |
0.0 |
|
Fe |
5.08 |
1.20 |
7.59 |
0.06 |
0.11 |
7.88 |
20.66 |
|
S |
28.00 |
35.00 |
29.29 |
0.07 |
0.32 |
0.13 |
0.10 |
|
Co |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
As |
0.40 |
0.10 |
0.48 |
0.01 |
4.08 |
0.12 |
0.46 |
|
Ag |
1.02 |
0.70 |
1.04 |
11.21 |
11.93 |
30.89 |
15.33 |
|
Sb |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
|
Te |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.04 |
0.0 |
|
Au |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
86.41 |
81.21 |
58.12 |
56.85 |
|
Hg |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.08 |
0.16 |
0.16 |
0.12 |
|
Pb |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.30 |
0.07 |
0.02 |
0.51 |
|
Bi |
0.0 |
0.0 |
0.0 |
0.30 |
0.16 |
0.0 |
0.0 |
|
Total |
99.28 |
99.10 |
99.09 |
99.17 |
99.35 |
99.26 |
99.94 |
شکل 8. تصویرهای میکروسکوپ الکترونی از کانیشناسی کانهها، دگرسانی و روابط بافتی آنها. A) کالکوسیت و تیتانیت گرمابی همراه با رگچه اپیدوت؛ B) کانی گالن همراه با کالکوسیت و مالاکیت پرکنندة فضاهای خالی قطعات برش؛ C) حضور اسپکیولاریت و کالکوسیت اولیه بهصورت پرکنندة حفرهها پیش از رگچههای مالاکیت؛ D) دانة گالن بهجامانده با مالاکیت فراگرفته شده است؛ E) کالکوپیریت و کوارتز در برش سرخ؛ F) پیریت و کالکوپیریت بهصورت سیمان و قطعات آندزیبازالت در برش سرخ؛ G) دانة طلای آزاد در کانیهای ثانویه اکسید آهن؛ H) کانیهای بورنیت و کالکوسیت با بلورهای هماتیت سوزنی دربرگرفتهشده؛ I) سولفیدهای مس در شکستگیهای ظریف بهصورت کالکوسیت پیش از کوولیت. نام اختصاری کانیها از (Warr, 2021).
Figure 8. Backscattered electron (BSE) images of ore mineralogy, alteration assemblages, and their textural relationships. A) Chalcocite and hydrothermal titanite associated with an epidote veinlet; B) Galena grain coexisting with chalcocite and malachite filling void spaces in breccia fragments; C) Specularite and primary chalcocite occupying vugs prior to malachite veinlets; D) Relict galena grain surrounded by malachite; E) Chalcopyrite and quartz within red breccia; F) Pyrite and chalcopyrite as cement along with andesitic-basalt fragments in red breccia; G) Native gold grain hosted by secondary iron oxide minerals; H) Bornite and chalcocite enclosed by acicular hematite crystals; I) Copper sulfides in microfractures, with chalcocite occurring before covellite. Mineral abbreviations after Warr (2021).
در نمودار شکل 9، دادههای ریزکاو الکترونی برای کانیهای سولفیدی در نمودار Cu/S بر پایة درصدوزنی نقره رسم شده است. بر این پایه، بازة نقره در کانیهای سولفیدی از ۰۱/۰ تا ۰۸/۱ درصدوزنی است و محتوای نقره در کانیهای گروه کالکوسیت با افزایش نسبت S/Cu (از کالکوسیت رو به کوولیت) روند افزایشی نشان میدهد (شکل 9). همبستگی مثبت میان نقره و مس در این کانیها، پیامد توانایی جانشینی نقره در شبکة بلوری کانیهای گروه کالکوسیت است. محتوای نقره در دیگر کانیهای این گروه (مگر کوولیت) همانند مقادیر آن در بورنیت و کالکوپیریت است و این ویژگی نشاندهندة پراکندگی کمابیش همگن نقره در این مجموعه کانیایی است (شکل 9). حضور نقره در ترکیب کالکوسیت و کالکوپیریت منطقة هندوآباد، گویای خاستگاه درونزاد (هایپوژن) این عنصر در کانهزایی اولیه است. آرسنیک از عنصرهای فرعی مهم در کانیهای سولفیدی منطقه است و غلظت آن در دیژنیت از ۳۲/۰ تا ۲۲/۶ درصدوزنی در نوسان است. حضور آرسنیک در شبکة این کانیها میتواند حلالیت طلا و نقره را افزایش دهد (Reich et al., 2010). افزونبر نقره و آرسنیک، کالکوسیتهای منطقه مقدار آهن، تلوریم، کلسیم، سیلیسیم، منیزیم و کبالت فراوانی دارند (جدول 3). از سوی دیگر، نبود بیسموت در ترکیب بورنیتهای بررسیشده، گویای پیدایش این کانی در دمای کمتر از ۳۰۰ درجة سانتیگراد است (Sugaki et al., 1980). در بیشتر کانیهای سولفیدی بررسیشده، مقدارهای اندک سیلیسیم و کلسیم بهصورت میانبارهای ریز دیده میشود که میتواند نشاندهندة غنیشدگی سیال کانهساز از این عنصرها و نقش آنها در فرایندهای کانهزایی باشد.
شکل 9. نمودار پراکندگی درصدوزنی Ag در برابر نسبت Cu/S، در کانههای گوناگون سولفید مس در کانسار هندوآباد. بیشترین مقدار نقره در کوولیت یافت میشود.
Figure 9. Binary plot of Ag (wt%) versus Cu/S ratio in various copper sulfide ores from the Hendou-Abad deposit. Covellite exhibits the highest silver concentrations.
فرایند غنیشدگی برونزاد
کانهزایی اولیه مس در منطقة هندوآباد در پی بالاآمدگی ناشی از تزریق تودههای آذرین درونی فراوان الیگوسن و فعالیتهای زمینساختی همزمان با آن (Alaminia et al., 2017)، دچار فرسایش و هوازدگی شده است. این فرایندهای برونزاد بر پایة نمودارهای پایداری فازی (Eh-pH) برای سیستمهای مس-گوگرد-آب بیان میشوند (شکل 10).
شکل 10. نمودار پوربه (Eh-pH) کانههای مس که کانیشناسی ناحیة برونزاد منطقة اکتشافی هندوآباد را شرح میدهد. دایرة سرخ گسترة پایداری کالکوسیت و کوولیت در سیستم Cu-Fe-S در سطح زمین و دمای 25 درجه را در برابر بورنیت و کالکوپیریت نشان میدهد (Córdoba et al., 2008).
Figure 10. Pourbaix (Eh-pH) diagram for copper minerals illustrating the supergene mineral assemblage in the Hendou-Abad prospect. The red circle delineates the stability fields of chalcocite and covellite relative to bornite and chalcopyrite in the Cu-Fe-S system at 25°C (Córdoba et al., 2008).
در شرایطی که سیالهای جوی غنی از مس به ناحیة اشباع زیر سطح، در محیطی نیمهاکسیدان، نفوذ میکنند، یون Cu+2 با گوگرد و هیدروژنسولفید واکنش میدهد و کانیهایی مانند کوولیت (CuS) یا کالکوسیت (Cu2S) را بر پایة غلظت مس و پتانسیل احیای محیط تهنشین میکند. هنگامیکه مس در محلول باشد به دنبال واکنش میان CuS و Cu+2 بیشتر کالکوسیت پدید میآید. گسترش عمودی منطقه برونزاد در منطقة هندوآباد ضخامت چندانی ندارد. تغییرات کانیشناختی ناشی از هوازدگی با بهرهگیری از بررسیهای سنگنگاری، پراش پرتوی ایکس (XRD) و ریزکاو الکترونی (EPMA) بررسی شده است. مجموعه کانیهای برونزاد در این منطقه بیشتر شامل کالکوسیت، کوولیت و بورنیت است و بهدنبال آنها، کانیهای مالاکیت، مس طبیعی و کوپریت نیز پدید آمدهاند (شکل 10). دادههای ریزکاو الکترونی نشان میدهند فرایندهای هوازدگی و جانشینی در افزایش عیار نقره در کوولیتهای منطقه نقش مؤثری داشتهاند.
میانبارهای سیال
بر پایة بررسیهای سنگنگاری، همزمانی و همزایشی کانیهای کوارتز، کلسیت و اپیدوت با کانهزایی در کانسار هندوآباد بهاثبات رسیده است. با توجه به حضور چند نسل از کانیهای کلسیت، اپیدوت و کوارتز در مراحل پیدایش این کانسار، نمونهبرداری برای بررسیهای سیالهای درگیر بر پایة توالی کانیهای همایند انجام شد. برای این کار، نمونههای دارای اپیدوت، کلسیت نوع دوم و سوم و نیز کوارتزهای نوع نخست، دوم و سوم انتخاب و جداسازی شدند.
سنگنگاری میانبارهای سیال
میانبارهای سیال در کانی کوارتز در منطقة هندوآباد 10 تا 15 میکرون، بهصورت شکلدار کروی، کشیده، بیضوی و بیشکل، و کانی کلسیت 5 تا 15 میکرون و کاملاً شکلدار و بهصورت رومبوئدر، میلهای و کروی و اپیدوت در اندازة 5 میکرون و بیشکل دیده میشوند. بیشتر میانبارهای کوارتز، اولیه هستند و به شکل منفرد یا سطوح بلورشناسی آن دیده میشوند (شکل 11-A)؛ اما میانبارهای سیال ثانویه در کلسیت فراوان، از نوع تک فازی مایع و در روندهای گوناگون و موازی رخهای آن دیده میشوند و اندازههای 6-4 میکرون دارند (شکلهای 11-B و 11-C)؛ اما بسیاری از میانبارهای سیال اولیه در بخشهایی که رخهای کلسیت گسترش نیافتهاند، حفظ شدهاند و بیشتر دو فازی و غنی از مایع هستند (شکلهای 11-B و 11-C). در این پژوهش، بررسی ریزدماسنجی میانبارهای سیال در نمونههای بررسیشده تنها مربوط به میانبارهای اولیه است و از بررسی ریزدماسنجی میانبارهای سیال ثانویه و ثانویه دروغین بهعلت پیدایش آنها پس از رویداد کانیسازی دوری شده است. با توجه به بررسیهای انجامشده روی کانی اپیدوت 6 مورد که به سختی میسر شده، انجام شده است. میانبارهای سیال در این کانی بیشکل و غنی از مایع بدون فاز دختر هستند (شکل 11-D). در کانیهای بررسیشده، فاز مایع 90-60 درصد حجم میانبارها و فاز بخار، 10-40 درصد حجم کل سیال را در بر گرفته است. بر این پایه، درجة پرشدگی میانبارها در بازة 6/0 تا 9/0 بهدست آمد (شکلهای 11-A تا 11-D).
نتایج ریزدماسنجی
در بررسیهای سرمایشی، دمای یوتکتیکِ اندازهگیریشده در میانبارهای کوارتز، کلسیت و اپیدوت از 35- تا 50- درجة سانتیگراد در نوسان است (شکل 11). بر پایة پیشنهاد شرایبر و همکاران (Schreiber et al., 1990) این بازة دما گویای ارتباط سیال با سیستم نمکی سهتایی CaCl2-NaCl- MgCl2 است و کاتیونهایCa2+، Na+ و Mg2+ مهمترین کاتیونهای سازنده سیال هستند. بررسیهای گرمایشی نشان میدهد بیشتر میانبارهای سیال به فاز مایع همگن میشوند و دمای همگنشدن از 95 تا 237 درجة سانتیگراد در نوسان است. از دیدگاه آماری دماهای 110 تا 130 درجة سانتیگراد بیشترین فراوانی و میانگین دمای اندازهگیریشده 144 درجة سانتیگراد است (شکل 12-A). دامنة تغییرات شوری بهدستآمده از 9/2 تا 48/16 معادل درصدوزنی نمک طعام در نوسان است (جدول 4 و شکل 12-B). بیشترین فراوانی شوری در دو بازة 9 تا 11 و 12 تا 14 درصدوزنی نمک طعام است.
در نمودار شوری در برابر دما (شکل 12)، سه نسل میانبار در کانی کوارتز شناسایی میشود که شامل شوری میانگین-دمای بالا (کوارتز نوع I)، شوری میانگین - دمای میانگین (کوارتز نوع II) و شوری کم- دمای کم (کوارتز نوع III) هستند (شکل 11).
شکل 11. تصویرهای میکروسکوپی از میانبارهای سیال اولیه و ثانویه دروغین در منطقة هندوآباد. A) میانبار سیال نوع غنی از مایع در کوارتز؛ B) میانبار سیال دو فازی غنی از مایع در کانی کلسیت؛ C) میانبار اولیه دو فازی با شکل دروغین و میانبار ثانویه دو فازی بیشکل در کلسیت؛ D) میانبار سیال دوفازی در اپیدوت (L= مایع؛ V=گاز).
Figure 11. Microphotographs of primary and pseudosecondary fluid inclusions in the Hendou-Abad area. A) Liquid-rich fluid inclusion in quartz; B) Two-phase liquid-rich fluid inclusion in calcite; C) Two-phase primary fluid inclusion with negative crystal shape and irregularly shaped, two-phase fluid inclusion with amorphous morphology in calcite; D) Two-phase fluid inclusion in epidote (L: liquid; V: vapor).
جدول 4. چکیدهای از بررسیهای ریزدماسنجی از میانبارهای سیال مرتبط با رگههای مسدار در منطقة اکتشافی هندوآباد (Te: دمای ذوب نخستین تکه یخ، Tm ice: دمای ذوب آخرین تکه یخ، TH: دمای همگنشدن و میزان شوری).
Table 4. Summary of microthermometric measurements of fluid inclusions from copper-bearing veins in the Hendou-Abad prospect (Te: eutectic temperature, Tm ice: final ice melting temperature, TH: homogenization temperature, Salinity: calculated salinity)
|
Type of mineral |
Te ( °C) |
Tm ice( °C) |
TH( °C) |
Salinity (wt. +NaCl eq. %) |
|||||
|
n |
Rang |
n |
Rang |
n |
Rang |
||||
|
Quartz I |
5 |
-34 to -68 |
7 |
-7.8 to -12.9 |
10 |
218 to 275 |
12.5 to 16.8 |
||
|
Quartz II |
18 |
-49 to -57 |
25 |
-6.5 to -9 |
27 |
119 to 189 |
9.86 to 12.85 |
||
|
Quartz III |
- |
- |
4 |
-2 to -3.02 |
7 |
100 to 120 |
3.39 to 5.28 |
||
|
Calcite II |
7 |
-47 to -61 |
8 |
-6.5 to -12.5 |
8 |
124 to 152 |
10.36 to 16.48 |
||
|
Calcite II |
4 |
-61 to -62 |
7 |
-6.5 to -9.1 |
7 |
95 to 117 |
9.49 to 12.96 |
||
|
Epidote II |
- |
- |
6 |
-3.5 to -7.4 |
6 |
223 to 237 |
8.71 to 10.9 |
||
شکل 12. نمودار فراوانی A) دمای همگنشدن؛ B) شوری از میانبارهای سیال در نمونهها از مراحل گوناگون کانیسازی در منطقة اکتشافی هندوآباد.
Figure 12. Frequency distribution diagrams of A) homogenization temperature (Th); B) salinity of fluid inclusions from different mineralization stages in the Hendou-Abad prospect.
کلسیتهای نوع II وIII با کانهزایی همراه هستند. میانبارهای سیال مربوط به دو نوع کلسیت با کاهش دمای همگنشدن روند کاهش شوری را نشان میدهند (شکل 13). اپیدوتهای شکلدار درشتدانه همراه با کلینوزوییزیت درون رگچهها (اپیدوت نوع II) دمای بالا و شوری کمابیش کمی دارند (شکل 13). دادههای دماسنجی همخوانی خوبی با اطلاعات سنگنگاری نشان میدهند. دمای همگنشدن میانبارهای کوارتز دانهریز نوع I درون برش سرخ از 218 تا 275 درجة سانتیگراد و درجة شوری آن از 5/12 تا 8/16 درصدوزنی نمک متغیر است و با مرحلة نخست کانیسازی (پیریت و کمتر کالکوپیریت) همراه هستند (شکل 5). این گسترة دمایی میتواند نشاندهندة رقیقشدگی سیال کانهساز با یک منبع خارجی، مانند آبهای جوی، در هنگام رخداد فرایند کانیسازی مرحلة نخست باشد. در مرحلة دوم کانیسازی سولفیدی، کانیهای اپیدوت نوع II (شکل 4-D)، کلسیت نوع II و کوارتز نوع II (شکل 4-D) از سیال کانهساز بهترتیب در پی کاهش دمای سیال متبلور میشوند و بهصورت دانه متوسط در کنار یکدیگر در رگچهها حضور دارند (شکل 5). با ادامه روند کاهش دما و شوری، کلسیت نوع III با اسپیکولاریت همراه میشود و سپس با تغییر اسیدیتة محلول، کوارتز دانهریز نوع III با دستکم شوری 9/2 درصدوزنی نمک طعام، از سیال کانهساز پدید میآید (شکل 13). کوارتز نوع IV بهصورت کلسدونی است و میانبار خوبی برای بررسی در آن دیده نشد.
شکل 13. نمودار دما در برابر شوری میانبارهای سیال از مراحل مختلف کانیسازی در منطقة اکتشافی هندوآباد.
Figure 13. Homogenization temperature versus salinity diagram for fluid inclusions from different mineralization stages in the Hendou-Abad prospect.
بر پایة احمد و رز (Ahmad and Rose, 1980) فشار حاکم در هنگام پیدایش کانسنگ در منطقة هندوآباد از 50 بار کمتر بوده است. ازاینرو، تصحیحات فشار بهعلت کمبودن فشار حاکم در هنگام پیدایش کانسنگ انجام نشد و دمای همگنشدن (TH) بهطور تقریبی درجة حرارت واقعی دانسته شد.
بحث و برداشت
بر پایة بررسیهای میدانی، بررسیهای کانیشناسی (شامل میکروسکوپ نوری، پراش پرتوی ایکس و ریزکاو الکترونی)، زمینشیمی سنگ کل، ریزدماسنجی میانبارهای سیال و شیمی کانههای سولفیدی، الگوی جامعی برای رخداد کانهزایی مس-نقره در منطقة اکتشافی هندوآباد پیشنهاد میشود. کانهزایی چینهکران مس-نقره در سنگهای آتشفشانی با ترکیب حد واسط تا مافیک (آندزیبازالت، آندزیت و تراکیآندزیت) رخ داده است. این کانهزایی در پاسخ به ساختارهای گسلی و افزایش تخلخل سنگ، گسترش یافته است. فعالیت گسلهای کچومثقال در شمال و ظفرقند در جنوب، همراه با تزریق دایکها، مسیرهای اصلی نفوذ سیالهای گرمابی را فراهم کردهاند (شکل 1-B). کانهزایی به صورت افشان، پرکنندة حفره و رگه-رگچه ظاهر شده و رگههای کانهدار بیشتر از روند خاوری-باختری پیروی میکنند.
دو نسل دگرسانی پروپلیتیک در منطقه شناسایی شد: نسل نخست به صورت فراگیر و جانشینی، همراه با کانهزایی افشان در برشهای سرخ رنگ؛ نسل دوم به صورت اپیدوت-کلریت رگه-رگچهای، مرتبط با رگههای مسدار و برشهای سفید و سبز رنگ. با افزایش فاصله از پهنه کانهزایی، دگرسانی از مجموعه اپیدوت-کلریت-کوارتز-کلسیت به زئولیت تغییر مییابد.
همچنین، سه مرحلة اصلی کانهزایی شناسایی شد: مرحلة نخست با دمای 218 تا 275 درجة سانتیگراد و شوری 5/12 تا 8/16 درصدوزنی معادل نمک طعام، شامل کانهزایی پیریت و بندرت کالکوپیریت، به صورت افشان در برشهای سرخ همراه با دگرسانی پروپلیتیک نسل نخست و کوارتز نوع I با بافت دروزی و شعاعی است. مرحلة دوم که مهمترین مرحله کانهزایی مس-نقره است، با دمای 95 تا ۲37 درجة سانتیگراد به صورت رگه-رگچهای و جانشینی با روند خاوری-باختری گسترش یافته است. کانیهای اولیه این مرحله شامل کالکوسیت، بورنیت، پیریت، کالکوپیریت، تترائدریت، الکتروم، طلای آزاد و گالن هستند که با کانیهای باطله اپیدوت نوع II، کوارتز نوع II و کلسیتهای نوع II و III همراهی میشوند. بافتهای غالب شامل پرکنندة فضای خالی، رگچهای، جانشینی و درهمرشدی است. مرحلة سوم با دما و شوری کم، کانهزایی در رگچههای ظریف کوارتز نوع IV (کلسدونی) همراه شده است.
از دیدگاه زمینشیمیایی، غنیشدگی معنادار مس (میانگین: 7/2 درصد تا بیشینة 4/11 درصد)، نقره (میانگین: ۶۲ گرم در تن تا بیشینة ۲۳۸ گرم در تن) و گوگرد در پهنههای کانهدار نسبت به سنگ میزبان نادگرسان، همراه با تهیشدگی کبالت، باریم و روی، گویای تحرک بالای این عنصرها در سیالهای گرمابی است. همبستگی قوی میان مس با عنصرهای نقره و گوگرد، همراهی زایشی نقره با سولفیدهای مس را نشان میدهد. غلظت بالای مس در سنگ میزبان نادگرسان نشاندهندة نقش احتمالی سنگهای آتشفشانی بهعنوان منبع فلزات از راه شستشوی گرمابی است (Khademian et al., 2025). ترکیب شیمیایی اپیدوتها در نمودار سهتایی منگنز-آلومینیم-آهن بیشتر در گسترة کلینوزوییزیت جای میگیرد و حضور پیهمونتیت در اپیدوت نوع III نشاندهندة شرایط اکسیدان در مراحل میانی کانهزایی است. نقره در همة کانیهای سولفید مس به مقدار کم حضور دارد؛ اما بیشترین غلظت آن (7/0 تا 08/1 درصدوزنی) در کوولیت اندازهگیری شد که نشاندهندة نقش فرایندهای برونزاد در غنیسازی ثانویه نقره است. نقره همچنین، به صورت محلول جامد در آلیاژ طلا-نقره (تا ۳۰ درصد نقره) پدیدار شد. سولفوسالتهای نقره (تترائدریت/تنانتیت) بهندرت دیده میشوند. دمای همگنسازی میانبارهای سیال از ۹۵ تا ۲۷۵ درجة سانتیگراد در نوسان است. کاهش آرامآرام دما و شوری از مرحلة نخست به مراحل دوم و سوم، نشاندهندة رقیقسازی سیال گرمابی با آبهای جوی بهعنوان سازوکار اصلی تهنشینی کانیهاست. این بازة دمایی شباهت بسیاری با بازة دمای کانسارهای مانتوی شیلی (۱۵۰ تا ۳۶۰ درجة سانتیگراد) دارد (Oyarzun et al., 1996; Shen et al., 2020; Esform et al., 2025). شرایط قلیایی حاکم بر سیستم (با شواهدی مانند حضور گستردة اپیدوت و کلسیت) و دمای کمابیش کم سیال، حلالیت یونهای فلزی را افزایش میدهد و تهنشینی آنها را در پهنههای ساختاری مستعد امکانپذیر میکند (Kojima et al., 2009; Sun et al., 2024). در پایان، فرایندهای برونزاد و هوازدگی، با نفوذ سیالهای جوی و شستشوی کانهزایی اولیه در محیط نیمهاکسیدان، پهنة غنیشده سوپرژن را پدید آوردهاند که مجموعه کانیهای ثانویه شامل کالکوسیت ثانویه، کوولیت، دیژنیت نقرهدار، جورلییت، تنوریت، مالاکیت، مس طبیعی و کوپریت در آن پدید آمده است.
ترکیب سنگهای میزبان، ساختارهای کنترلکننده، الگوهای دگرسانی و کانیشناسی مادة معدنی، همراه با دادههای ریزدماسنجی، نشان میدهد هندوآباد یک کانسار مس از نوع مانتو است. این یافتهها برای درک زایش رخدادهای مس (-نقره) وابسته به سنگهای آتشفشانی در بخش میانی کمربند ارومیه-دختر و ارزیابی پتانسیل کانهزایی آنها ارزشمند است و انجام اکتشافات آینده در این ناحیه را پیشنهاد میکند.
سپاسگزاری
پژوهش حاضر با حمایت مالی دانشگاه اصفهان در مراحل بازدیدهای صحرایی و انجام تجزیههای آزمایشگاهی میسر گردیده است. بدینوسیله مراتب سپاس و قدردانی خود را از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه اعلام میداریم. همچنین از همکاری جناب آقایی دکتر باقری در انجام مطالعات میانبارهای سیال و راهنماییهای ایشان در تفسیر دادههای مرتبط، صمیمانه قدردانی مینماییم. افزون بر این، مراتب تشکر و قدردانی خود را از مرکز تحقیقات فرآوری مواد معدنی ایران به خاطر انجام تجزیههای مایکروپروب که نقش بسزایی در غنای دادههای این پژوهش داشته است، ابراز میداریم.