پهنة بازالت آلکالن دیرکلو- مهدی‌خان، نشانه‌ای از یک سازوکار کششی درون‌صفحه قاره‌ای کواترنری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم‌، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار، گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

در شمال‌خاوری استان کردستان، شهرستان قروه، و در فاصله میان روستاهای مهدی‌خان و دیرکلو، پهنه‌ای از سنگ‌های بازالتی با ماهیت آلکالن روی رسوبات کواترنری جای گرفته‌ است. بررسی‌ مقاطع نازک تهیه شده از سنگ‌های منطقه مشخص کرده که این سنگ‌ها درشت بلورهایی از الیوین، کلینوپیروکسن و پلاژیوکلاز دارند که در زمینه‌ای از ریزبلورهای پلاژیوکلاز، پیروکسن، کانی‌های کدر و شیشه آتشفشانی قهوه‌ای رنگ جای گرفته‌اند. بافت اصلی این نمونه‌ها پورفیریتیک است و پیروکسن‌های آنها افزون‌بر بافت زونینگ ترکیبی و غربالی، بافت سری‌اِیت و گلومرول نیز دارند. چنین بافت‌هایی می‌تواند گویای رخداد آلایش ماگمایی و نبود تعادل ماگمایی باشد. افزون‌بر این، نمودارهای هارکر رخداد تبلوربخشی را نشان می‌دهند. دیگر ویژگی‌های زمین‌شیمیایی مانند آنومالی منفی در Nb، Ta و Y، غنی‌شدگی در Th/Yb، آنومالی مثبت Th، Ba و Pb، غنی‌شدگی LILE، مقدار بالای LREE، نسبت‌های Ce/Sm، Sm/Yb و نیز نسبت‌های Nb/La و La/Yb و همچنین Th/Yb و Ta/Yb نشان‌ می‌دهند خاستگاه ماگمای سازندة پهنة بازانیتی مهدی‌خان- دیرکلو ذو‌بخشی (کمتر از 5 درصدی) یک منبع گوشته‌ایِ (گارنت‌لرزولیتی) غنی‌شده با سیال‌های حاصل از تختة فرورونده بوده است. فوران این پهنة بازالتی در یک محیط کششی پس از برخورد، روی داده است. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Direklo-Mehdikhan Alkaline Basalt District, an Indication of a Quaternary Continental Within Plate Extensional Mechanism

نویسندگان [English]

  • Fatemeh Narimani 1
  • MohammadAli Mackizadeh 2
  • Mortaza Sharifi 2
1 Ph.D. Student, Department of Geology, Faculty of Sciences, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Associate Professor, Department of Geology, Faculty of Sciences, University of Isfahan, Isfahan, Iran
چکیده [English]

Introduction
The Direklo-Mehdikhan volcanic district is the largest volcanic region within the Qorveh-Bijar Quaternary volcanic belt, located near Qorveh in Kurdistan province, Iran. The Qorveh-Bijar Quaternary basic volcanic belt lies between the provinces of West Azerbaijan and Kurdistan, within the Sanandaj-Sirjan zone as a segment of the Alpine-Himalayan Orogeny with a Gondwana-affinity basement. The Orogeny is strongly influenced by the Middle-Late Tertiary post-orogenic development that followed the continental collision between the Arabian and Eurasian plates. Following the collision, the SSZ continental lithosphere was thickened (Agard et al., 2005), leading to a lithospheric thickness of ~150–170 km (Priestley and McKenzie, 2006). In this district, the deposits of pyroclastic origins and scoria, which erupted from a thick lithosphere, are covered by alkaline basic lava flows (Neill et al., 2015).
The primary objective of the present study is to provide evidences for the subduction of the Neotethys oceanic plate beneath the Eurasian margin and the collision of the Arabian plate. Therefore, this study focuses on the Direklo-Mehdikhan volcanic district.
Petrographic observations, along with whole-rock geochemstry and clinopyroxene mineral chemistry, were carried out to enhance our understanding of the magmatic activity of the Direklo-Mehdikhan volcanic district.
Research Methods
The study started by fieldwork, petrographic analysis, and geochemical investigations. Field observations were conducted on the lava flow situated between the villages of Direklo and Mehdikhan. Samples were collected from various locations within the lava flow, and thin sections were prepared for petrographic examination. Additionally, geochemical data on pyroxene crystals and whole-rock samples were analyzed to explore the origin and the evolution of the lava flow body. All EMPA and whole-rock analyses were performed at the Central Laboratory of Moscow State University in Russia and the Australian Lab West, respectively.
Results and Discussion
The main mineral components which are defined by aphanitic to porphyritic texture, are phenocrysts mainly consist of olivine and pyroxene. The matrix includes plagioclase, opaque minerals, glass, and similar microcrystalline mineral phases. In some samples, xenoliths and quartz xenocrysts is observed. These fragments likely detached from adjacent rocks and were incorporated during magma ascending the crust. The studied samples primarily exhibit a porphyritic texture, with additional secondary textures observable in some samples, such as glomeroporphyritic, sieve, vesicular, vitrophyric, amygdaloidal, hyalomicrolitic, and microlithic porphyritic. The formation of porphyritic texture formed during a crystallization stage deep within the Earth (where phenocrysts crystallize), followed by further crystallization at or near the Earth's surface, resulting in the development of finer crystals. The presence of a glassy background and the microlithic texture is largely due to insufficient time for the remaining magma to crystallize at shallow depths or close to the surface (Shea, 2017).
EPMA results of clinopyroxene indicate that the clinopyroxenes are classified within the iron-magnesium-calcium pyroxenes quadrilateral and are identified as diopside type. The Mg number (Mg#) for these minerals ranges from 0.82 to 0.92 (Figures 5A and 5B). The chemical composition of clinopyroxene demonstrate the alkaline magmatic series, as well as the extensional and intraplate tectonic environments. The crystallization process is believed to have occurred under conditions of high oxygen fugacity (Figures 5C and 5D). The calculated temperature and pressure conditions for the crystallization of clinopyroxenes indicate a pressure range of 6 to 10 kbar and a temperature range of 1160 to 1250 °C (Figure 6). The variation in crystallization pressure is attributed to existence of multiple magma chambers and the clinopyroxene crystallization during the rapid ascent of magma (Özdemir et al., 2020).
Based on geochemical discrimination diagrams, the samples plot in the alkaline series and low-SiO2 basalt (Figure 7-A). Normalized rare earth elements (REEs) diagrams, along with various elemental ratios such as Nb/Pb, La/Sm, Nb/U, and La/Yb, reveal a significant enrichment of light rare earth elements compared to heavy elements. This suggests the involvement of an enriched mantle, characterized by the presence of garnet in the source and a low degree of partial melting. So, the magma originated from a garnet lherzolite source during a partial melting process with a melting percentage of less than 5% and showed some clues of crustal contamination (Figures 14 and 15).
Conclusions
Field studies, petrographic, and geochemical analysis of the Direklo-Mehdikhan low-SiO2 alkaline basalt reveals valuable insights into the subduction of the Neotethys Oceanic crust and post-collisional mantle-derived mafic magmatism within intracontinental extensional settings. Normalized elemental diagrams, in comparison to primitive mantle compositions, reveals an enrichment in large-ion lithophile elements (LILE) and light rare earth elements (LREE) relative to high field strength elements (HFSE). Negative anomalies are observed in niobium (Nb) and titanium (Ti). Petrographic evidence and geochemical data indicate that local extensional and depressurization activities triggered low-grade partial melting (less than 5%). The parent magma derived from enriched garnet lherzolite at the pressure varying from 6 to 10 kbar and a temperature ranging from 1160 to 1250 °C. This process engaged in magma ascending rapidly to surface with minimal contamination by crust.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Alkaline Basalt
  • Direklo-Mehdikhan
  • Within Plate Magmatism
  • Crustal Contamination
  • Qorveh

مقدمه

مجموعه‌های آذرین کواترنری که آخرین تکاپوهای ماگماتیسم ایران در قالب آتشفشان‌های بزرگی مانند دماوند، سبلان، تفتان-بزمان هستند و نیز پهنه‌های بازالتی آلکالن در محور نوبران- ماکو، بلوک لوت، مکران، البرز مرکزی و بخش‌های جنوبی خردقارة ایران مرکزی، بر سطح زمین خودنمایی می‌کنند. گدازه‌های بازیک کواترنری شمال پهنة سنندج-سیرجان که در راستای زمین‌درز زاگرس- بیتلیس جای گرفته‌اند و سطح فلات مرتفع ایرانی– ترکی را پوشانده‌اند، بخشی از ماگماتیسم کواترنری خاور مدیترانه و باختر فلات ایران به‌شمار می‌روند و گواهی بر فرورانش نئوتتیس به زیر حاشیة اوراسیا و برخورد ورقة عربی دانسته می‌شوند. برخورد ورقة عربی و حاشیة ورقة اوراسیا از نزدیک به 30 میلیون سال پیش آغاز شده است و هم‌اکنون نیز ادامه دارد (Allen et al., 2013).

در شمال پهنة سنندج-سیرجان، فعالیت‌های آذرین بیرونی جوان، در بازة زمانی کوتاهی در نزدیک به یک میلیون سال، ترکیبات سنگی گسترده‌ای را به سطح زمین منتقل و ساختارهای آتشفشانی را با روند شمال‌‌باختری – جنوب‌خاوری و در یک محدودة جغرافیایی محدود پدید آورده‌اند. کمربند آتشفشان کواترنری قروه- بیجار که بخشی از این محدوده جغرافیایی است، روی سنگ‌کره‌ای ضخیم فوران کرده‌ است؛ سنگ‌کره‌ای که پس از برخورد اولیة ورقة عربی و اوراسیا ضخیم شده است و به ستبرایی نزدیک به 200 کیلومتر درآمده است (Priestley and Mckenzie 2006). این ستبرا در سنگ‌زایی و رخداد فرایندهای آتشفشانی کواترنری باختر ایران اهمیت به‌سزایی داشته است.

برخورد قاره‌ای صفحة اوراسیا (شامل صفحة ایرانی- ترکی) و عربی در آغاز میوسن و با فرورانش آخرین سنگ‌کرة اقیانوسی میان صفحة عربی و اوراسیا آغاز شده است و در پی این برخورد، ماگماتیسم مرتبط با آن به‌ویژه از پایان میوسن تا به امروز، در مکان‌های متعددی در خاور ترکیه، ارمنستان و بسیاری از بخش‌های ایران گسترده شده است (Okayet al., 2010). ترکیب سنگ‌های حاصل از این فعالیت‌های ماگمایی، دامنة گسترده‌ای از مافیک تا فلسیک و سدیک تا التراپتاسیک را دربر می‌گیرند (Allen et al., 2013). سنگ‌های آذرآواری این مناطق شامل رسوبات آذرآواری و اسکوری هستند که با رسوبات آذرآواری جوان‌تر و بمب‌های آتشفشانی پوشانده شده‌اند. در نهایت این رسوبات آذرآواری زیر جریان‌های گدازة بازالتی مدفون می‌شوند. سن‌سنجی پتاسیم- آرگونِ چند نمونة بازانیتی از این محدوده، سن 63 تا 66 میلیون سال پیش را برای این گدازه‌ها پیشنهاد کرده است (Neill et al., 2015). به‌طور کلی، محصولات آتشفشانی میوسن و کواترنر به‌صورت استراتوولکان‌های محلی و جریان‌های بازالتی با حجم کم شناخته می‌شوند. این در حالی است که محصولات آتشفشانی پلیوسن شامل فلات‌های بازالتی بسیار گسترده‌ای هستند. بررسی‌های بسیاری برای توضیح خاستگاه آتشفشان‌های پس از برخورد این صفحه‌ها انجام شده است، با این حال منطقه ذوب و توزیع زمانی و مکانی آتشفشانها هنوز هم مورد بحث هستند (Özdemir et al., 2020).

بررسی‌های سنگ‌شناسیِ آتشفشان‌هایی که در راستای پهنة برخورد جای گرفته‌اند، سه الگوی سنگ‌زایی را برای پیدایش چنین مجموعه‌های سنگ‌شناسی پیشنهاد کرده‌اند: در الگوی نخست خاستگاه سنگ‌کره‌ای پیشنهاد شده است (Kaygusuz et al., 2018)، در الگوی دوم یک منبع سست‌کره‌ای با یا بدون مؤلفه فرورانش در نظر گرفته شده است (Lebedev et al., 2016) و در الگوی سوم، آمیختگی مذاب‌هایی با خاستگاه سست‌کره و سنگ‌کره و نیز آلایش پوسته‌ای ماگما پیشنهاد شده است (Oyan et al., 2016). افزون‌بر این، آتشفشان‌های با خاستگاه پوستة زیرین (Coban et al., 2007; Karsli et al., 2008) و نیز آتشفشان‌های حاصل از تختة فرورانده‌شده درون گوشته (Di Giuseppe et al., 2017) نیز گزارش شده‌اند.

به باور پژوهشگران ایرانی نیز فرایندهای آتشفشانی خاور کردستان در ارتباط با پهنة برخوردی صفحة اوراسیا و عربی هستند. این واحدهای آتشفشانی با روند شمال‌باختری- جنوب‌خاوری بخشی از سری آتشفشان‌های قروه- بیجار- تکاب هستند که در پهنة سنندج- سیرجان جای گرفته‌اند. این واحدها به شکل مجموعه‌های آتشفشانی و کراترهای جداگانه در فاصلة یکصد کیلومتری از گسل روراندة اصلی زاگرس برونزد یافته‌اند. این واحدهای آتشفشانی را از سری سنگ‌های آلکالن بازیک درون‌صفحه‌ای دانسته‌اند و پیدایش آنها را به زمان پلیوکواترنری نسبت داده‌اند (Haghnazar and Malakotian, 2011). افزون‌بر این، باید در نظر داشت که فرورانش رسوبات در زمان بسته‌‏‌شدن نئوتتیس و برخورد صفحه‌های دو سوی آن نیز به پیدایش ماگمای بازیک در زمان کواترنر انجامیده است (Meshmay et al., 2024).

حق‌نظر و ملکوتیان (Haghnazar and Malakotian, 2011) برای آلکالی‌الیوین‌بازالت‌های منطقة قروه-تکاب، خاستگاه گوشتة غنی‌شده از یک منبع OIB-Like با رخسارة اسپینل لرزولیت در بازة فشاری 10 تا 15 کیلوبار (ژرفای کمتر از 60 کیلومتر) و با نرخ ذوب‌بخشی کمتر از 15 درصد را پیشنهاد داده‌اند. آسیابان‌ها و همکاران (Asiabanha et al., 2018) نشان دادند قطعات مافیک درون بازالت‌ها را اتولیت (زینولیت همزاد با بازالت) و قطعات فلسیک را زینولیت واقعی (بیگانه‌سنگ) دانسته‌اند. این پژوهشگران نبود کانی‌های دارای مواد فرّار در اتولیت‌های پیروکسنیتی و در سوی دیگر، فراوانی کانی‌های دارای مواد فرّار در اتولیت‌های آپاتیت- هورنبلنددار را به‌همراه شواهد تناوب دوره‌های آرامش و انفجار، به وجود آشیانه‌های ماگمایی طبقه‌بندی‌شده برای این استراتوولکان‌ها نسبت داده‌اند. افزون‌بر این، فراوانی کانی‌های آبدار و نیز نبود کانی پلاژیوکلاز در اتولیت‌های آپاتیت-هورنبلنددار را به تبلور در یک محیط آبدار در فشار 10 تا 15 کیلوبار مربوط دانسته‌اند. در چنین شرایطی با پیشرفت تبلور، بر فراوانی نسبی مواد فرار افزوده شده است و با پیدایش لایه‌های سرشار از مواد فرار در بالای آشیانة ماگمایی، سبب رخداد فوران‌های شدید انفجاری شده‌اند.

برخورد قاره- قاره ناشی از بسته‏‌شدن نئوتتیس و افزایش ستبرای سنگ‌کره، در این منطقه سبب شده است تا مذاب‌های بازالتی در هنگام بالاآمدن به ناچار از چنین سنگ‌کرة ضخیمی بگذرند و در سطح زمین فوران کنند. کمابیش همة پژوهشگرانی که در این پهنه کار کرده‌اند (مانند: Azizi and Moinevaziri, 2009; Kheirkhah, 2015) واکنش مذاب با سنگ‌های مسیر، هنگام گذر از میان چنین ضخامتی را اجتناب‌ناپذیر دانسته‌اند و خاطر نشان کرده‌اند که با ایجاد تغییرات ناشی از آلایش پوسته‌ای در ترکیب ماده مذاب اولیه، بر تنوع و پیچیدگی زمین‏‌شیمیایی مذاب و سنگ‌های حاصل از انجماد آن در این مناطق افزوده شده است. در هر روی، علت پیدایش مذاب و به‌دنبال آن، فرایندهای آتشفشانی پراکنده در شمال زمین‌درز بیتلیس- زاگرس، پس از برخورد اولیة قاره‌ای عربستان و اوراسیا (نزدیک به 20 تا 35 میلیون سال پیش) هنوز مورد بحث است (Lin et al., 2020). چنین برداشت می‌شود که در شمال پهنة برخوردی، پس از فرورانش و آبگیری رسوبات لبة قاره‌ای غیرفعال عربی به زیر صفحة اوراسیا و بارور‏‌شدن آن، گدازش گستردة سنگ‌کره‌ای ماگماتیسم بازیک همزمان با برخورد در کواترنری را به‌دنبال داشته است (Maleki et al., 2015).

ازاین‌رو، کنکاشی بر ماگماتیسم جوان باختر ایران می‌تواند افزون‌بر شناسایی ترکیب و شرایط گدازش ناحیة خاستگاه، دیدگاه‌های ارزشمندی دربارة فرایندهای کنترل‌کنندة ترکیب سنگ‌کرة قاره‌ای فلات فعال کوهزایی ارایه دهد.

زمین‌شناسی منطقه

کمربند آتشفشان کواترنری قروه- بیجار که از نوع بازالت است (Malekootyan et al., 2007) در میان استان های آذربایجان غربی و کردستان جای دارد و در دسته‌بندی پهنه‌های ساختاری ایران در پهنة سنندج- سیرجان و با فاصلة یکصد کیلومتری از گسل روراندة اصلی زاگرس جای گرفته است (Aghanabati, 2004). پهنة سنندج- سیرجان در شمال‌خاوری راندگی اصلی زاگرس جای دارد و گویلی یک گودی ژرف درسپر پرکامبرین ایران و عربستان است. این پهنه در واقع به‌صورت یک نوار ماگمایی -دگرگونی با روند شمال‌باختری- جنوب‌خاوری میان زاگرس و ایران مرکزی است که نزدیک به 1500 کیلومتر درازا و 150تا 250 کیلومتر پهنای آن است و از ارومیه در شمال‌باختری تا سیرجان و اسفندقه در جنوب‌خاوری کشیده شده است. ادامة این پهنه در ترکیه، سوریه و قفقاز نیز دیده می‏‌شود. در حقیقت، مرز شمالی آن با پهنة آتشفشانی ارومیه- دختر و فروافتادگی های سیرجان، مرودشت، گاوخونی، کویر میقان (شمال اراک)، کفة کبودرآهنگ و دریاچة ارومیه، از ایران مرکزی جدا می‏‌شود. مرز جنوبی آن نیز گسل راندگی زاگرس است.

پهنة بازالتی دیرکلو- مهدی‌خان بزرگ‌ترین پهنة بازالتی کمربند آتشفشان کواترنری قروه- بیجار است که در نزدیکی شهرستان قروه استان کردستان جای دارد و به رنگ خاکستری تیره تا قهوه‌ای روشن و با روندی خاوری- باختری دیده می‌شود که دهانة مخروط این پهنه در نزدیکی روستای دیرکلو جای دارد و گدازه‌های بازالتی توانسته‌اند مسافت 10 کیلومتری را به‌سوی باختر و تا روستای مهدی‌خان طی کنند (شکل‌های 1 و 2). سنگ‌های آذرآواری این مناطق شامل رسوبات آذرآواری و اسکوری هستند که با رسوبات آذرآواری جوان‌تر و بمب‌های آتشفشانی پوشانده شده‌اند. در نهایت این رسوبات آذرآواری در زیر جریان‌های گدازة بازالتی مدفون شده‌اند (شکل 3).

شکل 1. A) جایگاه منطقة مورد بررسی به‌همراه مراکز آتشفشانی پلیوکواترنری (Allen et al., 2013) با اندکی تغییر؛ B) نقشة زمین‌شناسی ساده‌شده پهنة دیرکلو- مهدی‌خان برگرفته از نقشة زمین‌شناسی 1:100000 قروه (Hosseini, 1999) با اندکی تغییرات.

Figour 1. A) Location of the study area along with Plio-Quaternary volcanic centers (Allent et al., 2013) with small modifications; B) Simplified geological map of the Direklo-Mehdikhan district, based on the 1:100,000 geological map of Qorveh (Hosseini, 1999) with small modifications.

                                                                                                                  

شکل 2. منطقة دیرکلو- مهدی‌خان و سنگ‌های آذرین آن (دید رو به جنوب)

Figure 2. Direklo-Mehdikhan area and its volcanic rocks (southward view)

شکل 3. جایگیری رسوبات آذرآواری در زیر جریان‌های گدازه در منطقة بررسی‌شده.

Figure 3. The pyroclastic sediments beneath lava flows in the study area.

روش انجام پژوهش

برای بررسی‏‌های سنگ‏‌نگاری و آزمایشگاهی، از نمونه‌های برداشت‌شده 30 مقطع نازک و صیقلی تهیه شد. شمار 7 نمونه از سنگ‌های سالم و همگن را که ویژگی‌های مجموعه سنگ‌های منطقه را در بر می‌گیرند و دارای دست‌کم هوازدگی و رگه‌های ثانویه بودند نیز برای انجام تجزیة سنگ کل برگزیده شد. همة عنصرهای اصلی، کمیاب و خاکی کمیاب با ICP-MS در LabWest Minerals Analysis استرالیا اندازه‌گیری شدند. فرایند آماده‌سازی نمونه‌ها از راه ذوب قلیایی نمونه‌ها در نمک قلیایی لیتیم‌تترابورات آغاز و سپس با انحلال محصول ذوب‌شده در اسیدنیتریک، کامل شده است. اندازه‌گیری عنصرهای در محلول نهایی با استفاده از دستگاه ICP-MS انجام شده است.

تجزیة نقطه‌ای کانی‌ها با کمک ریزکاو الکترونی مدل Cameca SX100 آزمایشگاه مرکزی دانشگاه دولتی مسکو در روسیه انجام شد. تجزیه‌ها در ولتاژ شتاب‌دهندة 15 کیلوولت و جریان پرتو 15 نانوآمپر انجام شد. مواد معدنی طبیعی و مصنوعی از ترکیبات شناخته‌شده به‌عنوان استاندارد استفاده شدند. محاسبات مربوط به داده‌های ریزکاو الکترونی با کمک صفحه‌های گسترده در نرم‌افزار اکسل انجام شده است. داده‌های تجزیة شیمیایی کل و شیمی کانی‌ها در جدول‌های 1 و 2 آورده شده‌اند.

 

 

جدول 1. داده‌های به‌دست‌آمده از تجزیة شیمیایی سنگ کل سنگ‌های آتشفشانی پهنة دیرکلو- مهدی‌خان با دستگاه ICP-MS (اکسید عنصرهای اصلی بر پایة درصدوزنی و دیگر عنصرها بر پایة ppm هستند).

Table 1. Whole rock chemical analysis data for the volcanic rocks from Direklo- Mehdikhan district obtained by ICP-MS (Major elements' oxides are in wt% and the other elements are in ppm).

Sample No.

M1

M2

M3

M4

M5

M6

M7

SiO2

43.41

41.59

44.45

46.15

41.96

43.39

45.00

TiO2

2.40

2.70

2.64

2.52

2.69

2.47

2.44

Al2O3

12.83

13.36

13.50

12.76

13.23

13.21

13.23

Fe2O3*

9.39

10.44

9.58

9.58

10.12

9.49

9.63

MnO

0.10

0.12

0.11

0.15

0.11

0.10

0.10

MgO

10.94

10.05

9.75

8.74

10.10

10.73

11.04

CaO

11.56

12.22

11.82

12.40

12.38

11.00

11.50

Na2O

3.95

4.56

3.79

3.84

4.35

3.96

3.44

K2O

2.94

2.96

2.66

2.65

2.83

3.20

2.95

P2O5

0.74

0.73

0.63

0.67

0.63

0.76

0.77

LOI

1.84

1.42

0.97

0.63

1.57

1.66

0.09

Total

100.1

100.15

99.9

100.09

99.97

99.97

100.19

جدول 1. ادامه.

Table 1. Continued.

Sample No.

M1

M2

M3

M4

M5

M6

M7

Cr

346

252

244

253

285

380

383

Ni

251

162

156

139

160

244

245

Co

50.8

55.7

54.7

52.7

52.8

50

48.9

V

162

222

227

213

219

169

168

Cu

79.5

108.2

134.1

183.8

116.3

71.2

80.1

Pb

22.1

19.3

18.1

20.6

21.6

22

22.6

Zn

180

174

163

166

170

181

186

Sn

4.7

8.2

15.8

23.3

8

3.3

3.1

W

0.8

1.2

1.1

1.1

1.1

0.9

0.4

Mo

5

5

4.3

4.4

4.7

5.1

1.3

Rb

28.8

48.1

33.6

34.3

34.4

26.6

6.3

Cs

1.1

1.4

1.3

1.3

1.4

1.4

1.5

Ba

1290

1200

1190

1230

1260

1440

1590

Sr

3560

2420

2150

2190

2240

3090

3260

Ga

18.3

19.2

19.6

19.1

18.8

18.8

18.8

Ta

2.26

2.53

2.41

2.48

2.34

2.62

2.56

Nb

43.3

47.3

48

48.5

46.9

49.1

47.9

Hf

6.6

5.76

5.77

5.74

5.65

6.88

6.87

Zr

246

223

221

220

218

249

252

Y

26.8

28

28

27.2

27.9

28.5

28.8

Th

13.7

18.2

17.7

18

17.1

14.8

14.8

U

2.78

3.54

3.3

3.49

3.33

3.06

2.94

La

139

123

119

120

117

137

137

Ce

267

221

217

218

211

258

259

Pr

32

25.5

24.5

24.8

24

30.3

30.9

Nd

119

92.6

89.2

89

88.6

113

115

Sm

16.6

13.1

12.8

12.6

12.8

16

16.2

Eu

4.23

3.51

3.22

3.3

3.3

4.13

4.26

Gd

19.2

17.3

16.4

17.1

16.4

19.1

19.8

Tb

1.45

1.3

1.26

1.25

1.26

1.47

1.49

Dy

6.47

6.12

5.92

5.95

5.83

6.59

6.69

Ho

1

1.05

1.01

1.01

1

1.06

1.07

Er

2.34

2.6

2.51

2.49

2.47

2.5

2.45

Tm

0.33

0.4

0.37

0.37

0.37

0.34

0.35

Yb

2.07

2.41

2.25

2.31

2.22

2.19

2.18

Lu

0.32

0.41

0.36

0.4

0.36

0.34

0.35

Sc

17

20

21

18

20

17

17

S

1510

1180

1480

2020

1170

2090

318

Ag

0.79

0.93

0.93

0.95

0.95

0.88

0.87

As

2.7

2.8

2.9

1.8

2.9

2.6

8

Be

2.8

2.7

2.7

2.8

2.6

2.9

2.8

Bi

< 0.1

0.1

0.1

0.1

0.1

< 0.1

< 0.1

Cd

0.24

0.26

0.21

0.24

0.22

0.24

0.25

Tl

0.1

0.2

0.2

0.2

0.2

0.2

< 0.1

جدول 1. ادامه.

Table 1. Continued.

Sample No.

M1

M2

M3

M4

M5

M6

M7

Sb

1.6

0.8

2.6

2.6

1.5

1

0.8

Se

0.31

0.34

0.39

0.3

0.26

0.2

0.31

Ge

0.77

0.67

0.76

0.69

0.76

0.82

0.92

In

0.08

0.08

0.08

0.07

0.08

0.07

0.09

P

7360

6320

6290

6710

6310

7620

7680

Li

9.6

10.4

10.4

10.7

10.3

14.2

15.6

Te

< 0.2

< 0.2

< 0.2

< 0.2

< 0.2

< 0.2

< 0.2

Re

< 0.01

< 0.01

<0.01

< 0.01

< 0.01

< 0.01

< 0.01

Hg

< 0.05

< 0.05

<0.05

< 0.05

< 0.05

< 0.05

< 0.05

(Dy/Yb)N

2.35

2.36

2.40

2.34

2.32

2.36

2.39

(Tb/Yb)N

2.86

2.84

2.91

2.85

2.99

2.95

2.84

(La/Yb)N

36.20

36.31

35.19

41.24

37.89

40.11

41.12

سنگ‌نگاری

کانی‌های اصلی سازندة این سنگ‌ها شامل الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز و کانی‌های کدر هستند که در برخی نمونه‌ها در یک خمیرة شیشه‌ای و در برخی دیگر در یک زمینة میکرولیتی جای گرفته‌اند. درشت‌بلورهای درون این بازالت‌ها، الیوین و پیروکسن هستند و زمینه بیشتر از کانی‌های پلاژیوکلاز، کانی‌های کدر، شیشه و فازهای مشابه درشت‌بلورها ساخته شده است. وزیکول‌ها عموماً خالی مانده‌اند و یا به‏‌صورت محلی با کانی‌های ثانویه مانند کلسیت، پر شده‌اند. الیوین‌ها کمابیش سالم هستند و تنها به‌طور محلی ایدنگزیتی شده‌اند. تغییر اندازة بلورهای کلینوپیروکسن کمابیش پیوسته است و بافت سری‌ایت را به نمایش می‌گذارند. افزون‌بر این، تجمع‌یافتن این بلورها به‌طور محلی به پیدایش گلومرول‌های پیروکسنی انجامیده است. در برخی نمونه‌ها، بیگانه‌سنگ‌ها و بیگانه‌بلورهای کوارتز نیز دیده می‌شود که گمان می‌رود در هنگام صعود ماگما در پوسته از سنگ‌های مسیر جدا شده و درون ماگما فرو افتاده‌اند (شکل 4).

از دیدگاه ویژگی‌های میکروسکوپی، بافت اصلی نمونه‌ها، پورفیریتیک است و بافت‌های فرعی قابل تشخیص در برخی نمونه‌ها نیز به‏‌صورت گلومروپورفیریتیک، بافت غربالی، وزیکولار یا حفره‌ای، ویتروفیریک، بادامکی، هیالومیکرولیتیک و میکرولیتیک پورفیریتیک هستند. پیدایش بافت پورفیریتیک در سنگ‌های بررسی‌شده، حاصل پشت سرگذاشتن یک مرحله تبلور در ژرفای زمین و تبلور فنوکریست‌ها و سپس ادامه تبلور در بیرون یا نزدیکی سطح زمین بوده که منجر به تشکیل بلورهای ریزتر شده است. وجود زمینة شیشه‌ای و همچنین، بافت میکرولیتیک نیز پیامد همین نبود فرصت کافی برای تبلور بجامانده‌های ماگما در سطح زمین و یا در ژرفای بسیار کم و نزدیک به سطح هستند.

بافت گلومروپورفیریتیک نمایانگر بالاآمدن سریع ماگما است و در هنگام بالاآمدن، فنوکریست‌ها به‌هم چسبیده‌اند. هلز (Helz, 1987) بر این باور است که بلورهایی که تصادفی به‌هم برخورد می‌کنند، اگر شبکة بلوری آن دو موازی یکدیگر باشد به‌هم می‌چسبند و بافت گلوموپورفیریتیک را پدید می‏‌آورند.

فرایند پیدایش گلومرول در آشیانه ماگمایی، در سه مرحله انجام می‏‌شود. نخست ماگمای بازالتی اولیه در آشیانة ماگمایی جایگزین و بر اثر تبلور و انباشت بلوری، اجتماعی از فنوکریست‌ها را می‌سازد. سپس، بر اثر تزریق ماگمای جدید درون آشیانة در حال تبلور، آمیختگی ماگمایی رخ می‌دهد و سرانجام، این آمیختگی باعث بر هم خوردن ترکیب، دما و فشار حاکم بر آشیانه و پیدایش آشفتگی، جوشش، انفجار و قطعه‌قطعه‏‌شدن اجتماع فنوکریستی و دربر گرفته‏‌شدن تجمعات فنوکریستی از هم گسیخته، با زمینة به سرعت سردشدة سنگ آذرین بیرونی و در نهایت، پیدایش بافت گلومروپورفیریتیک می‌شود (Shea and Hammer, 2013).

شکل 4. A) اجتماع کانی‌های الیوین و پیروکسن؛ B و C) اجتماع کانی‌های پیروکسن، پیروکسن‌ها از خود منطقه‌بندی ترکیبی نشان می‌دهند؛ D) حفرة‌ پرشده با کانی‌های ثانویة کوارتز و کلسیت در نمونة اسکوری؛ E) وجود بیگانه‌بلور کوارتز در کنار بلورهای الیوین، پیروکسن و پلاژیوکلاز، در حاشیة بیگانه‌بلور کوارتز یک حاشیة واکنشی پدید آمده است؛ F) حفرة‌ پرشده با کانی‌ ثانویه کلسیت در نمونة اسکوری منطقه؛ G) کانی‌های الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز و کانی‌های کدر، برخی پیروکسن‌ها از خود منطقه‌بندی ترکیبی نشان می‌دهند؛ H، I، J، K) حفرة پرشده با کانی‌ ثانویه کلسیت در نمونة اسکوری؛ L) بلورهای الیوین که در حاشیة ایدنگزیتی شده‌اند؛ M) کانی‌های الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز و کانی‌های کدر؛ N) اجتماع کانی‌های الیوین، پیروکسن، پلاژیوکلاز؛ O، P) کانی‌های الیوین، پیروکسن و پلاژیوکلاز (Ol: الیوین؛ CPX: کلینوپیروکسن؛ Pl: پلاژیوکلاز؛ Idd: ایدنگزیت؛ Cal: کلسیت؛ Qz: کوارتز) (نام اختصاری کانی‌ها برگرفته از Warr (2021)).

Figure 4. A) Olivine and pyroxene mineral assemblage; B, C) Pyroxene mineral assemblage, pyroxenes exhibit composite zoning; D) Cavity filled by secondary quartz and calcite minerals in the scoria sample; E) Quartz xenocryst along with the olivine, pyroxene, and plagioclase crystals. A reaction margin has formed at the rim of the quartz xenocryst; F) Cavity filled by secondary calcite mineral in scoria sample; G) Olivine, pyroxene, plagioclase and opaque minerals, some pyroxenes exhibiting composite zoning; H, I, J, K) Cavity filled by secondary calcite mineral in scoria sample; L) Olivine crystals iddingsited at the margin, M) Olivine, pyroxene, plagioclase and opaque minerals; N) Olivine, pyroxene, plagioclase assemblage, O, P) Olivine, pyroxene and plagioclase minerals (Ol: olivine; CPX: clinopyroxene; Pl: plagioclase; Idd: iddingsite; Cal: calcite; Qz: quartz) (Abbreviation minerals from Warr (2021)).

شکل 4. ادامه.

Figure 4. Continued.

بافت‌های حفره‌ای و بادامکی نیز در اثر برداشته‏‌شدن فشار از ماگما به‌ویژه هنگام رسیدن آن به سطح زمین، سرد‏‌شدن و تبلور سریع ماگما و آزاد‏‌شدن هرچه بیشتر مواد فرار پدید می‌آیند. روشن است که در هر فوران آتشفشان، مقداری مواد فرار از سیستم خارج می‌شود؛ اما بقیه آنها به‏‌صورت وزیکول یا حباب گاز محبوس می‌مانند. پس از فوران، اندازه و شکل حفره‌ها تغییر می‌کند و در هنگام این عمل وزیکول‌ها، سوراخ می‌شود و کانال‌هایی برای حرکت گازها فراهم می‌شود. شاید برخی از این حفره‌ها یا همة آنها با مواد ثانوی پر می‌شوند که در نتیجه بافت حاصله بافت بادامکی خواهد بود (Shea, 2017).

شیمی کانی پیروکسن

کانی کلینوپیروکسن از میان کانی‌های درون این سنگ‌ها، کانی بسیار با ارزشی در سنگ‌شناسی است؛ زیرا این کانی می‌تواند کمابیش همة عنصرهای درون ماگما را در شبکه خود جای دهد؛ پس ترکیب آن می‌تواند تا اندازه‌ای نمایندة نوع ماگمایی باشد که از آن پدید آمده است. این ویژگی سبب می‌شود این کانی بتواند تفاوت میان ماگماهای بازالتی گوناگون را نشان دهد. ترکیب شیمیایی کلینوپیروکسن‌ها از ترکیب شیمیایی و محیط پیدایش ماگمای سازندة آنها پیروی می‌کند و می‌تواند اطلاعات ارزشمندی دربارة سری ماگمایی و محیط زمین‏‌ساختی پیدایش سنگ‌ها در اختیار بگذارد (Le Bas, 1986).

در ترکیب شیمیایی پیروکسن، فراوانی عنصرهایی مانند Ti، Al، Na و Cr و به‌ویژه Si نشان‌دهندة ماهیت و محیط زمین‏‌ساختی سازندة آنهاست. در بازالت‌های قدیمی که معمولاً تجزیه شده‌اند و عنصرهای اصلی آن، کم و یا بسیار شده‌اند، بهترین کانی برای شناخت نوع ماگما بقایای کلینوپیروکسن‌هاست. با کمک نمودارهای زمین‏‌شیمیایی این کانی می‌توان محیط زمین‏‌ساختی پیدایش سنگ را نیز شناسایی کرد (Leterrier et al., 1982).

جدول 2. داده‌های ریزکاو الکترونی (بر پایة درصدوزنی) برای کلینوپیروکسن درون بازالت‌های آلکالن منطقة دیرکلو-مهدی‌خان و شمار کاتیون‌های به‌دست‌آمده در فرمول ساختاری آن بر پایة 6 اتم اکسیژن.

Table 2. Electron microprobe data (in Wt%) for the clinopyroxene in the alkaline basalts from Direklo-Mehdikhan district and the calculated cation number in the structural formula based on 6 oxygen atoms.

Sample No.

M1c-5

M1c-5

M1c-5

M1c-5

M1c-5

M1c-5

M1c-5

C

C

C

C.R

C.R

R

R

Mineral

py

py

py

py

py

py

py

SiO2

49.70

47.38

49.92

46.66

44.80

44.42

43.21

TiO2

1.38

2.08

1.39

2.47

3.32

3.17

4.15

Al2O3

3.42

5.18

3.52

5.77

7.28

7.40

8.53

FeO

5.57

6.81

5.63

7.27

8.07

8.21

8.81

Cr2O3

0.16

0.00

0.19

0.00

0.00

0.00

0.00

MnO

0.00

0.00

0.00

0.20

0.21

0.10

0.12

MgO

15.00

13.89

14.89

13.13

12.16

12.36

11.56

CaO

23.21

23.13

23.54

22.89

22.68

22.89

22.60

Na2O

0.43

0.52

0.47

0.65

0.78

0.58

0.82

K2O

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

Total

98.87

98.99

99.55

99.04

99.30

99.13

99.80

Si

1.85

1.77

1.84

1.75

1.68

1.67

1.62

Ti

0.04

0.06

0.04

0.07

0.09

0.09

0.12

AlIV

0.15

0.23

0.15

0.25

0.32

0.33

0.38

AlVI

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

Fe3+

0.10

0.16

0.11

0.16

0.19

0.20

0.22

Cr

0.01

0.00

0.01

0.00

0.00

0.00

0.00

Fe2+

0.07

0.05

0.06

0.07

0.06

0.06

0.06

Mg

0.83

0.77

0.82

0.73

0.68

0.69

0.65

Mn

0.00

0.00

0.00

0.01

0.01

0.00

0.00

Ca

0.92

0.92

0.93

0.92

0.91

0.92

0.91

Na

0.03

0.04

0.03

0.05

0.06

0.04

0.06

K

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

Sum_cat

4.00

4.00

4.00

4.00

4.00

4.00

4.00

WO

47.926

48.418

48.384

48.711

49.235

49.147

49.501

EN

43.096

40.456

42.583

38.877

36.73

36.925

35.23

FS

8.977

11.127

9.032

12.412

14.035

13.929

15.27

Name

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Mg#

0.923

0.935

0.928

0.918

0.915

0.923

0.912

Fe#

0.076

0.063

0.072

0.081

0.084

0.077

0.087

با در دست‌داشتن ترکیب شیمیایی پیروکسن‌ها می‌توان به ارزیابی شرایط فیزیکوشیمیایی حاکم بر نمونه‌ها مانند فشار، دما و فوگاسیتة اکسیژن ماگما نیز پرداخت. بر پایة داده‌های تجزیة نقطه‌ای، پیروکسن‌ها ترکیبی در گسترة پیروکسن‌های آهن- منیزیم- کلسیم (کواد) و دیوپسید نشان می‌دهند. عدد منیزیم این کانی‌ها برابر با 82/0 تا 92/0 در تغییر است (شکل‌های 5-A و 5-B). شیمی کانی‌های کلینوپیروکسن‌ها سری ماگمایی آلکالن و جایگاه زمین‏‌ساختی پیدایش بازالت‌های نامرتبط با کوهزایی و محیط‌های زمین‌ساختی درون‌صفحه‌ای و تبلور در یک محیط با فوگاسیتة اکسیژن بالا را آشکار ساخته است (شکل‌های 5- C و 5-D).

ترکیب شیمیایی پیروکسن‌ها ابزار مهمی برای سنجش دما در سنگ‌های آذرین به‌شمار می‌رود. برای بررسی دما و فشار پیدایش پیروکسن‌ها، شاخص‌های XPT و YPT به‌کار برده شدند که بر پایة روابط زیر به‌دست‌ آورده می‌شوند (Soesoo, 1997):

XPT= 0.446 SiO2+ 0.187 TiO2-0.404Al2O3 + 0.346 FeO(total) -0.052 MnO + 0.309 MgO + 0.431 CaO- 0.446 Na2O

YPT= 0.369 SiO2+ 0.535 TiO2-0.317Al2O3 + 0.323 FeO(total) + 0.235 MnO-0.516MgO 0.167CaO-0.153Na2O

جدول 2. ادامه.

Table 2. Continued.

Sample No.

M1c-7

M1c-7

M7a

M7a

M7a

M7a

M7a

 

C

C

C.R

C.R

R

R

M

Mineral

Py

py

py

Py

py

py

Py

SiO2

49.83

43.33

52.01

45.67

47.70

52.16

46.40

TiO2

1.35

3.43

0.72

2.39

1.69

0.69

2.57

Al2O3

3.54

8.64

2.23

6.69

4.79

2.24

6.63

FeO

5.78

8.01

4.44

7.99

7.20

3.98

7.79

Cr2O3

0.17

0.11

0.53

0.00

0.00

0.62

0.00

MnO

0.16

0.10

0.00

0.00

0.00

0.09

0.15

MgO

14.93

11.85

16.44

12.80

14.10

16.43

13.13

CaO

23.15

22.78

23.11

22.78

22.75

23.26

23.01

Na2O

0.50

0.61

0.46

0.51

0.46

0.50

0.62

K2O

0.00

0.00

0.00

0.00

0.06

0.00

0.00

Total

99.41

98.86

99.94

98.83

98.75

99.97

100.30

Si

1.84

1.63

1.90

1.72

1.78

1.90

1.72

Ti

0.04

0.10

0.02

0.07

0.05

0.02

0.07

AlIV

0.15

0.37

0.10

0.29

0.21

0.10

0.29

AlVI

0.00

0.02

0.00

0.01

0.00

0.00

0.00

Fe3+

0.12

0.20

0.08

0.18

0.16

0.08

0.18

Cr

0.01

0.00

0.02

0.00

0.00

0.02

0.00

Fe2+

0.06

0.05

0.06

0.08

0.06

0.05

0.06

Mg

0.82

0.67

0.90

0.72

0.79

0.89

0.72

Mn

0.01

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.01

Ca

0.92

0.92

0.91

0.92

0.91

0.91

0.91

Na

0.04

0.05

0.03

0.04

0.03

0.04

0.04

K

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

0.00

Sum_cat

4.00

4.00

4.00

4.00

4.00

4.00

4.00

WO

47.67

49.96

46.73

48.65

47.41

47.18

48.47

EN

42.78

36.16

46.26

38.03

40.88

46.37

38.48

FS

9.55

13.89

7.01

13.32

11.71

6.45

13.06

Name

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Diopside

Mg#

0.928

0.926

0.942

0.904

0.926

0.951

0.924

Fe#

0.072

0.074

0.061

0.093

0.073

0.049

0.076

با به‌کارگیری مقادیر XPT و YPT در نمودار شکل 6، میزان دما و فشار تبلور کلینوپیروکسن‌ها برآورد شد. دما و فشار تبلور به‌دست‌آمده برای کانی پیروکسن نشان‌دهندة تبلور پیروکسن در فشار 6 تا 10 کیلوبار و دمای 1160 تا 1250 درجة سانتیگراد است (شکل 6). دامنة گستردة فشار به‌دست‌آمده برای پیدایش کانی‌های پیروکسن چه‌بسا به مواردی مانند وجود چندین آشیانة ماگمایی در مسیر صعود ماگما و نیز سرعت بالای صعود ماگمای پدیدآمده در ارتباط باشد.

شکل 5. A) نمودار J-Q (J=2Na; Q=Ca+Mg+Fe2+ (Moromito et al., 1988)؛ B) نمودار سه‌تایی En-Wo-Fo (Moromito et al., 1988)؛ C) محیط زمین‏‌ساختی پیدایش سنگ‌های منطقه بر پایة شیمی کانی‌های کلینوپیروکسن (Nisbet and Pearce, 1977)؛ D) میزان فوگاسیتة اکسیژن محیط پیدایش کلینوپیروکسن‌ها (Schweitzer et al., 1979).

Figure 5. A) J-Q diagram (J=2Na; Q=Ca+Mg+Fe2+) (Moromito et al., 1988); B) En-Wo-Fo ternary diagram (Moromito et al., 1988), C) Tectonomagmatic setting of studied rocks based on the mineral chemistry of clinopyroxene (Nisbet and Pearce, 1977); D) Oxygen fugacity of clinopyroxene formation environment (Schweitzer et al., 1979).

بحث

زمین‏‌شیمی سنگ کل

مقدار SiO2 در این سنگ‌ها کمتر از 45 درصد،وزنی میانگین مقدار MgO برابر با 11 درصدوزنی و میانگین مقدار Na2O+K2O برابر 7 درصدوزنی است. بر پایة این مقدارها نمونه‌ها در رده‌بندی پیشنهادی لوباس و همکاران (Le Bas et al., 1986) در زمرة سنگ‌های بازانیت- تفریت و در محدودة سری آلکالن جای گیرند؛ اما با توجه به اینکه فلدسپاتوییدی در این نمونه‌ها دیده نشد، نمی‌توان نام بازانیت- تفریت را برای این سنگ‌ها به‌کار برد. از این‌رو، بهتر است این سنگ‌ها در شمار بازالت‌های با سیلیس بسیار کم دسته‌بندی شوند. در رده‌بندی پیشنهادی فلوید و وینچستر (Floyd and Winchester, 1975) این سنگ‌ها آلکالی بازالت‌ها شمرده می‌شوند (شکل 7).

شکل 6. ارزیابی دما و فشار پیدایش سنگ‌های کلینوپیروکسن‌دار (Soesoo, 1977).

Figure 6. Thermobarometry of formation of clinopyroxene-containing rocks (Soesoo, 1997).

شکل 7. رده‌بندی سنگ‌های آتشفشانی منطقة دیرکلو-مهدی‌خان بر پایة A) نمودار مجموع آلکالی‌ها در برابر سیلیس (Le Bas et al., 1986)؛ B) نمودار Zr/TiO2 در برابر سیلیس (Floyd and Winchester, 1977).

Figure 7. Classification of volcanic rocks in the Direklo-Mehdikhan district on A) total alkali versus silica plot (Le Bas et al., 1986); B) Zr/TiO2 versus silica diagram (Floyd and Winchester, 1977).

تغییرات فراوانی اکسیدهای اصلی مانند Al2O3، CaO، FeO و SiO2 در برابر MgO تا اندازه‌ای می‌تواند پیامد پیدایش و جدایش کانی‌های الیوین و کلینوپیروکسن و در پی آن، نقش مؤثر آنها در رخداد تبلوربخشی ماگما باشد (شکل‌های 8-B و 8-C). این رخداد با همبستگی مثبت میان Cr، Ni و MgO نیز همخوانی دارد (شکل‌های 8-E و 8-D). این همخوانی به‌گونه‌ای‌ است که با کاهش مقدار MgO، عنصر Ni جذب الیوین و عنصر Cr درون کلینوپیروکسن وارد می‌شود. مقدار Al2O3 نیز با ورود در پلاژیوکلازها رو به کاهش می‌گذارد (شکل 8-F).

الگوهای پراکندگی عنصرهای خاکی کمیاب بهنجارشده به ترکیب کندریت و گوشتة اولیه (شکل‌های 9-A و 9-B) گویای روند شیب‌دار یا غنی‌شدگی چشمگیر عنصرهای خاکی کمیاب سبک نسبت به عنصرهای خاکی کمیاب سنگین هستند. این شیب با توجه به نسبت (La/Yb)N با میانگینِ برابر با 40، گویای خاستگاه گوشته‌ای و غنی‌شده و درجة ذوب‌بخشی کم منبع گوشته‌ای (Jung, 2003)، حضور گارنت در ناحیة خاستگاه، رخداد درجاتی از آلایش پوسته‌ای (Temel et al., 2010) و نیز تبلور و جدایش کانی‌هایی مانند الیوین و پیروکسن است.

در نمودارهای چندعنصری سنگ‌های بازالتی منطقه (شکل‌های 10-A و 10-B) مقدار عنصرهای La، Cs، Pb، U، Ba و Th آنومالی مثبت و مقدار عنصرهای Yb، Ta، Y و Nb آنومالی منفی نشان می‌دهند.

شکل 8. نمودار هارکر بر پایة تغییرات اکسیدهای اصلی و فرعی در برابر اکسید منیزیم برای بازالت‌های آلکالن منطقة دیرکلو-مهدی‌خان.

Figure 8. Harker diagrams based on the variation of major and minor oxides versus magnesium oxide for the alkaline basalts in the Direklo-Mehdikhan district.

در نمودار (La/Sm)N در برابر Nb/U (شکل 11) نمونه‌ها در نزدیکی قلمرو پوستة قاره‌ای جای می‌گیرند. محتوای بالای La/Sm و U در این سنگ‌ها چه‌بسا پیامد تغییرات در ناحیة خاستگاه و یا رخداد برهم‌کنش با سنگ‌های قاره‌ای در هنگام صعود به سطح زمین است. عنصر La به آلایش پوسته‌ای حساس است و مقادیر آن به‌علت رخداد آلایش پوسته‌ای افزایش می‌یابد (Krientinz et al., 2006).

رخداد تغییر در ناحیة خاستگاه در پی عملکرد سیالات جداشده از پوستة فرورونده، افزون‌بر تغییر La می‌تواند به افزایش عنصر U در ناحیة گوشته‌ بیانجامد. از سوی دیگر، مقدار نسبت Nb/U در سنگ‌های پوستة زیرین برابر با 25 و در سنگ‌های پوستة بالایی برابر با 93/8 گزارش شده‌اند (Krientinz et al., 2006). این نسبت در نمونه‌های منطقه به‌طور میانگین برابر با 16 است. این تفاوت می‌تواند نشانه‌ای از تغییر نسبت عنصرها در گوة گوشته‌ای و نقش سیالات حاصل از فرورانش باشد.

شکل 9. نمودار تغییرات عنصرهای خاکی کمیاب در بازالت‌های منطقة دیرکلو-مهدی‌خان A) نمودار بهنجارشده به ترکیب کندریت (Taylor and McLennan, 1985)؛ B) نمودار بهنجارشده به ترکیب گوشتة اولیه (Sun and McDonough, 1988).

Figure 9. Rare earth element variation diagrams for the alkaline basalts in the Direklo-Mehdikhan district; A) chondrite-normalized diagram (Taylor and McLennan, 1985), B) Primitive mantle-normalized diagram (Sun and McDonough, 1988).

شکل 10. نمودار عنکبوتی برای بازالت‌های آلکالن منطقة دیرکلو-مهدی‌خان A) (La/Sm)N بهنجارشده به ترکیب گوشتة اولیه (Sun and McDonough, 1988)؛ B) نمودار بهنجارشده به ترکیب کندریت (Thomson, 1982).

Figure 10. Spider diagram for the alkaline basalts in the Direklo-Mehdikhan district A) Primitive mantle-normalized diagram (Sun and McDonough, 1988); B) Chondrite-normalized diagram (Thomson, 1982).

مقادیر Pb/Nd در بازالت‌های اقیانوسی شامل: مورب‌های نوع N و P و بازالت‌های جزایر اقیانوسی به ترتیب 06/0، 04/0 و 08/0 و در پوسته 63/0 است (Sun and McDonough, 1989). در سنگ‌های مورد بررسی Pb/Nb به طور میانگین معادل 22/0 است. مقدار Ba/Zr برای بازالت‌های قاره‌ای همراه با آلایش پوسته‌ای بین 3 تا 6 متغییر است (Fitton et al., 1997). مقدار این نسبت در سنگ‌های منطقه به طور میانگین عدد 5 را نمایش می‌دهد.

شکل 11. نمودار (La/Sm)N در برابر Nb/U (ترکیب بازالت‌های اقیانوسی: Hofmann et al. (1986)؛ ترکیب پوستة قاره‌ای و زیرین: Rudnick and Funtain (1995)).

Figure 11. (La/Sm)N versus Nb/U plot (Oceanic basalts: Hofmann et al. (1986); Continental and lower crust: Rudnick and Funtain (1995)).

تعیین جایگاه زمین‏‌ساختی

تلفیق یافته‌های صحرایی، سنگ‏‌نگاری و زمین‏‌شیمیایی و مقایسه آنها با بررسی‏‌های مشابه انجام‌شدة دیگر پژوهشگران، این امکان را فراهم می‌آورد که دربارة ماگماتیسم و تحولات ماگمایی یک منطقه و ارتباط آن با رخدادهای زمین‌شناسی آن سرزمین بتوان نظر داد. برای دست‌یابی به اطلاعات بیشتر دربارة محیط زمین‏‌ساختیِ بازالت‌های آلکالن منطقة دیرکلو-مهدی‌خان نمودارهای Zr در برابر Zr/Y به‌کار برده شدند. تشخیص دقیق محیط زمین‏‌ساختی منطقه نیازمند اطلاعات دقیق ایزوتوپی و زمین‏‌شیمیایی است. عنصرهای Y و Zr دو عنصری هستند که دو رفتار متفاوت در بازالت‌ها و سنگ‌های پوستة قاره‌ای دارند. به‌گونه‌ای‌که در بازالت‌ها ناسازگار و در ترکیب سنگ‌های پوستة قاره‌ای سازگار هستند، هرچه مقدار Y بیشتر باشد احتمال آلایش با سنگ‌های پوستة قاره‌ای بیشتر می‌شود (White, 2013). بر پایة این دو نمودار نمونه‌ها در محدودة کمان قاره‌ای (شکل 12-A) و محیط‌های درون‌صفحه‌ای (شکل 12-B) جای می‌گیرند. افزون‌براین، در نمودارهای پیشنهادیِ آگراوال و همکاران (Agrawal et al., 2008) و وانگ و همکاران (Wang et al., 2001) نمونه‌ها در محدوده‌های کافت‌های قاره‌ای (شکل 12- C) و پهنه‌های کششی درون‌قاره‌ای (کافت‌های آغازین) (شکل 12- D) جای گرفته‌اند.

افزون‌‌براین، در نمودار پیشنهادی پیرس و کان (Pearce and Cann, 1973) نیز که برای تعیین محیط زمین‏‌ساختی پیشنهاد شده است، نمونه‌ها در محدودة محیط‌های درون‌صفحه‌ای (شکل 13-A) و درون‌صفحه‌ای آلکالن (شکل 13-B) جای گرفته‌اند.

سنگ‌زایی

از نمودارهای تغییرات عناصر اصلی، فرعی و الگوهای پراکندگی عنصرهای خاکی کمیاب و چندعنصری چنین برداشت می‌شود که ماگمای مادر سنگ‌های بازالتی منطقه سرشت گوشته‌ای دارند. به باور کوبان (Coban, 2007) گارنت نقش مهمی در روند توزیع عنصرهای خاکی کمیاب دارد. وی نمودار Sm/Yb در برابر Ce/Sm را برای بررسی بود یا نبود گارنت در خاستگاه گوشته‌ای پیشنهاد کرده است. نمونه‌ها در این نمودار حضور گارنت در خاستگاه را نشان می‌دهند (شکل 14- A).

DF1: -0.5558Log (La/Th) - 1.4260Log (Sm/Th) + 2.2935Log (Yb/Th) - 0.6890Log (Nb/Th) + 4.1422

DF2=-0.9207Log (La/Th) + 3.6520Log (Sm/Th) - 1.9866Log (Yb/Th) + 1.0574Log (Nb/Th) - 4.4283

شکل12. A) نمودار Zr در برابر Zr/Y (Pearce, 1983)؛ B) نمودار Zr در برابر Zr/Y (Pearce and Norry, 1979)؛ C) نمودار Df1 در برابر Df2 (Agrawal et al., 2008)؛ D) نمودار تعیین محیط زمین‏‌ساختی (Wang et al., 2001) (I: بازالت‌های ریفت اقیانوسی؛ II: بازالت حاشیة ورقه‌های همگرا (II 1: بازالت‌ جزیره‌های کمانی اقیانوسی؛ II 2: جزیره‌های کمانی حاشیة قاره+بازالت‌ کمان آتشفشانی حاشیة قاره)؛ III: بازالت درون‌صفحه‌ای اقیانوسی (جزیره‌های اقیانوسی+کوه‌های دریایی+ E-MORB+T-MORB؛ IV: بازالت درون‌صفحه‌ای قاره‌ای (IV 1: کافت‌ درون‌قاره‌ای، توله‌ایت کافت‌ حاشیة قاره؛ IV 2: آلکالی‌بازالت‌ کافت درون‌قاره؛ IV 3: پهنة کششی درون‌قاره، بازالت کافت آغازین)؛ V: بازالت تنورة گوشته‌ای).

Figure 12. A) Zr versus Zr/Y diagram (Pearce, 1983); B) Zr versus Zr/Y diagram (Pearce and Norry, 1979); C) Df1 versus Df2 diagram (Agrawal et al., 2008); D) Tectonic setting diagram (Wang et al., 2001). (I: oceanic rift basalts; II: convergent plate margin basalts (II1: oceanic island arc basalts, II2: continental margin island arcs + continental margin volcanic arc basalts); III: intra-oceanic plate basalts (oceanic islands + seamounts + E-MORB + T-MORB); IV: intra-continental plate basalts (IV1: intracontinental rifts, continental margin rift tholeiite; IV2: alkaline intracontinental rift basalts; IV3: intracontinental extensional zones, incipient rift basalts); V: mantle plume basalts).

بردشاو و اسمیت (Bradshaw and Smith, 1994) بر این باور هستند که گوشتة سنگ‌کره‌ای در عنصرهای با شدت میدان بالا (HFSE) مانند Nb و Ta نسبت به عنصرهای خاکی کمیاب سبک (LREE) تهی‌شده‌تر است. مقدار بالای Nb/La (بزرگ‌تر از یک) ویژگی یک منبع سست‌کره‌ای همانند بازالت جزیره‌های اقیانوسی (OIB) است و نسبت‌های کمتر (کمتر از 5/0) گواه وجود یک خاستگاه سنگ‌کره‌ای است. جایگیری نمونه‌ها در نمودار La/Yb در برابر Nb/La گویای ارتباط این سنگ‌ها با یک خاستگاه گوشته‌ای سنگ‌کره‌ای است. سیالات حاصل از پوستة فرورونده توانایی انتقال Th را دارند؛ اما عنصرهای Ta و Yb را با خود حمل و جابجا نمی‌کنند. اگر عامل فرورانش به‌طور مؤثر بر خاستگاه بازالت‌ها تأثیرگذار باشد، غنی‌شدگی در Th/Yb روی خواهد داد (Pearce, 1982) (شکل 14- D). نسبت عنصرهای با تحرک بالا به عنصرهای با تحرک کم نشان‌دهندة اهمیت تأثیر فرورانش در منبع گوشته‌ای مذاب‌هاست. شکل 14- B گویای دخالت مواد حاصل از فرورانش بر ماگمای سازندة بازالت‌های آلکالن منطقة دیرکلو-مهدی‌خان است. نسبت بالای Ba/La در نمونه‌ها گواهی بر تأثیر سیالات حاصل از فرورانش در ماگمای گوشته‌ای سنگ‌های منطقه است (شکل 14- C).

شکل 13. A) نمودارهای تغییرات عنصرهای Zr، Ti و Y برای بازالت‌ها در محیط‌های زمین‏‌ساختی گوناگون (Pearce and Cann, 1973)؛ B) نمودار Nb/Y در برابر Ti/Y (Pearce and Cann, 1973).

Figure 13. A) Variation diagrams for Zr, Ti, and Y element contents in basalts from various tectonic environments (Pearce and Cann, 1973); B) Nb/Y versus Ti/Y diagram (Pearce and Cann, 1973).

شکل 14. A) نمودار Sm/Yb در برابر Ce/Sm (Coban, 2007)؛ B) نمودارLa/Yb  در برابر Nb/La (Bradshaw and Smith, 1994)؛ C) نمودار Ta/Yb در برابر Th/Yb (Pearce, 1982)؛ D) نمودار Th/Nb در برابر Ba/La (Zhengfu et al., 2013).

Figure 14. A) Sm/Yb versus Ce/Sm plot (Coban, 2007); B) La/Yb versus Nb/La plot (Bradshaw and Smith, 1994); C) Ta/Yb versus Th/Yb plot (Pearce, 1982); D) Th/Nb versus Ba/La plot (Zhengfu et al., 2013).

از این گذشته مقدار (Tb/Yb)N در گدازه‌های بازالتی جداشده از یک گوشتة غنی‌شده با رخسارة گارنت با مقدار 7/2 تا 6/5 است (Furman, 2007). دربارة سنگ‌های منطقه، میانگین این مقدار برابر با 9/2 است. افزون‌بر این، نسبت (Dy/Yb)N برای مذاب‌های حاصل از ذوب‌بخشی یک منبع اسپینل لرزولیت برابر با مقدار کمتر از 06/1 است و برای ماگماهای ناشی از ذوب‌بخشی یک منبع گارنت لرزولیت این نسبت مقدار بیشتر از 06/1 خواهد داشت (Hasse et al., 2004). نسبت (Dy/Yb)N به‌دست‌آمده برای سنگ‌های منطقه بیشتر از 06/1 است. از این‌رو، سنگ‌های آتشفشانی این منطقه از یک منبع گارنت لرزولیتی جدا شده است. در نمودار Sm/Yb در برابر La/Sm، نمونه‌ها در نزدیکی منحنی گارنت لرزولیت با درجه ذوب‌بخشی 1 تا 5 درصد جای می‌گیرند (Aldanmaz et al., 2000) (شکل 15).

شواهد زمین‏‌شیمیایی گویای وجود یک منبع گوشته‌ای سنگ‌کره‌ای همانند منابع بازالت‌ جزیره‌های اقیانوسی است (شکل‌های 14-B و 14-C). بیشتر بازالت‌های اقیانوسی در نمودارهای عنکبوتی بهنجارشده به ترکیب گوشتة اولیه، آنومالی مثبت Nb و Ta و آنومالی منفی Pb نشان می‌دهند؛ اما نمونه‌های بررسی‌شده در این نمودارها، آنومالی منفی در Nb و Ta و آنومالی مثبت Pb دارند. این تفاوت‌ها بی‌گمان نشان‌دهندة رخداد تغییراتی در خاستگاه و نیز در هنگام صعود ماگما به سطح زمین است.

شکل 15. نمودار Sm/Ybدر مقابل La/Sm (Aldanmaz et al., 2000). بر پایة این نمودار سنگ‌های مورد مطالعه حاصل ذوب بخشی 1 تا 5 درصدی گارنت لرزولیت است.

Figure 15. Sm/Yb versus La/Sm (Aldanmaz et al., 2000). This diagram indicates that the rocks examined arise from partially melting 1 to 5 percent of a garnet lherzolite.

غنی‌شدگی از Pb، U و Th و الگوی شیب‌دار نمودارهای عنصرهای خاکی کمیاب در کنار مقدار بالای Nb/Pb و La/Sm نشان‌دهندة خاستگاهی غنی‌شده برای سنگ‌های بررسی‌شده است. از سوی دیگر، با توجه به محلی‏‌بودن فعالیت‌های آتشفشانی، ارتفاع کم مخروط‌ها و حجم اندک محصولات فورانی، نمی‌توان وجود تنوره را به‌عنوان منبع ماگما برای این آتشفشان متصور شد. افزون‌بر این، وجود یک تنورة فعال در زیر ورقة ایران نیز گزارش نشده است (Pang et al., 2012). گمان می‌رود رخداد غنی‌شدگی باید پیامد فعالیت سیال‌های برخاسته از تختة فروروندة نئوتتیس باشد. مقدار بالای نسبت‌های Th/Yb و Ba/La رخداد فرورانش و اثرگذاری سیالات ناشی از فرورانش بر ناحیة خاستگاه سنگ‌های یادشده را نشان می‌دهد (شکل‌های 14- C و 14-D).

در صورت بالا‏‌بودن درصد MgO (میانگین: 10 درصدوزنی)، رخداد آلایش پوسته‌ای و یا تبلوربخشی گسترده شدنی نیست؛ اما با توجه به دیدن بیگانه‌سنگ‌ها و بیگانه‌بلورها و نیز پیدایش منطقه‌بندی ترکیبی در کلینوپیروکسن، رخدادِ درجاتی هر چند اندک از آلایش پوسته‌ای محتمل است. وجود بافت غربالی در پیروکسن‌ها و گستره فشار-دماییِ پیدایش پیروکسن‌ها گویای اقامت‌های کوتاه‌مدت در آشیانه‌های ماگمایی کم‌ژرفا پیش از فوران است (Ghasemi, 2011).

افزون‌بر این، نسبت‌ La/Ta>22 نیز گواهی برای برهمکنش ماگما با سنگ‌های پوستة قاره‌ای است (Abdel Fattah et al., 2004). روند شیب نمودار عنصرهای خاکی کمیاب، نسبت‌های بالای (Tb/Yb)N و (Dy/Yb)N<16، حضور گارنت در ناحیة خاستگاه را نشان می‌دهد. ماگمای سازندة این سنگ‌ها هنگام رخداد فرایند ذوب‌بخشی با درصد کمتر از 5، از یک منبع گارنت لرزولیت پدید آمده است.

برداشت

سنگ‌های آتشفشانی پهنة دیرکلو-مهدی‌خان، در نمودارهای رده‌بندی در دستة بازالت با مقدار بسیار اندک سیلیس جای دارند و به سری آلکالن که مقدار سدیم آن از پتاسیم بیشتر است تعلق دارند. در بررسی‏‌های میکروسکوپی، این سنگ‌ها خمیره‌ای ساخته‌شده از میکرولیت‌های پلاژیوکلاز، پیروکسن و شیشه دارند. وجود بیگانه بلورها کوارتز و نیز منطقه‌بندی ترکیبی در بلورهای پیروکسن از نشانه‌های رخداد آلایش پوسته‌ای و نبود تعادل در ماگما به‌شمار می‌روند.

بر پایة نمودارهای تعیین محیط‌های زمین‏‌ساختی، این سنگ‌های آتشفشانی به محیط‌های کششی درون‌قاره‌ای تعلق دارند. این ماگما در فرایندهای پس از برخورد صفحة عربی و اوراسیا، از منبعی سنگ‌کره‌ای خاستگاه گرفته‌اند که در پی اثرگذاری سیالات حاصل از فرورانش نئوتتیس غنی‌ شده است. این ماگما در هنگام فعالیت‌های کششی محلی و کاهش فشار و در پی درجات کمتر از 5 درصد ذوب‌بخشی یک منبع گارنت لرزولیتی پدید آمده  است و هنگام حرکت به سمت سطح زمین، به درجاتی از آلایش پوسته‌ای نیز دچار شده است. با توجه به وجود شکستگی و گسل‌های راستالغز، رخداد فعالیت‌های کششی محلی و کاهش ستبرای پوسته محرز است. این بازشدگی در راستای گسل‌ و شکستگی‌های ژرف، مسیر خوبی را برای صعود ماگما و پیدایش پهنة بازالتی دیرکلو- مهدی‌خان فراهم آورده است.

Agard, P., Omrani, J., Jolivet, L., and Mouthereau, F. (2005) Convergence history across Zagros (Iran): constraints from collisional and earlier deformation. International Journal of Earth Sciences, 94, 401–419. https://doi.org/10.1007/s00531-005-0481-4
Aghanabati, A. (2004) The Geology of Iran. Geological Survey of Iran, Tehran, 586 p. (In Persian).
Agrawal, S., Guevara, M. and Verna, S. P. (2008) Tectonic discrimination of basic and ultrabasic volcanic rocks through log-transformed ratios of immobile trace elements. International Geology Review, 50(12), 1057-1079. http://dx.doi.org/10.2747/0020-6814.50.12.1057
Aldanmaz, E, Pearce, J.A., Thirlwall, M.F., and Mitchell, J.G. (2000) Petrogenetic evolution of Late Cenozoic, post-collision volcanism in western Anatolia, Turkey. Journal of Volcanology and Geothermal Research, 102, 67-95. http://dx.doi.org/10.1016/S0377-0273(00)00182-7
Allen, M.B., Kheirkhah, M., Neill, I., Emami, M.H., and Mcleod, C.L. (2013) Generation of arc and within-plate chemical signatures in collision zone magmatism: Quaternary lavas from Kurdistan Province, Iran. Journal of Petrology, 54, 887– 911. http://dx.doi.org/10.1093/petrology/egs090
Asiabanha, A., Bardintzeff, J.M., and Veysi, S. (2018) North Qorveh volcanic field, western Iran: eruption styles, petrology and geological setting. Mineralogy and Petrology, 112, 501–520. https://link.springer.com/article/10.1007/s00710-017-0541-z
Azizi, H., and Moeinevaziri, H. (2009) Review of the tectonic setting of Cretaceous to Quaternary volcanism in northwestern Iran. Journal of Geodynamics, 47, 167-179. http://dx.doi.org/10.1016/j.jog.2008.12.002
Bradshaw, T.K., and Smith, E.I. (1994) Polygenetic Quaternary Volcanism at Crater Flat, Nevada. Journal of Volcanology and Geothermal Research, 63, 165-182. http://dx.doi.org/10.1016/0377-0273(94)90072-8
Coban, H., and Flower, M.F. (2007) Late Pliocene Lamproites from Bucak, Isparta (Southwest Turkey): Implications for Mantle “Wedge” Evolution during Africa-Anatolia Plate Convergence. Journal of Asian Earth Sciences, 29, 160-176. http://dx.doi.org/10.1016/j.jseaes.2006.06.006
Di Giuseppe, P., Agostini, S., Lustrino, M., Karaoğlu, Ö., Savaşçın, M.Y., Manetti, P., and Ersoy, Y. (2017) Transition from compression to strike-slip tectonics revealed by Miocene-Pleistocene volcanism west of the Karlıova Triple Junction (East Anatolia). Journal of Petrology, 58, 2055–2087. http://dx.doi.org/10.1093/petrology/egx082
Fitton, J.G., Saunders, A.D., Norry, M.J., Hardarson B.S., and Taylor, R.N. (1997) Thermal and chemical structure of the Iceland plume. Earth and Planetary Science Letters, 153, 197–208. https://doi.org/10.1016/S0012-821X(97)00170-2
Floyd, P.A., and Winchester, J.A. (1975) Magma type and tectonic setting discrimination using immobile elements Author links open overlay panel. Earth and Planetary Science Letters, 27(2), 211-218. https://doi.org/10.1016/0012-821X(75)90031-X
Ghasemi, H., Barahmand, M., and Sadeghian, M. (2011) The Oligocene basaltic lavas of east and southeast of Shahroud: Implication for back-arc basin setting of Central Iran Oligo-Miocene basin. Petrological Journal, 2(7), 77-94 (in Persian). https://ijp.ui.ac.ir/article_16081.html
Haghnazar, S.H. and Malakotian, S. (2011) Mantle source characteristics of the Quaternary Alkali olivine basalts in Qorveh-Takab area. Petrological Journal, 2(6), 17-30 (in Persian). https://doi.org/10.22108/ijp.2021.124136.1195
Helz, R.T. (1987) Character of olivines in lavas of the 1959 eruption of Kilauea Volcano and its bearing on eruption dynamics. U.S. Geological Survey Professional Paper, 1350, 691-722.
Hirschman, M. (1998) Origin of the transgressive granophyres in the layered series of the Skaergaard intrusion. East Greenland. In D.J., Geist and C.M., White, Eds., Journal of Volcanology and Geothermal Research, 52(1- 3), p. 185–207. https://doi.org/10.1016/0377-0273(92)90140-9
Hofmann, A.W., Jochum, K.P., Seufert, M., and White, W.M. (1986) Nb and Pb in oceanic basalts: new constraints on mantle evolution, Earth and Planetary Science Letters, 79, 1–2, 33-45.
https://doi.org/10.1016/0012-821X(86)90038-5
Hosseini, M. (1999) 1:100,000 Qorveh Geological Map. Geological Survey of Iran, Tehran Iran.
Irvine, T.N. and Baragar, W.R.A. (1971) A guide to the chemical classification of the common volcanic rocks. Canadian Journal of Earth Sciences, 8(5): 523-548. https://doi.org/10.1139/e71-055
Jung, S., and Mezger, K. (2003) Petrology of basement-dominated terranes: I. Regional metamorphic T–t path from U–Pb monazite and Sm–Nd garnet geochronology (Central Damara orogen, Namibia). Chemical Geology, 198(3–4), 223-247. https://doi.org/10.1016/S0009-2541(03)00037-8
Karsli, O., Chen, B., Uysal, I., Aydin, F., Wijbrans, JR., and Kandemir, F. (2008) Elemental and Sr–Nd–Pb isotopic geochemistry of the most recent Quaternary volcanism in the Erzincan Basin, Eastern Turkey: framework for the evaluation of basalt–lower crust interaction, Lithos, 106(1–2), 55-70. https://doi.org/10.1016/j.lithos.2008.06.008
Kaygusuz, A., Yücel, C., Arslan, M., Sipahi, F., Temizel, I., Çakmak, G., and Güloğlu, Z.S. (2018) Petrography, mineral chemistry and crystallization conditions of Cenozoic plutonic rocks located to the north of Bayburt (Eastern Pontıdes, Turkey). Bulletin of the Mineral Research and Exploration, 157, 75-102. http://dx.doi.org/10.19111/bulletinofmre.427829
Kheirkhah, M. (2015) Quaternary Syn-collision volcanism in north of the Sanandaj-Sirjan zone, magmatism within an active orogenic plateau. Petrological Journal, 6, 23, 45-64 (in Persian). https://ijp.ui.ac.ir/article_16225.html
Krientinz, M.S., Hasse, K., Mezger, K., Eckardt, V., and Shaikh-Mashail, M.A. (2006) Magma genesis and crustal contamination of continental intraplate lavas in northwestern Syria. Contributions to Mineralogy and Petrology, 151(8), 298-716. https://doi.org/10.1007/s00410-006-0088-1
Kuno, H. (1968) Differentiation of basalt magmas. In Hess, H.H., and Polder-vaart, A., Eds., Basalts: The Poldervaart Treatise on Rocks of Basaltic Composition. 2, p. 623–688. Interscience Publishers, New York.
Le Bas, M.J., Le Maitre, R.W., Streckeisen, A., and Zanettin, B. (1986) A Chemical Classification of Volcanic Rocks Based on the Total Alkali-Silica Diagram. Journal of Petrology, 27(3), 745-750. https://doi.org/10.1093/petrology/27.3.745
Lebedev, V.A., Chugaev, A.V., Vashakidze, G.T., and Parfenov, A.V. (2016) Formation stages and ore matter sources of the Devdoraki copper deposit, Kazbek volcanic center, the Greater Caucasus. Geology of Ore Deposits, 58, 465–484. http://dx.doi.org/10.1134/S1075701516060040
Leterrier, J., Maury, R.C., Thonon, p., Girard, D., and Marchal, M. (1982) Clinopyroxene composition as a method of identification of the magmatic affinities of paleo-volcanic series. Earth Planetary Science Letter, 59, 139-154. https://doi.org/10.1016/0012-821X(82)90122-4
Lin, Y.C., Chung, S.L., Bingöl, A., Yang, L., Okrostsvaridze, A., Pang, K., Lee, H.Y., and Lin, T. (2020) Diachronous initiation of post-collisional magmatism in the Arabia-Eurasia collision zone. Lithos, 356, 105394. http://dx.doi.org/10.1016/j.lithos.2020.105394
Maleki, S., Emami, M.H., Kheyrkhah, M., and Saeadi, A. (2015) Quaternary basalts of Bijar area along the Zagros Fault. Quaternary Journal of Iran, 1(1), 29-43 (in Persian). https://doi.org/10.22034/irqua.2015.701851
Malekootyan, S., Hagh-Nazar, S., Ghorbani, M., and Emami, M.H. (2007) Magmatic evolution in Quaternary basaltic rocks in Sanandaj – Takab axis. Geosciences, 64, 166 –178 (in Persian).
Meshmayi, J., Mahmoudi, S., and Mokhtari, M.A.A. (2024) Petrogenesis and Tectonic Implications of Bakter intrusive complex (South Sonqor, West of Iran). Petrological Journal, 15(3), 1-22
(in Persian). https://dx.doi.org/10.22108/ijp.2024.137533.1298
Moriomoto, N., Fabrics J., Ferguson, A.K., Ginzburg, I.V., Ross, M., Seifer, F.A., Zussman, J., Akoi, K., and Gottardi, G. (1988) Nomeclature of pyroxenes. Mineralogical Magazine, 52, 535-550. https://doi.org/10.1007/BF01226262
Nakamura, N. (1974) Determination of REE, Ba, Fe, Mg, Na and K in carbonaceous and ordinary chondrites. Geochimica et Cosmochimica Acta, 38(5), 757-775. https://doi.org/10.1016/0016-7037(74)90149-5
Neill, I., Meliksetian, K., Allen, M.B., Navasardyan, G., and Kuiper, K. (2015) Petrogenesis of mafic collision zone magmatism: The Armenian sector of the Turkish–Iranian Plateau, Chemical Geology, 403, 24-41. https://doi.org/10.1016/j.chemgeo.2015.03.013
Nisbet, E.G. and Pearce, J.A. (1977) Clinopyroxene composition in mafic lavas from different tectonic settings. Contributions to Mineralogy and Petrology, 63, 149-160. https://doi.org/10.1007/BF00398776
Okay, A.I., Sunal, G., Sherlock, S., Altner, D., Tüysüz, O., Kylander-Clark, A., and Aygül, M. (2013) Early Cretaceous sedimentation and orogeny on the active margin of Eurasia: Southern Central Pontides, Turkey. Tectonics, 32(5), 1247-1271. http://dx.doi.org/10.1002/tect.20077
Oyan, V., Keskin, M., Lebedev, V., Chugaev, A., and Sharkov, E. (2016) Magmatic evolution of the Early Pliocene Etrüsk stratovolcano, Eastern Anatolian Collision Zone, Turkey. Lithos, 256, 88-108. https://doi.org/10.1016/j.lithos.2016.03.017
Özdemir, Y., Oyan, V., and Jourdan, F. (2020) Petrogenesis of Middle Miocene to Early Quaternary basalts from the Karayazı–Göksu plateau (Eastern Anatolia, Turkey): Implication for the role of pyroxenite and lithospheric thickness. Lithos, 416, 106671. https://doi.org/10.1016/j.lithos.2022.106671
Pang, K.N., Chung, S.L., Zarrinkoub, M., Mohammadi, S., Yang, H.M., Chu, C.H., Lee, H.Y., and Lo, C.H. (2012) Age, geochemical characteristics and petrogenesis of Late Cenozoic intraplate alkali basalts in the Lut–Sistan region, eastern Iran. Chemical Geology, 306, 40-53. http://dx.doi.org/10.1016/j.chemgeo.2012.02.020
Pearce, J.A. (1983) Role of the Sub-Continental Lithosphere in Magma Genesis at Active Continental Margins. In C.J. Hawkesworth, and M.J., Norry, Eds., Continental Basalts and Mantle Xenoliths, 230-249. Shiva Cheshire.
Pearce, J.A., and Cann, J.R. (1973) Tectonic setting of basaltic volcanic rocks determined using trace elements analysis. Earth and Planetary Science Letters, 19(2), 290– 300. https://doi.org/10.1016/0012-821X(73)90129-5
Pearce, J.A., and Norry, M.J. (1979) Petrogenetic implications of Ti, Zr, Y and Nb variation in volcanic rocks. Contributions to Mineralogy and Petrology, 69(1), 33–47. https://doi.org/10.1007/BF00375192
Priestley, K., and McKenzie, D. (2006) The thermal structure of the lithosphere from shear wave velocities. Earth and Planetary Science Letters, 244, 285–301. https://doi.org/10.1016/j.epsl.2006.01.008
Rollinson, H.R. (1993) Using geochemical data: evaluation. Presentation, Interpretation. 352 p. Longman Scientific and Technical, Wiley, New York.
Sahandi, M., and Soheili, M. (2014) Geological Map of Iran, scale 1:1000000. Geological Survey of Iran, Tehran, Iran.
Schweitzer, E.L., Papike, J.J., and Bence, A.E. (1979) Statistical Analysis of Clinopyroxenes from Deep-sea Basalts. American Mineralogist, 64, 502-513. https://doi.org/10.1029/GL005i007p00573
Shea, T. (2017) Bubble nucleation in magmas: A dominantly heterogeneous process? Journal of Volcanology and Geothermal Research, 343, 155-170. https://doi.org/10.1016/j.jvolgeores.2017.06.025
Shea, T., and Hammer, J. (2013) Kinetics of cooling- and decompression-induced crystallization in hydrous mafic-intermediate magmas, Journal of Volcanology and Geothermal Research, 260, 127-145. https://doi.org/10.1016/j.jvolgeores.2013.04.018
Soesoo, A. (1997) A multivariate statistical analysis of clinopyroxene composition: empirical coordinates for the crystallization P-T estimations. Geological Society of Sweden (Geologiska Föreningen), 119, 55- 60. http://dx.doi.org/10.1080/11035899709546454
Sun, S.S., and McDonough, W.F. (1989) Chemical and isotopic systematics of oceanic basalts implications for mantle composition and processes. In A.D. Saunders, and M.J. Norry, Eds., Magmatism in Ocean Basins. 313–335. Geological Society Special Publication, London, http://dx.doi.org/10.1144/GSL.SP.1989.042.01.19
Temel, A., Yürür, T., Alici, P., Varol, E., Gourgaud, A., Bellon, H., and Demirbağ, H. (2010) Alkaline series related to Early-Middle Miocene intra-continental rifting in a collision zone: An example from Polatlı, Central Anatolia, Turkey. Journal of Asian Earth Sciences, 38, 6, 289-306. http://dx.doi.org/10.1016/j.jseaes.2009.12.017
Wang, Y.L., Zhang, C.J. and Xiu, S.Z. (2001) Th/Hf-Ta/Hf identification of tectonic setting of basalts. Acta Petrologica, 17(3), 413-421.
Warr, L.N. (2021) IMA–CNMNC approved mineral symbols. Mineralogical Magazine, 85(3), 291–320. https://doi.org/10.1180/mgm.2021.43
White, W.M. (2013) Geochemistry. 660 p. Wiley-Blackwell, USA, First edition,
Zhengfu, G., Marjorie, W., Maoliang, Z., and Lihong, Z. (2013) Post-collisional, K-rich mafic magmatism in south Tibet: constraints on Indian slab to wedge transport processes and plateau uplift. Contributions to Mineralogy and Petrology, 165(6), 1311-1340. https://doi.org/10.1007/s00410-013-0860-y
دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 61
پترولوژی، سال شصت و یکم، پیاپی 61، شماره اول، 1404
فروردین 1404
صفحه 23-50
  • تاریخ دریافت: 18 دی 1403
  • تاریخ بازنگری: 22 اسفند 1403
  • تاریخ پذیرش: 25 اسفند 1403